علیرضا بدیع
پاییز می رسد که مرا مبتلا کند
با رنگ های تازه مرا آشنا کند
پاییز می رسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچه، جا کند
او می رسد که از پس نه ماه انتظار
راز درخت باغچه را بر ملا کند
او قول داده است که امسال از سفر
اندوه های تازه بیارد ـ خدا کند
او می رسد که باز هم عاشق کند مرا
او قول داده است به قولش وفا کند
پاییز عاشق است و راهی نمانده است
جز این که روز و شب بنشیند دعا کند
شاید اثر کند و خداوند فصل ها
یک فصل را به خاطر او جا به جا کند
تقویم خواست از تو بگیرد بهار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند
خش خش… صدای پای خزان است، یک نفر
در را به روی حضرت پاییز وا کند
علیرضا بدیع
هربرت الکساندر سایمون (۲۰۰۱-۱۹۱۶ میلادی) از صاحب نظران مدیریت، تصمیم گیری را جوهر و اساس…
مدتی قبل متن کتاب « سرگذشت مدیریت صنعتی در ایران » از سوی خانم دکتر…
بیایید واحد بازاریابی را مانند یک انسان در نظر بگیریم. این فرد در طول روز…
یکی از مسائل مهمی که در فرآیند تحقیقات بازاریابی باعث دشواری کار میشود، عدم اطمینان…
امروزه در ایران فرآیند بازاریابی به شکل علمیتری دنبال میشود و تحقیق در آن جایگاه…