درامستیک

#اولین روز تابستان : کمپین موفق بستنی درامستیک

تابستان فصل تعطیلات و تفریح است. افراد زمان کافی را دارند و در شهر خود یا در سفر به سرگرمی‌های متنوعی مشغول می‌شوند؛ از صحنه‌های خوش تفریحات تابستانی خود عکس و فیلم می‌گیرند و در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارند. برای بستنی معروف شرکت نستله به نام درامستیک چه فرصتی بهتر از این؟ برند درامستیک از این فرصت استفاده کرد تا در اولین روز تابستان سال ۲۰۱۵ در شبکه‌های اجتماعی یک کمپین برگزار کند؛ ولی به جای ساختن ویدیوهای تبلیغاتی و تکرار روش‌های معمول، این بار از زاویه متفاوتی به موضوع پرداخت و مصرف‌کنندگان را به نقطه کلیدی کمپین تبدیل کرد.

درامستیک در اولین روز تابستان، به چندین محل سرگرمی‌های تابستانی سر زد و از بین مردمی که در شهربازی مشغول تفریح بودند و یا حتی افرادی که در حیاط خانه خود کباب درست می‌کردند و… به سراغ طرفداران بستنی درامستیک رفت؛ از آن‌ها دعوت کرد که ستاره تبلیغاتی درامستیک باشند و در مقابل دوربین، یک بستنی بخورند.

این ویدیوها به صورت زنده در شبکه اجتماعی پریسکوپ پخش می‌شد. در این شبکه اجتماعی کاربران می توانند شما را به صورت زنده مشاهده و دنبال کنند، در لحظه نظر بدهند و لایک و قلب بفرستند. اکانت پریسکوپ به توییتر وصل است، به همین دلیل کاربران توییتر به سرعت از وجود این برنامه آنلاین باخبر شدند و به کانال درامستیک رفتند تا ویدیوهای زنده بستنی خوردن افراد را ببینند.

درامستیک صد نفر را استخدام کرده بود که به طور هم‌زمان، این رویداد را با هشتگ اولین روز تابستان در توییتر منتشر کنند. چهار اینفلوئنسر هم با کمپین همکاری می‌کردند و ویدیوهایشان را در حال خوردن بستنی درامستیک با هشتگ اولین روز تابستان در کانال اختصاصی پریسکوپ خود قرار دادند. از طرفی یک تیم توییتری صدنفره هم‌زمان با توییت‌های هشتگ‌دار خود، کمپین را تقویت می‌کردند و باعث افزایش تعداد مخاطبان می‌شدند.

در اولین روز تابستان، ظرف تنها ۱۲ ساعت، کانال درامستیک بیش از ۵ هزار مشاهده و ۵۰ هزار لایک به دست آورد. اینفلوئنسرهای کمپین نیز ۱۵۰۰ مشاهده و ۶۴ هزار لایک دریافت کردند. مدیر برند درامستیک اعلام کرد که استراتژی آن ها در این کمپین شبکه های اجتماعی بسیار موفق عمل نموده است.

درامستیک

نکات برجسته کمپین

قرار دادن مصرفکنندگان در مرکز توجه کمپین

درامستیک در این کمپین مشتری‌مداری را به حد اعلا رسانده بود و از مصرف‌کنندگان دعوت می‌کرد که ستاره تبلیغاتی برند خود باشند. این روش احساس تعلق عمیقی بین برند و مخاطبان ایجاد می‌کند.

داشتن برنامهریزی جامع و اجرای همهجانبه

کمپین از طریق پنج کانال پریسکوپ (یک کانال رسمی برند درامستیک و چهار کانال پرطرفدار اینفلوئنسری) در عرض ۱۲ ساعت ۲۵ ویدیو زنده را پخش کرد و صد اکانت توییتر از کمپین پشتیبانی می‌کردند.

استفاده هوشمندانه از فرصت تعطیلات تابستانی و پیوند بستنی با تفریح

فصل گرما، تعطیلات و تفریح، بهترین موقعیت برای مطرح کردن یک برند بستنی است. درامستیک از این فرصت به شکل هوشمندانه‌ای استفاده کرد و بستنی، تابستان و تفریح را در یک قاب خوشایند کنار هم قرار داد.

این کمپین به عنوان یکی از نمونه‌های موفق کمپین بازاریابی دیجیتال نشان داد که چه طور یک برند می تواند مخاطبان خود را به هیجان بیاورد و در عرض تنها ۱۲ ساعت، هزاران مشاهده و قلب دیجیتالی را برای خود به ارمغان بیاورد.

 

۱. Nestle
۲. Drumstick
۳. Periscope
۴.Influencer4
اینفلوئنسرها در شبکه های اجتماعی، کسانی هستند که طرفداران فراوانی دارند و به واسطه شهرت و محبوبیت خود می توانند
بسیار تأثیرگذار باشند. در شماره دوم ماهنامه نگاه شرقی به این موضوع پرداخته شده است.

:منابع

Periscope case study: Nestle turns camera on customers to generate social buzz (2016), www.digitaltrainingacademy.com

کالاهای تندمصرف

تغییر در راه است : نگاه مصرف کننده امروزی به کالاهای تندمصرف

در ارتباط با کالاهای تندمصرف تغییراتی شکل گرفته است که اطلاع از آن‌ها برای بازاریابی و تبلیغات این کالاها ضروری به نظر می‌رسد. این رویکردها ترکیبی از مسائل جامعه‌شناسی، روانشناسی، اقتصاد، سلامت و… را در برمی‌گیرد و شناخت همه جانبه‌ای از بازار کالاهای تندمصرف فراهم می‌کند تا از این طریق بازاریابان بتوانند در دستیابی به اهداف فروش و برندسازی محصولات موفق شوند.

کالاهای تندمصرف

معیار انتخاب کالا

انبوه اطلاعاتی که از رسانه‌های مختلف به سمت مشتریان سرازیر می‌شود، آن‌ها را نسبت به سبد خرید خود حساس‌تر کرده است. معیارهای جدیدی در انتخاب کالا پدید آمده است و این اتفاق می‌تواند ساختار برندسازی کالاهای تندمصرف را دگرگون ‌کند.

تمایل به مصرف کالاهای طبیعی و ارگانیک: از یک سو تولید انبوه، کشاورزی صنعتی، اصلاح ژنتیکی بذرها و استفاده از کودهای شیمیایی، باعث کاهش کیفیت و ارزش غذایی محصولات شده و از سویی دیگر سودجویی عده‌ای از تولیدکنندگان صنایع غذایی منجر به استفاده از مواد اولیه مضر و انواع تخلفات در تولید شده است. با رسانه‌ای شدن این تخلفات، اعتماد مشتریان به محصولات کارخانه‌ای در حال کاهش است. شمار روزافزون فروشگاه‌های لبنیات سنتی، روغن‌ کنجد، عطاری، محصولات خانگی بدون برند و… خود بیانگر واکنش جامعه و تغییر در سبد خرید خانوارها است. همچنین استفاده از کلمه ارگانیک روی بسته‌بندی محصولات مختلف بسیار متداول شده است و تولیدکنندگان می‌کوشند مفهوم سلامت و طبیعی بودن را با برند خود پیوند دهند.

 

دقت بر مواد تشکیلدهنده کالاها و میزان کالری دریافتی: اطلاعاتی که از رسانه‌های مختلف پیرامون مسائل تغذیه، سلامت، زیبایی و… منتشر می‌شود، بر نگرش‌ها و معیارهای مصرف‌کنندگان تأثیر می‌گذارد. مشتریان به نشان سیب سبز سلامت بر روی بسته‌بندی محصولات خوراکی توجه می‌کنند و تولیدکنندگان ملزم به درج جدول ارزش غذایی روی بسته‌بندی محصولات هستند. در حال حاضر  شرکت‌های تولیدکننده مواد خوراکی برای پاسخ به شرایط موجود و گرایش‌ها مشتریان، به تولید محصولات رژیمی، بدون قند، کم‌چربی و گیاهی روی آورده‌اند.

 

توجه به مسئولیت اجتماعی شرکتها: مصرف‌کنندگان امروزی نسبت به مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها حساسیت پیدا کرده‌اند و از برندها انتظار دارند که به حفظ محیط‌ زیست و فعالیت‌های بشردوستانه بپردازند. حفظ محیط‌ زیست در تمامی مراحل تولید، بسته‌بندی، بازیافت و… به شکل‌های مختلفی نمود پیدا می‌کند. برگزاری کمپین «نه به کیسه‌های پلاستیکی»، طرح‌های تفکیک زباله، و عدم خرید محصولات وابسته به قطع درختان و… نمونه‌ای از اقداماتی است که مصرف‌کنندگان برای حفظ محیط‌زیست انجام می‌دهند و تولیدکننده را نیز به پیروی از آن وادار می‌کنند. گرایش به فعالیت‌های خیریه و عام‌المنفعه نیز از دیگر رویکردهای تأثیرگذار بر مصرف‌کنندگان امروز است. به همین خاطر شرکت‌ها می‌کوشند با انجام امور عام‌المنفعه و اجرای کمپین‌های بشردوستانه توجه مصرف‌کنندگان را به برند خود جلب نمایند.

 

عدم توجه و اعتماد به تبلیغات: افزایش حجم تبلیغات که از کلیه رسانه‌های سنتی و مدرن پخش می‌شود و تمامی جنبه‌های زندگی را در برگرفته است، موجب کاهش توجه افراد به تبلیغات شده است. امروزه مردم با استفاده از انواع ترفندها، ابزارها، افزونه‌ها و روش‌های ممکن، سعی می‌کنند خود را از تیررس این آگهی‌ها خارج کنند. استفاده غیراصولی از تبلیغات، باور عموم را نسبت به پیام‌های تبلیغاتی کاهش داده و عدم رعایت اخلاق و صداقت، موجب بی‌اعتمادی مخاطبان به تبلیغات شده است. شرکت‌ها برای اثبات صحت پیام‌های تبلیغاتی خود به روش‌های گوناگونی روی ‌آورده‌اند. به عنوان مثال قرعه‌کشی‌های خود را در برنامه‌های زنده تلویزیونی و با حضور نمایندگان مراجع قانونی برگزار می‌نمایند و پس از آن با برندگان جوایز تبلیغاتی مصاحبه می‌کنند.

کالاهای تندمصرف

اینترنت، منبع جمعآوری اطلاعات: فرایند انتخاب کالاهای تندمصرف، چندان پیچیده و دشوار نیست و اغلب افراد پیش از تصمیم‌گیری، وقت زیادی برای جمع‌آوری و بررسی اطلاعات نمی‌گذارند. با این حال در صورتی که یک کالا پیچیدگی خاصی داشته باشد یا مشتری بخواهد اطلاعاتی در مورد آن به دست بیاورد، به اینترنت مراجعه می‌کند. وب‌سایت تولید‌کننده و سایت‌های مستقل اطلاعات متنوعی را در مورد ویژگی‌های یک کالا ارائه می‌دهند. همچنین تالارهای گفتگو و شبکه‌های اجتماعی، نقش پررنگی در این میان دارند و نظرات و سؤالات افراد و تجربه مشتریان را از مصرف یک کالا به اشتراک می‌گذارند. این موارد، اینترنت را به منبعی سریع، آسان و پایان‌ناپذیر برای جمع‌آوری اطلاعات پیش از خرید تبدیل کرده است.

روش خرید

افزایش کاربرد فناوری در تمامی عرصه‌های حیات اقتصادی و اجتماعی، به کارها سرعت بخشیده و سبک زندگی‌ را دگرگون کرده است. ابزارها و خدمات بسیاری شکل گرفته که علاوه بر افزایش سرعت و راحتی خرید، رفتار مصرف‌کنندگان را نیز تحت تأثیر قرار داده است. از طرفی با افزایش خدمات، انتظارات و خواسته‌های مصرف‌کنندگان بالا رفته و به‌روزرسانی ابزارها و خدمات موجود را به یک فرآیند دائمی تبدیل کرده است.

 

سبک خرید: ظهور فروشگاه‌های زنجیره‌ای بزرگ، سبک خرید کالاهای تندمصرف را تغییر داده است. این فروشگاه‌ها طیف وسیعی از محصولات را عرضه می‌کنند، تخفیف‌های متنوع و جذابی ارائه می‌دهند و روش‌های ترفیعی گوناگونی برای جلب مشتری دارند. این فروشگاه‌ها عمدتاً انواع قرعه‌کشی‌ها و جشنواره‌های‌ فروش را برگزار می‌کنند و برخی با داشتن امکاناتی نظیر رستوران و فضای بازی کودکان، فرایند خرید را با تفریح و لذت درآمیخته‌اند. تمامی این موارد، در کنار تمایل به صرفه‌جویی در وقت، مشتریان را ترغیب می‌کند که خرید روزانه کالای تندمصرف را به خرید هفتگی یا ماهانه از فروشگاه‌های زنجیره‌ای بزرگ تبدیل کنند و از همه مهم‌تر از تخفیف‌های ویژه بهره‌مند شوند. این خریدهای عمده، بسته‌بندی، ترفیع و توزیع کالاهای تندمصرف را تحت تأثیر قرار می‌دهد. برخی برندهای تندمصرف برنامه‌های تبلیغاتی و ترفیعی خاصی را به طور اختصاصی در این فروشگاه‌ها برگزار می‌کنند.

روش پرداخت: با ورود فناوری به عرصه اقتصاد پول نقد رفته رفته جای خود را به کارت‌های بانکی می‌دهد. این موضوع بر رفتار خرید مردم مؤثر است. استفاده از کارت بانکی اثر روانی خرج کردن پول نقد را ندارد. مشتریانی که بین قفسه‌های فروشگاه گردش می‌کنند، در لحظه پرداخت مبلغ و کشیدن کارت، ظاهراً چیزی را از دست نمی‌دهند. در نتیجه گرایش بیشتری به خرج‌کردن دارند (مارکمن، ۲۰۱۰) و این موضوع می‌تواند حجم خرید را در هر بار مراجعه به فروشگاه افزایش دهد.

 

خرید تلفنی: تمایل مشتریان به سرعت و سهولت در خرید، موجب شده است که فروشگاه‌های محلی خدماتی را برای خرید تلفنی و تحویل درب منزل در نظر گیرند. این خدمات برای فروشگاه‌های محلی نسبت به فروشگاه‌های زنجیره‌ای یک مزیت رقابتی می‌سازد و با تحویل کالا درب منزل، موجبات رضایت مشتریان را فراهم می‌کند.

خرید اینترنتی: خرید اینترنتی کالاهای تندمصرف در کشورهای توسعه‌یافته امری رایج است اما به نظر می‌رسد این پدیده در ایران، هنوز در ابتدای مسیر خود باشد. با توسعه فروشگاه‌های آنلاین فعلی و ظهور فروشگاه‌های جدید، در کنار بهبود زیرساخت‌های خدمات اینترنتی و پرداخت آنلاین، می‌توان انتظار داشت که روند فرهنگ خرید اینترنتی در ایران رشد روزافزونی پیدا کند.

کالاهای تندمصرف نوظهور

با تغییر سبک زندگی، نیازهای جدیدی شکل می‌گیرد و کالاهای جدیدی نیز برای پاسخگویی به آن‌ها تولید و عرضه می‌شوند. برخی کالاها کاملاً جدید هستند، بعضی دیگر برای انطباق بیشتر با شرایط فعلی بازتعریف و در شکلی جدید روانه بازار می‌شوند.

کالاهای تندمصرف

محصولات فوری و آماده: با اشتغال بانوان، از یک‌ سو درآمد خانوارها افزایش می‌یابد و از سویی دیگر نیاز به محصولاتی که پیشتر در خانه و توسط بانوان خانه‌دار تهیه و تولید می‌شد، بیشتر می‌شود. پدید آمدن خانوارهای تک‌نفره و زندگی مجردی عده‌ای از جوانان نیز بازار دیگری برای این‌گونه محصولات ایجاد کرده است. نتیجه اینکه تقاضا برای انواع موادغذایی آماده پخت، نیمه آماده، منجمد، کنسروی و… در کنار محصولات فوری نظیر چای کیسه‌ای و قهوه فوری، افزایش چشمگیری داشته است. البته فرهنگ مصرف امروز به طور کلی به سرعت و راحتی گرایش دارد و این کالاها به عضو دائم سبد خرید اکثر خانوارها تبدیل شده‌اند.

کالاهای الکترونیک تندمصرف: سرعت پیشرفت تکنولوژی و امکانات جدیدی که به کالاهای الکترونیک افزوده می‌شود، خواسته‌های جدیدی را در کاربران پدید می‌آورد. این خواسته‌ها موجب می‌شود محصولات فعلی به سرعت منسوخ شده و نیاز به تعویض داشته باشند. گوشی‌های تلفن همراه، حافظه‌های ذخیره‌سازی اطلاعات، دستگاه‌های پخش موسیقی و… حتی اگر دچار اشکال نباشند، با عرضه نمونه‌های جدیدتر که ظرفیت و قابلیت‌های بیشتری دارند، کنار گذاشته می‌شوند. این پدیده باعث شده است که برخی از کالاهای الکترونیکی که در گذشته بادوام به حساب می‌آمدند، بازتعریف شده و در گروه کالاهای تندمصرف جای بگیرند.

کالاهای یکبار مصرف: در سبک زندگی جدید، تمایل به راحتی و سرعت باعث افزایش تقاضا برای کالاهای یک‌بار مصرف‌شده است. افتتاح فروشگاه‌های اختصاصی عرضه کالاهای یک‌بار مصرف رو به افزایش است و این کالاها تبدیل به جز جدایی‌ناپذیر جشن‌ها و عزاداری‌ها، مهمانی‌ها، گردش‌، سفر و.. شده اند. حتی همان مشتریانی که به سلامت خود و حفظ محیط ‌زیست اهمیت می‌دهند، در حال استفاده از کالاهای پلاستیکی یک‌بارمصرفی هستند که در صورت استاندارد نبودن ممکن است مضرات فراوانی برای مصرف‌کننده و محیط زیست داشته باشند.

تغییر یک فرآیند دائمی و گریزناپذیر است. در این میان تنها راهکار، شناختن و آگاهی یافتن از تغییرات و انطباق هرچه بیشتر با آن‌هاست. در غیر این صورت، ممکن است کوچک‌ترین تغییرات نیز به تهدید تبدیل شوند. امروزه سبک زندگی افراد و اطلاعات جدیدی که در تعامل با اطرافیان و رسانه‌ها به دست می‌آورند؛ معیار انتخاب کالا و روش‌ خرید آن‌ها را تغییر داده و الگوهای تازه‌ای را در مصرف کالا ایجاد کرده است. این الگوها گاهی ممکن است مانند یک مد گذرا باشند و گاهی ساختار بازار را برای همیشه تغییر ‌دهند. مهم این است که بازاریابان با شناخت شرایط فعلی و به‌روزرسانی اطلاعات خود، به بازار اشراف دائمی داشته باشند تا بتوانند تصمیمات مطمئن‌تری بگیرند.

۱. Nestle
۲. Drumstick
۳. Periscope
۴. Influencer
اینفلوئنسرها در شبکه های اجتماعی، کسانی هستند که طرفداران فراوانی دارند و به واسطه
شهرت و محبوبیت خود م یتوانند بسیار تأثیرگذار باشند. در شماره دوم ماهنامه نگاه شرقی به
این موضوع پرداخته شده است.

:منابع

Art Markman (2010), Spending and credit cards, www.psychologytoday.com

باشگاه مشتریان

باشگاه مشتریان : مدل کسب و کار کالاهای تند مصرف

واقعیت این است که همه مردان مفتخر به داشتن موی صورت به شما میگویند که تیغ اصلاح، گرانتر از آن چیزی است که باید باشد؛ اما یوجین حالا خیالش راحت است و میداند که در تاریخ مشخصی از ماه که خودش تعیین کرده است، میتواند منتظر رسیدن تیغ اصلاح محبوبش باشد. او چند ماه است که به پیشنهاد دوستانش به باشگاه مشتریان دالر شیو کلاب۱ پیوسته است و در زمان معینی از ماه با یک مبلغ نازل، مجموعه محصولات اصلاح صورت را دریافت میکند. خانوادهاش هم از گلایههای او در مورد گران بودن تیغ اصلاح و درنتیجه صورت همیشه زبرش راحت شدهاند.

باشگاه مشتریان

آغاز یک انقلاب

مارک لوین۲و مایکل دوبین۳ در یک مهمانی مشغول گفتگو بودند که برای این معضل فکری به نظرشان رسید. آن‌ها در همان سال (آوریل ۲۰۱۱) با کمک چند سرمایه‌گذار، شرکت و وب‌سایت دالر شیو کلاب را تأسیس کردند. دالر شیو کلاب در ابتدا یک وب‌سایت فروش تیغ اصلاح بود که به روش باشگاه مشتریان اداره می‌شد. مشتریان بعد از ثبتنام در باشگاه، چند انتخاب پیش رو داشتند که طبق آن نوع تیغ و زمان دریافت آن را انتخاب می‌کردند. سپس در فواصل زمانی تعیین‌شده، بسته محصول انتخابی خود را دریافت می‌کردند. دالر شیو کلاب با قیمت‌های مناسب، خوش‌قولی در ارسال محصولات و کیفیت قابل رقابت با برندهای مشهور، رضایت مشتریان را به دست آورد. با گذشت زمان تعداد اعضای باشگاه افزایش پیدا کرد و به سه میلیون نفر رسید. این شرکت هم‌اکنون علاوه بر عرضه تیغ‌های اصلاح ساخت شرکت دارکو۴، با تولید انواع محصولات حمام آقایان، تبدیل به یک تولیدکننده بزرگ کالاهای تندمصرف شده است.

باشگاه مشتریان

 اما باشگاه مشتریان چیست و چرا استفاده از آن به عنوان یک مدل کسب و کار تا این حد می‌تواند موفقیت‌آمیز باشد؟

باشگاه مشتریان یک محفل ارتباطی۵ بین افراد یا سازمان‌هاست که توسط شرکت تولیدکننده کالا تأسیس می‌شود و هدف آن برقراری ارتباط بلند‌مدت با مشتریان و افزایش وفاداری آنها به وسیله ارائه امتیازات مختلف است. امروزه این بستر ارتباطی اغلب در اینترنت شکل می‌گیرد و می‌تواند متشکل از وب‌سایت، نرم‌افزار موبایل و سایر ابزارهای ارتباط دیجیتال باشد. باشگاه مشتریان اهداف زیر را دنبال می‌کند:

 

برقراری ارتباط مستقیم با مشتریان

ایجاد حس تعلق و پیوند عاطفی بین مشتری و برند

تداوم ارتباط، حفظ مشتری و ایجاد وفاداری

افزایش فروش و سود ناشی از هر مشتری

شناخت عمیق مشتری با کمک اطلاعات پروفایل مشتری، نظرات و سبک خرید او

باشگاه‌ مشتریان مجموعه‌ای از امتیازات مالی و غیرمالی را به اعضای خود ارائه می‌دهد.

امکان خرید محصول با تخفیف‌های متنوع

داشتن شرایط خرید ویژه مانند خرید اعتباری و تحویل رایگان

دریافت انواع جوایز بر اساس میزان خرید یا شرکت در قرعه‌کشی

شرکت در مراحل ایده‌پردازی‌ و ساخت محصول جدید

شرکت در محافل و ضیافت‌های اختصاصی برند

و…

لیست امتیازاتی که باشگاه به اعضای خود می‌دهد، می‌تواند بسیار طولانی و متنوع باشد. چرا که شرکت‌ها همواره برای افزایش جذابیت باشگاه مشتریان خلاقیت به خرج می‌دهند و برنامه‌های هیجان‌انگیزی طراحی می‌کنند تا مشتری را درگیر نموده و ارتباطش را با برند حفظ کنند.

باشگاه مشتریان

باشگاه مشتریان به عنوان مدل کسب و کار

 باشگاه مشتریان یک ابزار ارتباط با مشتری است اما می‌تواند به عنوان کانال توزیع نیز عمل کند و بستری برای فروش کالا به مشتری باشد. این مدل کسب و کار به شکل‌های متنوعی قابل پیاده‌سازی است و از نظر حجم کالا، ترکیب بسته محصول، روش تحویل و زمان‌بندی ارسال، انعطاف بسیار خوبی دارد. در باشگاه مشتریان دالر شیو کلاب اعضای باشگاه بسته محصولات مورد نیاز خود را از بین چند گزینه انتخاب می‌کنند و بسته به صورت ماهانه برایشان ارسال می‌شود؛ اما برجسته‌ترین مزیت فروش از طریق باشگاه مشتریان ارائه تخفیف‌های چشمگیر و قیمت پایین کالاهاست. سؤال اینجاست که چرا در باشگاه می‌توان کالا را با چنین تخفیف‌هایی عرضه کرد؟

اولین دلیل این است باشگاه مشتریان، کالا را به طور مستقیم از تولیدکننده به مصرف‌کننده عرضه می‌کند. در نتیجه واسطه‌های فروش حذف می‌شوند و در نبود هزینه‌های خرده‌فروشی، قیمت تمام‌شده محصول پایین می‌آید. (همان‌طور که می‌دانید وقتی ما از یک فروشگاه خرید می‌کنیم قیمتی را برای کالا می‌پردازیم که متشکل از ارزش کالا، سود خرده‌فروش، هزینه مالیات، حقوق کارمندان فروش و تمام هزینه‌های جاری فروشگاه است.) باشگاه مشتریان یک کانال توزیع مستقیم است که با حذف واسطه‌ها قیمت تمام‌شده کالا را به شدت کاهش می‌دهد.

دومین دلیل این است که باشگاه مشتریان نسبت به رقبا هزینه بسیار کمتری را صرف بازاریابی و تبلیغات می‌کند. در حالی که سایر رقبا باید برای جلب مشتری تبلیغات گسترده‌ و پرهزینه‌ای داشته باشند، باشگاه مشتریان بر روی حفظ مشتری فعلی و افزایش فروش به او تمرکز دارد. (لیتون هیل، ۲۰۱۴) همچنین می‌توان از همکاری مشتریان فعلی برای جذب مشتری جدید استفاده کرد. بدین ترتیب هزینه‌های جلب و نگه‌داشتن مشتری به حداقل می‌رسد و با صرفه‌جویی در هزینه بازاریابی و تبلیغات، قیمت تمام‌شده کالا باز هم کاهش پیدا می‌کند.

چنان‌که شرح داده شد، قیمت پایین محصولات، بزرگ‌ترین مزیت باشگاه مشتریان است؛ اما دلایل استقبال خریداران به این نکته ختم نمی‌شود. رابی کلمن بکستر۶، مشاور، استراتژیست و سخنران حوزه بازاریابی، معتقد است که امروزه مشتریان به دنبال دو امر مهم هستند: پیوند اجتماعی۷ و سهولت۸ (در دریافت کالا و استفاده از آن) باشگاه مشتریان به عنوان بستر فروش کالا، هر دو نیاز مشتری را برآورده می‌کند. (اتان وایتهیل، ۲۰۱۶)

به عنوان مثال دالر شیو کلاب با ایجاد یک اجتماع هویت‌دهنده (که کالاهای اختصاصی مورد نیاز آقایان را عرضه می‌کند) و به رسمیت شناختن افراد به‌ عنوان عضو باشگاه و همچنین با ارسال دقیق بسته‌ای که مشتری انتخاب کرده است، این حس تعلق اجتماعی را در مخاطب پدید آورده و از آن برای فروش محصولات خود استفاده می‌کند؛ به عبارتی دالر شیو کلاب فقط محصول نمی‌فروشد، بلکه یک حس و تجربه را به مخاطب عرضه می‌کند. (ریو کوری، ۲۰۱۷; پیتر هرنرایتر، ۲۰۱۴) باشگاه مشتریان با عرضه کالا به قیمت پایین و ایجاد حس تعلق اجتماعی، موجب جلب رضایت و وفاداری مشتری می‌شود و برای تولیدکننده، یک کسب و کار پرسود به ارمغان می‌آورد. امنیت و پیش‌بینی‌پذیری درآمد ناشی از اشتراک ماهانه اعضا، مزیت دیگری برای تولیدکننده است. (کوین وایلد، ۲۰۱۶) در حال حاضر استفاده از باشگاه مشتریان به عنوان مدل کسب و کار بسیار متداول شده و شرکت‌های زیادی در حال تغییر فرآیند فروش خود به مدل باشگاه مشتریان هستند. از جمله شرکت جسیکا آلبا۹، بازیگر مشهور هالیوود، که روی محصولات تندمصرف خانگی تمرکز دارد و کالاهایی مانند پوشک بچه را با قیمتی مناسب‌تر از بازار، برای اعضای باشگاه خود ارسال می‌کند.

ابزار رسیدن به قله

 اما سؤال جالب توجه این است که چگونه دالر شیو کلاب به این موفقیت عظیم دست پیدا کرد؟ جواب این سؤال را باید در نحوه تأسیس یک باشگاه مشتریان موفق جستجو کرد. دالر شیو کلاب اصول اساسی پایه‌گذاری و اداره یک باشگاه مشتریان موفق را رعایت کرده است:

  1. داشتن هدف مشخص و متمرکز: فروش تیغ اصلاح مردانه با قیمت نازل.
  2. تعریف کردن گروه هدف۱۰ به طور دقیق: مردان.
  3. انتخاب منافع مادی و غیرمادی جذاب برای مشتریان: آنچه برای مردان مهم بود یعنی قیمت پایین و ایجاد حس تعلق به گروه.
  4. طراحی یک برنامه مالی۱۱ موفق برای باشگاه: ارائه بسته‌های متفاوت با قیمت‌های متنوع و امکان تغییر بی‌دردسر طرح ماهانه برای مشتریان.
  5. تمرکز بر حفظ مشتری: با ارائه بسته‌های انگیزشی و متناسب کردن خدمات طبق نیاز مشتری.
  6. برقراری ارتباط موفق با سه بازیگر اصلی باشگاه مشتریان: اول با اعضای باشگاه، دوم با حمایت‌کنندگان مالی باشگاه و سوم با رسانه‌ها.
  7. استفاده از اطلاعات پایگاه داده۱۲ به شکل درست و مؤثر: بررسی دقیق اطلاعات خرید افراد، پیشنهاد بسته‌های اختصاصی برای هر مشتری با توجه به تاریخچه و الگوی مصرف او.

دالر شیو کلاب با استفاده از این اصول توانست رضایت مشتریان و در نتیجه دفعات خرید، ماندگاری و وفاداری اعضا را به حد قابل ملاحظه‌ای بالا ببرد. موفقیت چشمگیر این باشگاه، شرکت یونیلور۱۳ را به صرافت انداخت که در سال ۲۰۱۶، دالر شیو کلاب را به قیمت یک میلیارد دلار خریداری کند.

 

۱. Dollar Shave Club
۲. Mark Levine
۳. Michael Dubin
۴. Darco
۵. Communicative Union
۶. Robbie Kellman Baxter
۷. Social Connection
۸. Convenience
۹. Jessica Alba
۱۰. Target Group
۱۱. Financial Plan
۱۲. Database
۱۳. Unilever

:منابع

Ethan Whitehill (2016), Membership-based business models: Capitalize on being in the club, www.retailcustomerexperience.com
Inside the Dollar Shave Club (2016), www.huffingtonpost.com
Jim Gilmartin (2002), To Increase Sales to Boomer+ Customers Consider Developing a Customer Loyalty Club, Coming of Age, Incorporated, www.comingofage.
com
Kevin Wild (2016), How a Subscription Business Model Helped Dollar Shave Club Sell for $1 BILLION, www.boldcommerce.com
Layton Hill (2014), Is the Dollar Shave Club real? How? www.quora.com
Martina Genfors et al. (2007), Is Customer Club a Useful Tool in Creating Customer Loyalty? www.diva-portal.se
Peter Herrnreiter (2014), The Psychology of Belonging: Why People Become Brand Fans, www.marketingprofs.com
Reeve Currie (2017), How to Create a Sense of Belonging for Your Customers, www. Belong-mag.com
Unicornomy Website (2016), Dollar Shave Club Business Model & How Does It Make Money, www.unicornomy.com

برندینگ شخصی

الفبای برندینگ شخصی

 

 اعتبار شخصی AUTHENTICITY

بدانید که مهم‌ترین جنبه‌ برند شما، خود واقعی شماست. دوست من، شما یک برند هستید! هیچ چیزی به جز خود واقعی شما قابل قبول نیست. آنچه  شما را جذاب می‌کند، کشف کنید. برند خود را براساس قدرت‌های واقعی خود بسازید و اجازه دهید تا شما را به سمت مسیر شناخته شدن هدایت کند.

برندینگ شخصی

 وبلاگ BLOG 

از یک وبلاگ برای برندینگ شخصی خود کمک بگیرید. دیدگاه خود را نشر دهید. در عصر رسانه‌های دیجیتال، برای برندینگ شخصی امکانات گسترده‌ای در اختیار شماست. می‌توانید ایده‌ها و دیدگاه‌های خود را هر زمانی که بخواهید، منتشر کنید. پس یک وبلاگ بسازید و آن را گسترش دهید.

طراحی  DESIGN

یک هویت هوشمندانه و شکیل برای خودتان طراحی کنید. شما بایستی ظاهری آراسته داشته باشید و هر چیزی را که ارائه می‌دهید، باید دارای وقار و هم‌خوانی باشد. برای خودتان یک لوگوی جذاب، یک پالت رنگ‌های اختصاصی و استانداردهای طراحی تعریف کنید تا هویت بصری برند شما به خوبی مشخص و متمایز شود.

محتوا  CONTENT

برای ارتباط برقرار کردن با مخاطبان هدف خود، محتوا تولید کنید. محتوای باارزش مثل آهنرباست. در وبلاگ خود (یا در کنار آن) ترکیب جذابی از محتوا در فرمت‌های مختلف ایجاد کنید تا شناخت و اعتمادی که برندتان نیاز دارد را به دست آورید.

ایمیل EMAIL

یک لیست از مخاطبان ایمیلی برای خود تهیه کنید و آن را گسترش دهید. صاحب مخاطب شوید. ایمیل برگ برنده‌ شما و رسانه‌ی مالی شماست. ایمیل یک راه ارتباطی شخصی، اختیاری و فراگیر است. خود را به ساختن لیستی از ایمیل‌ها متعهد کنید و همواره از این لیست برای تقویت ارتباط خود با مخاطبان بهره ببرید.

 طرفداران   FOLLOWERS

برای خود یک گروه طرفدار بسازید و با آن‌ها گفتگو کنید. رسانه‌های جدید مثل خیابان دوطرفه هستند و فرصت رفت ‌و‌ برگشت اطلاعات را در اختیار شما قرار می‌دهند. شما نمی‌توانید بدون داشتن مخاطب و گفتگو با آن‌ها، صاحب برند شوید. پس از رسانه‌های اجتماعی برای ساختن گروهی از طرفداران که علایق و طرز فکرشان به شما شبیه است، استفاده کنید؛ سپس محتوایی تولید کنید که برای آن‌ها آموزنده و الهام‌بخش باشد.

 کمک‌رسانی  Helping

هر آنچه که در توان شماست را در هر زمانی که می‌توانید عرضه کنید. از خود حسن نیت نشان بدهید. منتظر نمانید تا فرصت‌ها به سمت شما بیایند. برای کمک کردن به دیگران راهی پیدا کنید. برای داوطلب شدن اولین باشید، با مردم ارتباط برقرار کنید و از فعالیت‌های هدفمند و مفیدشان حمایت کنید.

سرچ در گوگل  GOOGLE

ارزیابی کنید که دنیا شما را چگونه می‌بیند. خودتان را در گوگل جستجو کنید و به نتیجه جستجو به عنوان کارت ویزیتی نگاه کنید که همه در سراسر دنیا به آن دسترسی دارند. شما باید همواره نتایج جستجوی نام خود در گوگل را ارزیابی کرده و برای بهتر دیده شدن در نگاه مخاطبان گوگل برنامه‌ریزی داشته باشید.

 افراد تأثیرگذار   Influences

به بالا نگاه کنید و با افرادی که الگوی شما هستند، ارتباط برقرار کنید. بدانید که افراد حرفه‌ای و بانفوذ، دوستان سرشناسی دارند. دوستان جدید، همیشه درهای تازه‌ای به روی شما باز می‌کنند. به دنبال افرادی باشید که پتانسیل رهبر بودن را دارند. آن‌ها را در اطراف خود جمع کنید و راهی پیدا کنید که بتوانید برایشان ارزشمند باشید.

پیوستن به گروه‌های اجتماعی  Joining

به گروه‌های ایده‌پرداز بپیوندید. خودتان را در گروه‌های اجتماعی جا کنید. ارتباط داشتن با دیگران برای رشد برند شما ضروری است. گروه‌هایی را پیدا کنید که عضویت در آن‌ها مایه‌ی افتخار شما باشد؛ در آن‌ها فعال باشید و حضور خود را نشان بدهید.

کلیدواژه ها‌  Keywords

برند شخصی خود را با چند کلیدواژه مناسب مطرح کنید. آیا شما واژه‌نامه‌ شخصی دارید؟ وقتی جستجوکنندگان در گوگل جستجو می‌کنند، چه کلیدواژه‌هایی آن‌ها را به شما می‌رساند؟ برای خود یک لیست کوتاه از کلیدواژه‌های اختصاصی تهیه کنید و از آن‌ها در وب‌سایت و پروفایل تمام رسانه‌های اجتماعی خود استفاده کنید.

لینکداین  LinkedIn

بر کانون برندینگ شخصی در اینترنت مسلط شوید. آدم‌های معمولی در لینکدین جایی ندارند. لینکدین یک شبکه‌ اجتماعی حرفه‌ای است که به عنوان کانون برندینگ شخصی در اینترنت شناخته می‌شود. لینکدین را جدی بگیرید و در آن کامل‌ترین پروفایل را برای خود بسازید.

رسانه   MEDIA 

انرژی خود را در مسیر درست هدایت کنید. با گسترش روزافزون اینترنت، استفاده از آن به عنوان یک رسانه بیشتر از هر زمان دیگری پیچیده‌ شده است؛ پس شما باید در اینترنت فعالیت‌هایی که بیشترین ارزش را در زمینه کاری شما دارند، شناسایی کنید و از آن‌ها به عنوان ابزاری برای ارتقای برند خود استفاده کنید.

 عرضه   Offers

مطالب ارزشمند و رایگان عرضه کنید. با خوانندگان مطالب خود آشنا شوید و آن شخصی باشید که به ازای گرفتن آدرس ایمیل، به خوانندگان خود محتوای ارزشمند و متمایز ارائه می‌دهد.

 رسانه  Network

 

به صورت هدفمند با افراد حرفه‌ای رابطه برقرار کنید. دوستان جدید پیدا کنید. نترسید و دائماً در سطح محلی، منطقه‌ای و جهانی با افراد جدید ارتباط برقرار کنید. کارت ویزیت یا کالای مشابه باارزش‌تر دیگری داشته باشید تا بین افراد پخش کنید. پیگیر باشید و به دوستی‌هایتان ادامه بدهید.

 پادکست    Podcast

میکروفون خود را روشن کنید و آنچه در ذهن‌تان می‌گذرد را بگویید. دیدگاهتان را به گوش مردم برسانید. افراد حرفه‌ای در پادکست‌ها حضور دارند و برنامه اختصاصی خود را می‌سازند. برای این‌که بتوانید از محبوبیت روزافزون این روش بهره ببرید، مهارت‌های کلامی و فن بیان خود را تقویت کنید و از قدرت صدایتان برای برقراری ارتباط با مخاطبان استفاده کنید.

پرسش‌ها  Questions

از مخاطبان خود بخواهید تا در گفتگو شرکت کنند. همه یک شنونده‌ خوب را دوست دارند. پرسش‌هایی را شناسایی کنید که ممکن است مخاطب شما به دنبال جوابش باشد. مشتاقانه پرسش کنید و از افراد بخواهید تا دیدگاه‌های خود را برای شما بگویند. درباره ایده‌هایشان بپرسید و با دقت به نظرات‌شان گوش دهید.

قدردانی از دیگران   Recognizing Others

نام افرادی را که به شما قدرت می‌بخشند، مطرح کنید. موقعیت خود را با دیگران شریک شوید. به تنهایی نمی‌توانید به اهداف خود دست بیابید. در محافل خصوصی و عمومی، از کمک‌های هر شخصی که در توسعه‌ برندینگ شخصی شما نقش داشته است؛ قدردانی کنید.

 صحبت کردن   Speaking

جلوی مخاطبان خود ظاهر شوید. قدرت تریبون غیرقابل‌انکار است. سخنرانان عمومی مانند سخنرانان تخصصی، اعتبار کسب می‌کنند و از مزایای شبکه‌ســازی۲  بهره‌مـند می‌شوند. باید پشت میکروفون بروید و آنچه را که می‌دانید با دیگران به اشتراک بگذارید.

 هدف   Target

از بازار هدف خود شناخت دقیقی به دست بیاورید. آنچه شما می‌گویید برای چه کسانی مهم است؟ درک صحیحی از بازار هدف خود داشته باشید. شخصیتی از خود نشان بدهید که تمرکزش بر نیازهای مخاطبانش و مشکلات آن‌هاست. گفتگو و تحقیق کنید و تا جایی که ممکن است مطالب جدید و مفید یاد بگیرید.

 بی همتا   Unique

گزاره‌ی ارزشی۳  بی‌همتای خود را شناسایی کنید. چه چیزی شما را خاص می‌کند؟ هر برند هدفمندی، یک گزاره‌ی ارزشی بی‌همتا دارد. اگرچه ممکن است شما یکی از میلیون‌ها متخصص حوزه خود باشید، ولی باید یک وجه تمایز خاص برای خودتان بسازید و آن را تقویت کنید.

ویدیو   Video 

به لنز دوربین نگاه کنید و بینندگان را مجذوب خود کنید. ویدیو را در سبد رسانه‌ای خود جای دهید. ویدیو اعتماد را افزایش می‌دهد و کمک می‌کند تا در چشم مخاطب، صمیمی و بی‌ریا جلوه کنید. ساختن و انتشار ویدیو ساده است. به لنز دوربین نگاه کنید، آرام باشید و ادامه دهید.

 سنجیدن   examine

پیشرفت خود را با دقت بررسی کنید. آنچه اهمیت دارد را اندازه‌گیری کنید. تحلیل‌های آنلاین، مانند عکس‌برداری اشعه ایکس از تمامی فعالیت‌های اینترنتی شماست. از برنامه تحلیلی گوگل۴  و دیگر ابزارهای موجود استفاده کنید تا از رفتار کاربران سایت خود و آنچه برای بهبود تجربه کاربری آن‌ها نیاز است، اطلاع حاصل کنید.

وب سایت   Website

در اینترنت یک خانه به نام خود بسازید. مالک ملک اینترنتی خود باشید. وب‌سایت شما مثل تله موش و محتوای شما پنیر است. برای برنامه‌ریزی، طراحی، نوشتن و انتشار وب‌سایتی که ستاد مرکزی برند شماست، از بهترین‌ حرفه‌ای‌ها استفاده کنید.

لیست کارهایی که باید انجام دهید   You Do

برای رسیدن به اهداف برندینگ شخصی خود برنامه‌ریزی کنید. آیا می‌دانید که دقیقاً در حال انجام چه کاری هستید؟ توسعه برند شخصی شما یک فعالیت دائمی است. برای شروع برنامه‌ریزی کنید و لیستی از کارهایی که مرتباً باید انجام شود، تهیه کنید.

اشتیاق  Zeal 

اجازه ندهید هیچ مانعی باعث کند شدن شما شود. دنده را در حالت فرامحرک۵  قرار دهید. اشتیاق یعنی داشتن یک شور‌‌‌و‌حال قدرتمند که باعث می‌شود فرد مصمم به انجام کاری باشد. با داشتن اشتیاق، هیچ عنصر دیگری برای برندینگ شخصی موفق نیاز نیست.

۱.Podcast / پادکست یا پادپخش یا تدوین صوتی، مجموعهای از پروندههای رسانه دیجیتال است که
انتشار آن در اینترنت با استفاده از فید صورت میگیرد و توسط کاربران معمولاً بر روی یک پخشکنندهی
موسیقی دیجیتال قابل دریافت و پخش است.
۲.Networking
۳.Value Proposition / گزارهی ارزشی یک قول و وعده است از ارزشی که ما برای مخاطب خلق میکنیم.
گزارهی ارزشی ما با نیاز مخاطب و آنچه او ارزشمند میداند، متناسب است. در نتیجه مخاطب متقاعد میشود
که برای گزارهی ارزشی ما منابع خود )پول، وقت، احساسات و…( را صرف کند. او همچنین اعتماد و باور
دارد که این ارزش را از سوی ما دریافت خواهد کرد. گزارهی ارزشی به طور عمده در تعاملات تجاری )بین
مشتریان و شرکتها( تعریف میشود ولی به برندهای شخصی و هر موقعیتی که در آن دادوستدی انجام
میشود، قابل تعمیم است.
۴.Google Analytics
۵.Overdrive / دندهاى که بدون کم شدن سرعت اتومبیل، باعث کاهش مصرف بنزین مىشود.
منبع:

Seth Price, Barry Feldman. Personal Branding Framework:26 Strategies to Build Brand Recognition. The Road to Recognition. 2017

جایزه کلیو : اسکار تبلیغات

جشنواره‌ی کلیو۱ بزرگ‌ترین و مطرح‌ترین رویداد رقابتی در دنیای تبلیغات است. هرساله آژانس‌های معتبر تبلیغاتی از سراسر دنیا آثار خود را در این جشنواره در معرض داوری قرار می‌دهند و برای تصاحب عنوان بهترین و خلاقانه‌ترین اثر با یکدیگر رقابت می‌کنند.

سیر تکامل تبلیغات

سیر تکامل تبلیغات

صنعت تبلیغات، صنعتی پویا است که پیوسته تحت تأثیر تکنولوژی، رسانه و محیط اقتصادی قرار دارد. در طول قرن‌های اخیر، رشد جوامع و پیشرفت علم و فناوری باعث شکل‌گیری سبک‌های تبلیغاتی و تغییرات مداوم در آن شده است.همچنین مفهوم تبلیغات و فلسفه‌ی آن، تحت تأثیر عوامل فرهنگی و تجاری پیوسته در حال پیچیده‌تر شدن  و تکامل است. این مطالعه، سیر تکامل تبلیغات را از اواسط قرن ۱۵ تا ابتدای قرن ۲۱ مرور می‌کند و وقایعی را مورد بررسی قرار می‌دهد که در گذر زمان صنعت تبلیغات را به طرز چشمگیری کامل‌تر کردند.

سیر تکامل تبلیغات

سیر تکامل تبلیغات

دوران اولیهی چاپ

با صنعتی‌سازی و ماشینی شدنِ چاپ، موجبات سوادآموزی هر چه بیشتر مردم فراهم آمد و همین امر صاحبان کسب‌وکار را به تبلیغ، فراتر از محدوده‌ی محلی کسب‌وکارشان تشویق کرد. تبلیغات در سال‌های اولیه شبیه به تبلیغاتی بود که ما در حال حاضر آن را «تبلیغات طبقه‌بندی‌شده»۱  می‌نامیم. هدف آن‌ها شناساندن محصولات و ارائه‌ی اطلاعات درباره‌ی مکان فروش بود. آگهی‌های روزنامه در آن دوره حرف اول را می‌زدند، هرچند که برگه‌های آگهی (چیزی شبیه تراکت)، پوستر و نقاشی‌های دستی (چیزی شبیه بیلبورد؛ تصاویر را نقاشان به ‌صورت دستی روی دیوار و سایر مکان‌ها می‌کشیدند) از اهمیت زیادی برخوردار بودند. اولین تبلیغ روزنامه‌ای در سال ۱۷۰۴ میلادی برای مشاور املاک لانگ آیلند۲ و اولین ضمیمه‌ی نیازمندی‌ها در سال ۱۷۲۹ در روزنامه‌ی گزت پنسیلوانیا۳ توسط بنجامین فرانکلین۴ چاپ شد. اولین تبلیغ مجله‌ای نیز در سال ۱۷۴۲ در مجله‌ی جنرال فرانکلین۵  منتشر شد.

 

دوران اولیهی آژانسها

آنچه در حال حاضر به عنوان صنعت تبلیغات می‌شناسیم، در قرن نوزدهم به ارمغان آمد. ولنی پالمر۶ ، اولین آژانس تبلیغاتی را در سال ۱۸۴۸ در فیلادلفیا افتتاح کرد.

نسلها و دورههای تاریخچهی تبلیغات

دوران اولیهی چاپ

سیر تکامل تبلیغات

 دوران اولیهی آژانسها

 دوران علمی

 انقلاب خلاقیت

 دورهی پاسخگویی و یکپارچگی

 آژانس جی.واتر تامپسون۷ در سال ۱۸۶۴ تأسیس شد و قدیمیترین آژانس تبلیغاتی است که همچنان فعالیت دارد.

آژانس جی.واتر تامپسون سمت «متصدی امور مشتریان»۸ را ابداع کرد، که به عنوان رابط بین مشتری و آژانس عمل میکند.

سیر تکامل تبلیغات

پی. تی. بارنم۹  یک خوانندهی سوییسی را به آمریکا آورد و با تبلیغات فراوان در روزنامهها، آگهیهای دستی و پوسترها یکی از اولین کمپینها  را تشکیل داد.

سیر تکامل تبلیغات

در سال ۱۸۶۸ آژانس ان. دبلیو.آیر۱۰  سیستم کمیسیونی۱۱ را وارد تبلیغات کرد که طبق آن متخصصان تبلیغات به عنوان کارگزار یا واسطه، زمان و مکان تبلیغات را مشخص و فراهم میکردند و سپس پورسانت کارشان را از مشتری دریافت میکردند. درصدی از مبلغ تبلیغ نیز سهم آژانس تبلیغاتی بود.سیر تکامل تبلیغات

در حالی‌ که تبلیغ‌کنندگان و بازاریابان بیشتر نگرانی‌شان خلق تبلیغی بود که تأثیرگذار باشد، متخصصان تبلیغات شــروع به شکل‌گیری کردنـد. در آن زمان نیاز به  افرادی که معنی و تئوری تبلیغات را درک کنند، غیرقابل‌انکار بــود. دهـــه‌ی ۱۸۸۰ تبلیغــات به اسطوره‌ی آن، آلبرت لاسکر۱۲ تعلق دارد. او با مفهوم «فروشندگی روی کاغذ به روش ارائه‌ی دلیل»۱۳ تحولی اساسی در فلسفه‌ی تبلیغات ایجاد کرد و این مفهوم الگویی کامل برای بیان تبلیغ، توضیح و پشتیبانی آن شد.

 

 

 

 

سیر تکامل تبلیغاتدر سال ۱۸۸۰ جان وانا‌میکر۱۴ صاحب سرشناسِ فروشگاهی به همین نام، جان ای.پاورز۱۵ را به عنوان کپی‌رایتر استخدام کرد. پاورز یک استراتژی تبلیغاتی به نام «تبلیغات به مثابه خبر»۱۶ را بنیان نهاد.

جوهر چاپگر، اولین روش عمومی در صنعت چاپ در سال ۱۸۸۸ وارد عرصه‌ی تبلیغات شد.

آژانس مک‌کین۱۷  در سال ۱۹۰۲ با فلسفه‌ی «حقیقت به درستی گفته شده»۱۸  شروع به کار کرد و بر روی نقش آژانس بر رساندن پیام تبلیغاتی تأکید داشت.

در اوایل دهه‌ی ۱۹۰۰ آژانس جی.واتر تامپسون، انتشار کتاب‌های خودش را تحت عنوان کتاب‌های آبی۱۹  آغاز کرد. در این کتاب‌ها چگونگی عملکرد  تبلیغات و داده‌های جمع‌آوری‌شده به عنوان یک منبع شرح داده شده است. در اواسط قرن نوزدهم تبلیغ‌کنندگان شروع به نام‌گذاری کالاهای تجاری کردند و برندهایی مانند شکلات  بیکر۲۰ و صابون آیوری۲۱ شکل گرفتند.

نمونه‌ی تبلیغات محصولات ذکر‌شده را در زیر مشاهده می‌کنید:

سیر تکامل تبلیغات

 

هدف از تبلیغات در این دوره، ایجاد تقاضا و همچنین ایجاد یک هویت بصری، برای این‌گونه برندهای جدید بود. محصولات ارزانی که نام تجاری داشتند و به «کالاهای بسته‌بندی‌شده»۲۲ معروف بودند، قفسه‌های مغازه‌ها و داروخانه‌ها را پر کردند.

در این دوره اهمیت و اثربخشی تبلیغات به حدی بالا رفته بود که برخی شرکت‌ها برای فروش محصولات خود دست به استفاده از ترفندهای غیراخلاقی زدند و با بزرگ‌نمایی و اغراق، در پی فریب ذهن مشتریان بودند. این مسئله نقطه‌ی شروع بی‌اعتمادی عموم به تبلیغات بود تا جایی که در سال ۱۸۹۲ مجله‌ی زنان ‌خانه‌دار۲۳ تبلیغات محصولاتی که جنبه‌ی درمانی داشتند، را ممنوع کرد. این تصمیم از این رو گرفته شد که برای این‌گونه محصولات، تبلیغاتی مشکوک، فریبنده و پر سروصدا که وعده‌های اغراق‌آمیز می‌داد، با استفاده از تصاویر گرافیکی قوی برای هر چه جذاب‌تر کردن پیام فروش، به‌ کارگرفته شده بود.

در اروپا، کیفیت دیداری تبلیغات، پیشرفت چشمگیری کرد چرا که هنرمندان تصویرسازی مانند تولوز لوترک۲۴، اوبری بردزلی۲۵ و آلفونس موشا۲۶  آثار هنری خود را در قالب پوسترها و تبلیغات چاپی به خوبی سایر تصاویر مجله، ارائه می‌دادند. این دوره به نسل طلایی معروف است. در قرن بیستم نقش هنرمند از تصویرساز به مدیر هنری تبلیغات ترفیع پیدا کرد.

 

سیر تکامل تبلیغاتدوران علمی

در اوایل قرن بیستم با تأسیس انجمن آژانس‌های تبلیغاتی امریکا صنعت تبلیغات شکل تخصصی‌تری به خود گرفت و فعالیت‌ آژانس‌های تبلیغاتی سازماندهی شد.

سیر تکامل تبلیغات

 

در قرن نوزدهم، جان وانامیکر گفته است:

«نیمــی از پولــی که خرج تبلیغات میکنم به هـدر مـیرود. مشکـل این است که نمیدانم کـدام نیمـه؟»

این جمله بیان میکند که اثربخشی تبلیغات غیرقطعی است و تا هر اندازه که برای برنامهریزی و اجرای یک تبلیغ،  وقت و انرژی صرف شود، باز هم نمیتوان از موفقیت آن اطمینان صددرصد پیدا کرد.این جملهی معروف کماکان در دنیای تبلیغات صادق است.

سیر تکامل تبلیغات

 

در اوایل قرن بیستم، متخصصان نوین تبلیغات، روش تحقیق علمی را برگزیدند. متخصصان بر این باور بودند که می‌توانند تبلیغات را با آمیختن علم و هنر توسعه دهند. دو رهبر این روش کلود هاپکینز۲۷  و جان کیپلز۲۸  بودند.

هاپکینز در اوج زندگی حرفه‌ای خود، معروف‌ترین کپی‌رایتر شرکت لرد اند توماس۲۹ بود. او متون تبلیغاتی خود را به شکل دقیقی تحلیل می‌کرد تا بتواند کیفیت کار خود را ارتقا بدهد. کتاب هاپکینز که با نام تبلیغات علمی در سال ۱۹۲۳ منتشر شده است، روش او در تحلیل تبلیغات را به طور کامل تشریح می‌کند. جان کیپلز نایب‌رئیس بی‌بی‌دی‌او۳۱ ،کتاب روش‌های امتحان شده‌ی تبلیغات۳۲ را در سال ۱۹۳۲ منتشر کرد.

تئوری‌های او درباره‌ی قدرت کشش عناوین نیز بر اساس آزمایش‌های مفصل بود. کیپلز به خاطر تغییر سبک نوشتاری تبلیغات که تا آن زمان پر از کلمه و اغراق بود، معروف شد.

در طول دهه‌ی ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ دانیل استارچ۳۳، ای. سی. نیلسن۳۴ و  جورج گالوپ۳۵  یک سازمان تحقیقاتی تأسیس کردند که هنوز هم بخشی از صنعت تبلیغات است.

سیر تکامل تبلیغات

در حین و بعد از رکود اقتصادی بزرگ، ریموند روبیکام۳۶، به عنوان یک قدرت تبلیغاتی ظاهر شد و آژانس خودش را به همراه جان‌ اور یانگ۳۷  افتتاح کرد. آن‌ها آژانس لرد اند توماس را نیز خریداری کردند. کار آن‌ها به خاطر عناوین خیره‌کننده و جدید و ایده‌‌پردازی‌های خلاقانه به سرعت در دنیای تبلیغات مشهور ‌شد.

در گذر زمان با افزایش تعداد و پیچیدگی رسانه‌ها، این نکته اهمیت پیدا کرد که باید پیام تبلیغاتی برای گروه مشخصی از مخاطبان در رسانه خاصی منتشر شود. در نتیجه مفهوم هدف‌گیری و انتخاب بازار هدف، به شکل واضح‌تری در دنیای تبلیغات مطرح شد.

از طرفی تبلیغ‌کنندگان متوجه شدند که علاوه بر اینکه بودجه‌ی خودشان را برای رسیدن به بهترین راه‌ جذب مشتری صرف می‌کنند، باید برای شناسایی مشتریان بالقوه هزینه کنند. در نتیجه تحقیقات بازاریابی۳۸ در این دوره اهمیت پیدا کرد و شکل علمی‌تری به خود گرفت.

فراگیر شدن رادیو به عنوان یک رسانهی جدید موجب شد که استقبال از تبلیغات چاپی کمتر شود. تا جایی که در سال ۱۹۳۸ سود تبلیغات رادیو از تبلیغات چاپی پیشی گرفت.

دنیای مدیریت تبلیغات و آژانس‌های تبلیغاتی پیشرفت سریعی در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم داشت. آژانس جی.واتر تامپسون که همچنان هم پابرجاست، در این مدت پیشرو بوده است.

موفقیت این آژانس به مقدار زیادی مدیون خلاقیت و سبک مدیریت زوجِ استنلی و هلن روزر۳۹  بود. استنلی مفهوم «خدمات مشتریان»۴۰ را توسعه داد و نقش «متصدی امور مشتریان» را به یک نقش استراتژیک تبدیل کرد. هلن نیز با نوآوری‌های فراوان، تکنیک‌های کپی‌رایتینگ را ارتقا داد. خانواده‌ی روزر همچنین مفهوم برند۴۱ را به عنوان یک استراتژی برای پیوند هویت منحصربه‌فرد با یک محصول خاص، ابداع کردند.

در اوایل سال ۱۹۵۰، آگهی‌های تلویزیونی بر روی صحنه آمدند و موج جدیدی از بازدهی را برای صنعت تبلیغات ایجاد کردند. در سال ۱۹۵۲،  سیستم ارزشیابی نیلسن۴۲  به عنوان اولین راه ارزیابی بازخورد آگهی‌های تلویزیونی شکل گرفت. در این دوره عملکردهای بازاریابی، از قبیل«بخش‌بندی بازار»۴۳ طبق استراتژی‌های تبلیغاتی ظهور کرد. در سال ۱۹۶۹، موضوع جایگاه‌یابی۴۴، توسط جک تراوت۴۵ و ال ریس۴۶، برای حک شدن برند در ذهن مخاطبان مطرح شد.

انقلاب خلاقیت 

قدرت خلاقیت آژانس‌ها در دهه‌ی ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ افزایش پیدا کرد. زمانی که از آن به عنوان تجدید حیات هنر، الهام و بینش یاد می‌شود. لئو برنت۴۷، دیوید اگیلوی۴۸ و  ویلیام برنبک۴۹  سه نابغه‌ی خلاق با تأکیدشان بر تحقیق و علم، الهام‌بخش این انقلاب بودند.

لئو برنت رهبر مکتبی شناخته‌شده به نام «مکتب تبلیغاتی شیکاگو»۵۰ بود. او به پیدا کردن «ویژگی‌های اصلی»۵۱ در هر محصول معتقد بو

سیر تکامل تبلیغات

د. او همچنین معتقد به استفاده از «کهن الگوهای فرهنگی»۵۲ برای خلق شخصیت‌های اسطوره‌ای بود که نمایانگر ارزش‌های آمریکایی‌ها هستند. شخصیت های معروفی مانند جولی گرین جاینت۵۳، تونی تایگر۵۴، پلزبری دوغبوی۵۵  و معروف‌ترین شخصیت کمپینش، «مردِ مارلبرو»۵۶  زاییده‌ی همین تفکر بودند.

اگیلوی بنیان‌گذار آژانس «اگیلوی اند ماثر»۵۷ ، از برخی جهات در تضاد است به این خاطر که هم وارد مکتب تصویری روبیکام و هم مکتب خواستاری لاسکر و هاپکینز شده بود. او نام‌های تجاری پایداری را با استفاده از سمبل‌ها خلق کرد، مثل مرد هث‌اوی۵۸ و چشم‌بند مرموزش بر پیراهن‌های هث‌اوی. همچنین اگیلوی کیفیت محصولاتی مثل رولز رویس۵۹، پپریج۶۰  و  گینس۶۱  را با ادعاهای فنی به عنوان یک محصول خاص تضمین ‌کرد.

آژانس دولی، دین و برنبک (دی‌دی‌بی)  در سال ۱۹۴۹ افتتاح شد. از ابتدا ویلیام برنبک با کلمات هوشمندانه، طراحی و مفهوم خلاقانه‌اش به عنوان نوآورترین فرد خلاق تبلیغات در زمان خود در نظر گرفته شد. تبلیغات او با تمرکز بر احساسات و عواطف، مردم را ترغیب می‌کرد. او این‌گونه توضیح می‌داد:«تعداد زیادی متخصص خوب در تبلیغات وجود دارد. اگرچه آن‌ها فراموش می‌کنند که تبلیغات اقناع مخاطب است و اقناع یک علم نیست بلکه هنر است.» برنبک با کمپین عاری از مبالغه‌ی فولکس واگن۶۲،  در زمانی که تبلیغات ماشین، فریبنده و اغراق‌آمیز بودند، شناخته شد. این کمپین عناوینی مثل «کوچک فکر کنید»۶۳  را  به همراه تصویر کوچکی از ماشین‌های فولکس واگن  انتشار داد.

مسئولیت اجتماعی جنبه‌ی دیگری از دوره پاسخ‌گویی و یکپارچگی است. اگر چه مقررات تبلیغات از اوایل دهه‌ی ۱۹۰۰ وجود داشت اما در طول زمان قوانین دیگری نیز برای نظارت بر تبلیغات وضع شد. تصویب قانون غذا و دارو۶۵  توسط کنگره‌ی آمریکا برای حمایت از مصرف‌کنندگان در سال ۱۹۰۶ و تشکیل کمیسیون تجارت فدرال۶۶ در سال ۱۹۱۴ از آن جمله‌اند. همچنین از سال ۱۹۷۱ انجمن مطالعات بین المللی تبلیغات۶۷ برای نظارت بر مسئولیت‌های اجتماعی ایجاد شد.

کمپین کنترل اسلحه‌ی دستی مجانی به عنوان زنگ خطر به دنبال تیراندازی در یکی از دبیرستان‌های کلمبیا طراحی شده بود.کریس هاچینسون۶۸،  مدیر هنری در آژانس ویدن و کندی۶۹  توضیح داد که «کشته شدن کودکان توسط کودکان با اسحله یک مشکل است و ما می‌خواهیم با وحشت آن مواجه شویم. این تصویر حاکی از هراس قرار گرفتن اسباب‌بازی در کنار خشونت اسحله است.»

یکی دیگر از کمپین‌هایی که تعهدش را  در قبال مسئولیت اجتماعی نشان داد، کمپین «حقیقت»۷۰  بود که توسط آژانس کریسپین پورتر و بوگوسکی۷۱  به همراه آژانس آرنولد وردواید۷۲ ایجاد شد تا با فراهم کردن تبلیغات چاپی و آگهی‌های تلویزیونی به روش مستند‌سازی اطلاعات، جوانان را بدون نصیحت کردن، در مورد خطرات سیگار آگاه کند.

سیر تکامل تبلیغات

از این دوره همچنین به عنوان دوره‌ای یاد می‌شود که در آن «ارتباطات یکپارچه بازاریابی»۷۳  اهمیت پیدا کرد. ارتباطات بازاریابی یکپارچه، تکنیک دیگری است که مدیران در دهه‌ی ۱۹۸۰ به عنوان روشی برای هماهنگی بهتر ارتباطات نام تجاری‌شان انتخاب کردند. یکپارچگی و هماهنگی، بهره‌وری و توجیه اقتصادی ارتباطات بازاریابی را افزایش داد و از مناسب‌ترین الگوهایی است که امروزه نیز به کار گرفته می‌شود.

دورهی پاسخگویی و یکپارچگی

در شروع دهه‌ی ۱۹۷۰ تمرکز گسترده‌ی صنعت تبلیغات بر «اثربخشی»۶۴  بود. مشتریان، تبلیغاتی می‌خواستند که موجب فروش محصولاتشان شود، بنابراین تأکید بر تحقیق، آزمایش و اندازه‌گیری افزایش یافت. برای پاسخ‌گویی به این نیاز، آژانس‌های تبلیغاتی و ارتباطات بازاریابی متوجه شدند که تبلیغات آن‌ها باید ثابت‌کننده‌ی ارزش محصول باشد. پس از رونق کسب و کارهای آنلاین و رکود اقتصادی در دهه‌ی ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰تأکید بر پاسخ‌گویی اهمیت بیشتری یافت و تقاضای تبلیغ‌کننده‌ها ثابت کرد که تبلیغاتشان، همان‌طور که در استراتژی گفته شده بود، واقعاً در رسیدن به نتیجه‌ی اهدافشان اثربخش بوده است.

هزینه - تبلیغات دیجیتال

روش های محاسبه هزینه در تبلیغات دیجیتال

روشهای مختلفی برای محاسبه و پرداخت هزینه تبلیغات دیجیتال وجود دارد. این روشها با توجه به نوع کسب و کار و هدف تبلیغدهنده تعیین میشوند و نسبت به یکدیگر برتری ندارند. مهم این است که تبلیغدهنده بتواند شیوه محاسبه بهینه را تشخیص داده و یک رابطه برد-برد با انتشاردهنده تبلیغ بسازد. در ادامه انواع شیوههای محاسبه هزینه در تبلیغات دیجیتال مطرح میشود.

۱- هزینه به ازای کلیک (سیپیسی)۱

 در این حالت سفارش دهنگان تبلیغ تنها به ازای کلیک کاربران روی تبلیغات خود، هزینه می‌پردازند. این روش معمولاً از لحاظ بازگشت هزینه مطمئن‌تر به نظر می‌رسد. اگر پرداخت هزینه در این روش مشروط به انجام کاری مانند پر کردن فرم ثبت‌نام، استفاده آزمایشی از محصول مورد نظر یا تکمیل فرم سفارش باشد؛ آن را هزینه به ازای سرنخ فروش۲ می‌نامند. البته «سرنخ فروش» الزاماً تکمیل یک فرم نیست. حتی اگر صفحه فرودی باعث شود که تماس تلفنی صورت گیرد نیز سرنخ محسوب می‌شود. ابزارهای پوش نوتیفیکیشن۳ جدید که روی مرورگرها و صفحات فرود، فعال می‌شوند یا امکان گفتگوی آنلاینی که در صفحات فرود قرار می‌گیرد، هم می‌تواند به عنوان «سرنخ» و ابزاری برای ارتقاء نرخ تبدیل۴ مورد توجه قرار گیرد.

از آنجا که در این روش به ازای هر کلیک، پیشاپیش هزینه پرداخت شده است، تبدیل بازدیدکننده به «دنبال‌کننده» چه به صورت داده‌ای که در اختیار قرار می‌دهد (مثلاً از طریق فرم‌های ثبت اطلاعات) چه از طریق انجام فروش (از طریق سیستم فروش، چه آنلاین و چه آفلاین) مورد توجه جدی است. همچنین به این روش، پرداخت به ازای کلیک (پی‌پی‌سی)۵ هم گفته می‌شود.

هزینه تبلیغات دیجیتال

 ۲- هزینه به ازای هزار نمایش (سیپیام)۶

در این مورد سفارش دهنگان تبلیغ به ازای هر هزار مرتبه نمایش تبلیغ خود، یک هزینه ثابت می‌پردازند. به طور معمول این هزینه به وب‌سایت ثالث یا موتور جستجویی که تبلیغ در آن قرار داده شده است، پرداخته می‌شود. باید خاطرنشان کرد که این نوع سفارش تبلیغات دارای ریسک هدررفت سرمایه است؛ زیرا ممکن است در این هزار بار نمایش، تعداد زیادی از بینندگان تبلیغ، مشتری بالقوه تبلیغ‌دهنده نباشند. این نوع قرارداد زمانی مناسب است که محل قرارگیری تبلیغ دارای بازدید‌کنندگان زیادی باشد و احتمال این که کلیک‌های بسیاری به دست آید درصد بالایی را به خود اختصاص دهد. همچنین در شرایطی از این روش استفاده می‌کنیم که انتظار نرخ کلیک بالایی را داشته باشیم. مثلاً به دلیل جذابیت محصول یا تبلیغ، احتمال تعداد کلیک‌کننده‌ها بالا باشد اما نرخ تبدیل کمتری پیش‌بینی شود. به عنوان مثال فرض کنید شما یک برند کت چرم دارید و با یکی از هنرپیشه‌های معروف برای تبلیغ قرارداد بسته‌اید. حضور تصویر این هنرپیشه با کت چرمی‌ برند شما، احتمال کلیک را نه فقط به خاطر کت چرم بلکه به خاطر خود هنرپیشه نیز بالا می‌برد. در چنین شرایطی سی‌پی‌ام گزینه معقول‌تری است. یا زمانی که آیفون یا گوشی سامسونگ جدیدی به بازار می‌آید، همه (حتی افرادی که توان خرید آن را ندارند یا کسانی که به تازگی گوشی خریده‌اند) احتمال دارد روی آن کلیک کنند (جهت کسب اطلاعات، مقایسه و…) یعنی جذابیت محصول بالا است اما میزان خرید یا نرخ تبدیل چندان بالا نیست. در چنین شرایطی هم پرداخت به ازای هزار نمایش راهکار هوشمندانه‌تری است.

از سوی دیگر، در سایت‌های تخصصی که بازدیدکننده کمتر اما باکیفیت‌تری دارند، صاحبان سایت مدل سی‌پی‌ام را به سی‌پی‌سی ‌ترجیح می‌دهند.

۳- هزینه به ازای بازههای زمانی (سیپیتی)۷

 سایت‌های تخصصی حوزه‌های مختلف و سایت‌هایی که فعالیت اصلی آن‌ها اجرای تبلیغ نیست، به تبلیغات به عنوان بخش جانبی درآمد‌هایشان توجه دارند. آن‌ها دارای کد‌های لازم برای مدیریت تبلیغات به شکل سی‌پی‌ام و سی‌پی‌سی نیستند؛ به این علت اغلب از روش پرداخت سی‌پی‌تی استفاده می‌کنند. این مدل برای سفارش دهنگان تبلیغ نیز نسبتاً ساده است؛ به طور مثال، جایگاهی از سایت هدف را در بازه‌های یک‌هفته‌ای انتخاب کرده و هزینه آن را می‌پردازند. حالا دیگر خلاقیت و توان آن‌ها در طراحی بنر و صفحه فرود است که نرخ کلیک و نرخ تبدیل را تعیین می‌کند. در ایران، بسیاری از سایت‌های شاخص از این روش برای ساده‌تر شدن محاسبات مالی خود استفاده می‌کنند و نسبت به آن تمایل بیشتری دارند. این روش در شرایطی مناسب است که یا آن سایت مورد نظر، مخاطبان خاص و ویژه‌ای داشته باشد و یا تعداد بسیار زیادی بازدیدکننده در آن سایت به صورت روزانه و لحظه‌ای سیر کنند.

۴- هزینه به ازای تکمیل فرآیند یا عمل (سیپیای)۸

 در این مدل تنها در صورتی هزینه پرداخت می‌شود که نمایش تبلیغ منجر به اقدام مورد نظر تبلیغ‌دهنده شود. حال، این اقدام می‌تواند نصب یک اپلیکیشن، خرید یک محصول، سفارش یک خدمت یا حتی تکمیل یک فرم اطلاعات باشد. در این حالت نمایش تبلیغ یا کلیک کاربر روی آن هیچ پرداختی برای تبلیغ‌دهنده نخواهد داشت. طبیعی است که میزان پرداخت در این حالت بسیار بالاتر از پرداخت کلیکی و پرداخت به ازای هزار نمایش است. این مدل گاهی با نام‌هایی دیگری مانند هزینه به ازای فروش۹، هزینه به ازای سفارش۱۰ و هزینه به ازای نصب۱۱ (برای اپلیکیشین‌ها) هم تعریف می‌شود. به عنوان مثال یکی از فروشندگان اینترنتی در ایران، فروش یک سال اخیر خود را بررسی کرد و متوجه گردید که به طور متوسط به ازای هر مشتری جدیدی که اولین خرید خود را در سایت انجام می‌دهد، آن مشتری به طور متوسط در طول سال کمی ‌بیش از دو بار خرید می‌کند و ارزشی به طور متوسط ۷۴ هزار تومان را رقم می‌زند؛ بنابراین سی‌پی‌ای را به ازای هر فروش در سایت ۷۰ هزار تومان قرارداد می‌بندد. عدد ۷۰ هزار تومان از یک طرف عدد قابل توجهی برای واسطه‌های تبلیغ است و از طرف دیگر، فروشگاه را نیز از محاسبات کلیک و نمایش رها می‌کند.

به عنوان یک نمونه دیگر، یک شرکت برنامه‌نویسی محاسبه کرد که به ازای هر ۱۰ نصبی که از کافه بازار و گوگل‌پلی دریافت می‌کند، به طور متوسط ۳ اپلیکیشن فعال می‌شوند و پرداخت درون برنامه‌ای اتفاق می‌ا‌فتد. طبق این محاسبه، هر نصب حدود ۴ هزار تومان (به طور متوسط با احتساب نصب‌های غیرفعال) برای برنامه‌نویس ارزش دارد. بنابراین مدل سی‌پی‌ای را روی عدد ۴ هزار تومان می‌بندد؛ یعنی واسطه‌های تبلیغ به ازای هر نصب اپلیکیشن، ۴ هزار تومان دریافت می‌کنند.

در مثالی دیگر یکی از فروشندگان بلیط قطار و هواپیما محاسبه کرد که به طور متوسط از هر فروش بلیط روی مسیر‌های خاصی، حدود ۱۷ هزار تومان در مجموع به صورت مستقیم (روی خرید اول) و حدود ۸ هزار تومان طی سه ماه بعد (با تکرار خرید بخشی از مشتریان) سود می‌کند. بنابراین قرارداد سی‌پی‌ای خود را روی ۱۵ هزار تومان تنظیم می‌کند. البته باید به این نکته توجه کرد که ارزش هر مشتری در گذر زمان مشخص می‌شود و این روش فقط روی سود خالص یک یا دو خرید تمرکز ندارد.

بهره‌گیری از مدل سی‌پی‌ای اگر درست باشد؛ تبلیغ دهنده و واسطه تبلیغ هم‌زمان نفع می‌برند. واسطه تبلیغ در این‌جا با انتخاب منتشرکننده‌ها به صورت هوشمند و هدفمند می‌تواند با تعداد نمایش بسیار کمتر کلیک بیشتر و نرخ تبدیل بالاتری را به دست آورد. البته روش سی‌پی‌ای الزاماً برای هر نوع محصول یا خدمتی جوابگو نیست و از طرف دیگر محاسبه نرخ مناسب که برای هر دو طرف به‌صرفه باشد هم کار دشواری است. اما مزیتش این است که بعد از پیدا کردن نرخ بهینه، سنجه‌های بعدی و رصد تأثیرگذاری و محاسبه نرخ بازگشت سرمایه بسیار ساده می‌شود.

۵- هزینه به ازای اشتغال زمانی کاربر۱۲

 در این حالت، پرداخت هزینه در ازای میزان زمانی که کاربر فعالانه درگیر یک تبلیغ است، انجام می‌شود. به عنوان مثال میزان زمانی که کاربر صرف تماشای تبلیغات ویدیویی می‌کند در میزان پرداخت مؤثر است. اگر کاربر جعبه لینک تعبیه‌شده در وب‌سایت را باز کند به معنای اشتغال کاربر با تبلیغات است و به آن هزینه تعلق می‌گیرد. گاهی لازم است کاربر تبلیغ را باز کند و حداقل ۱۵ ثانیه صرف تماشا یا خواندن محتوای تبلیغ کند تا پرداخت به نشردهنده آگهی صورت بگیرد. وب‌سایت‌های انتشار ویدیو در ایران از این مدل استفاده می‌کنند. واسطه‌های تبلیغ که امکان استفاده از کدهای اچ‌تی‌ام‌ال۵۱۳ را دارند نسبت به این روش تمایل بیشتری نشان می‌دهند.

۶- همکاری در فروش۱۴

 این نوع از بازاریابی که با نام‌های بازاریابی پورسانتی، بازاریابی معرف و بازاریابی وابسته هم شناخته می‌شود، کاربرد وسیعی در بازاریابی دیجیتال دارد. همکاری در فروش از سه بازیگر اصلی استفاده می‌کند: ۱- فروشنده۱۵ یا همان شرکت ارائه‌دهنده محصولات و خدمات. ۲- معرف۱۶ که انتشاردهنده تبلیغ در وب‌سایت یا اپلیکیشن خود است. ۳- کاربر یا بازدیدکننده تبلیغ.

در بازاریابی پورسانتی، کاربر اینترنت، تبلیغ محصول و خدمات را در وب‌سایت تبلیغ‌کننده یا همان معرف ‌می‌بیند و با توجه به رفتار کاربر در قبال آن آگهی و قراردادی که بین فروشنده با وب‌سایت یا اپلیکیشن نشردهنده آگهی وجود دارد هزینه‌ای به انتشاردهنده آگهی تعلق می‌گیرد. نرم‌افزارهای۱۷ پیشرفته‌ای نیز در اختیار فروشندگان قرار دارد که می‌توانند از طریق آن‌ها میزان بازدید و خرید از طرف هر ناشر آگهی را زیر نظر داشته باشند. اولین نمونه موفق در این زمینه به دهه ۹۰ میلادی بازمی‌گردد که ماحصل همکاری بین یاهو و آمازون موجب فروش و رشد بسیاری در آمازون گردید. در ایران نیز فروشگاه‌هایی مانند
efeh.com که اوایل دهه ۸۰ فعالیت می‌کردند؛ این مدل را به خوبی پیاده‌سازی کرده و با همکاری صاحبان وبلاگ‌ها (عصر پادشاهی وبلاگ در فضای اینترنت) موفقیت قابل توجهی به دست آوردند اما با کاهش تب وبلاگ‌نویسی این مدل به تدریح محو شد تا این که مجدداً در چندین سال اخیر استارتاپ‌ها استفاده از این روش را در دستور کار خود قرار داده‌اند. به طور مثال بین یکی از تاکسی‌های آنلاین و یک واسطه خرید غذا از مدل همکاری در فروش استفاده شده است.

 

۱. Cost Per Click (CPC)
۲. Cost Per Lead (CPL)
۳. Push Notification
۴. Conversion rate
۵. Pay Per Click (PPC)
۶. Cost Per Mille (CPM)
۷. Cost Per Time period
۸. Pay Per Action
۹. Cost Per Sale
۱۰. Cost Per Order
۱۱. Cost Per Install
۱۲. Cost Per Engagement
۱۳. HTML5
۱۴. Affiliate Marketing
۱۵. Merchant
۱۶. Affiliate
۱۷. Affiliate Software

منابع:
ساراتووب ( ۱۳۹۵)، اصطلاحات کاربردی دنیای تبلیغات آنلاین، www.saratoweb.com
دکتر سیدرضا آقاسیدحسینی ( ۱۳۹۵)، بازاریابی پورسانتی بازاریابی همکاری در فروش Affiliate Marketing چیست؟ www.iranmct.com
مدیران ایران، افیلیت مارکتینگ  Affiliate Marketing  یا سیستم همکاری در فروش چیست؟

 

Www. http://modiriran.ir
R.L. Adams (2017), The Definitive Guide to Affiliate Marketing, www.forbes.com

به کجا چنین شتابان

مردی سوار بر اسبش به سرعت و چهارنعل می تاخت. این طور به نظر می رسید که به جای بسیار مهمی می رود. مردی که کنار جاده ایستاده بود، فریاد زد: کجا می روی؟ مرد اسب سوار جواب داد: نمی دانم از اسب بپرس… این داستان بی شباهت به وضعیت تبلیغات دیجیتال در کشور ما نیست. از یک سو تب این نوع تبلیغات بالا گرفته و از سویی دیگر باید پرسید به کجا چنین شتابان…

با پیدایش فناوری اینترنت و ظهور تجارت الکترونیک، کسب و کارها وارد دنیای دیگری شده و فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی (ICT) تحولی شگرف در تمامی عرصه ها از جمله عرصه کسب و کار به وجود آورده اند که اوج این تحول را امروز در بازاریابی و کسب و کار از طریق رسانه های دیجیتال شاهد هستیم.

بر اساس پیش بینی ها تا سال ۲۰۲۰ بیش از ۵۰ درصد تبلیغات جهان به بخش دیجیتال اختصاص پیدا خواهد کرد. بنابراین بخواهیم یا نخواهیم تا چند سال آینده مناسبات دنیای تبلیغات دستخوش تغییرات فراوانی خواهد شد؛ البته تا همین جا نیز جریان بازاریابی و تبلیغات دیجیتال تأثیر محسوسی بر فضای تبلیغاتی کشور ما گذاشته است. به واسطه این تأثیر مصرف کنندگان نقش پررنگ تر و قدرت بیشتری در نقاط تعامل با برند پیدا کرده اند و نقاط تعاملی، هم تعدادشان چندین برابر شده و هم دچار تغییر ماهیت شده اند.

چه در مقام سفارش دهنده تبلیغ و چه در مقام تبلیغ کننده؛ لازم است با گستر ه و امکانات تبلیغات دیجیتال آشنا شویم. در واقع، این حوزه امکانات منحصربه فردی را در اختیار اهالی تبلیغات و صاحبان کسب و کار قرار می دهد. انواع متریک ها و سنجش های لحظه به لحظه، انتشار سریع و آزادانه، افزایش قدرت تحلیل، امکان عبور از مرزهای جغرافیایی، یکپارچه سازی تبلیغات، شکل گیری و تقویت خرد جمعی و از همه مهم تر تعامل مستقیم با مخاطبان؛ جملگی از ویژگی های تبلیغات دیجیتال است که در روش های قدیمی تبلیغات، دسترسی به آن ها بسیار سخت و حتی غیرممکن بود.

 


مشکل عشق نه در حوصله دانش ماست
حل این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد

حافظ
سمپلینگ

انواع سمپلینگ و نحوه اجرای آن در بازاریابی کالاهای تند مصرف

سمپلینگ یعنی نمونه یک محصول به صورت رایگان و برای امتحان کردن به مصرف‌کنندگان ارائه شود. این روش در بازاریابی کالاهای تندمصرف جایگاه ویژه‌ای دارد و با اهداف مختلفی اجرا می‌شود: معرفی یک محصول یا برند جدید به بازار، افزایش فروش و جلب مشتریان تازه برای محصولی که در بازار حضور داشته است، کمک به بازتعریف برند۱ یا بازیابی جایگاه برند در بازار، جلب مشتری برای محصولاتی که قیمتی بالاتر از متوسط بازار دارند، تحقیق و نظرسنجی از افراد در حین مصرف کالا و…

روشهای سمپلینگ 

 سمپلینگ

  1. حضوری۲: این روش عمدتاً در محل فروش اجرا می‌شود و از طریق آن نمایندگان برند، نمونه‌ محصول را به مشتریان و افراد در حال عبور اهدا می‌کنند و توضیحاتی در مورد محصول می‌دهند. برای سمپلینگ حضوری اغلب دکه‌ها و غرفه‌هایی در فروشگاه‌های زنجیره‌ای، سوپرمارکت‌ها یا مکان‌های عمومی بر پا می‌شود؛ ولی انجام این روش مشروط به برپایی غرفه نیست. به عنوان مثال در گذشته سن‌ایچ افرادی را به کار گرفته بود که کوله‌پشتی‌هایی به شکل پاکت آب‌میوه داشتند و برای مردم در حال عبور، آب‌میوه می‌ریختند. سمپلینگ حضوری با وجود درگیری اجرایی و هزینه بالایی که دارد، بسیار متداول است. مزیت بزرگ سمپلینگ حضوری این است که امکان گفتگوی مستقیم با مصرف‌کننده را فراهم می‌کند و به تولیدکننده فرصت خوبی می‌دهد تا از مصرف‌کنندگان بازخورد بگیرد.
  2. فروشگاهی: گاهی نمونه کالا در محل فروش قرار می‌گیرد، ولی نماینده تولیدکننده یا شخصی که محصول را معرفی کند، در محل حضور ندارد. این روش برای کالاهایی که خریدشان مشروط به امتحان کردن آن‌هاست، به طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد. به عنوان مثال استندهای نمونه محصولات آرایشی، امروزه جزو جدایی‌ناپذیر دکوراسیون فروشگاه‌های لوازم آرایشی به حساب می‌آیند. همچنین کالاهایی که در لحظه امکان مصرف شدن ندارند (مانند مواد شوینده) می‌توانند از این روش استفاده ‌کنند تا بسته‌های کوچک نمونه محصول در محل فروش در دسترس خریداران بالقوه قرار بگیرد.
  3. بستهای۳: در این روش، نمونه محصول یا کوپن آن، داخل بسته یک کالای دیگر قرار می‌گیرد. وقتی مشتری کالای مورد نیاز خود را می خرد، نمونه محصول دیگر را نیز در بسته آن کالا دریافت می کند. به عنوان مثال قوطی کرم‌های مرطوب‌کننده عش۴، حاوی نمونه سایر محصولات عش نیز هستند. این روش مشتری فعلی را با سایر محصولات شرکت آشنا می‌کند و می‌تواند موجب افزایش تنوع خرید مشتری از یک برند شود. همچنین گاهی دو تولیدکننده مختلف با هم همکاری می‌کنند و نمونه محصول یک برند در بسته محصول برند دیگری قرار می‌گیرد. این روش به خصوص برای کالاهای مکمل (کالاهایی که با هم مصرف می‌شوند مثل چای و محصولات شیرین‌کننده) ایده بسیار مناسبی به نظر می‌رسد.
  4. بازاریابی مستقیم۵: تولیدکننده در این روش، محصول یا کوپن آن را برای مشتری ارسال می-کند. این روش در صورتی قابل انجام است که نشانی پستی مخاطب در دسترس باشد. به همین دلیل بیشتر برای مشتریان قبلی (و نه مشتریان جدید) قابل استفاده است. (آن هم در صورتی که تولیدکننده لیست مناسبی از نشانی پستی مشتریان قبلی را ذخیره کرده باشد.) گاهی نیز کوپن دریافت نمونه کالا، به عنوان بخشی از یک تبلیغ چاپی در مطبوعات چاپ می‌شود و مخاطب می‌تواند با ارائه آن به فروشگاه‌، نمونه کالا را دریافت کند.
  5. درخواست نمونه: در این روش خود افراد نمونه محصول را با ارسال ایمیل، یا پر کردن فرم روی وب‌سایت شرکت و یا حتی تماس تلفنی درخواست می‌دهند. گاهی نمونه کوچکی از یک محصول بزرگ به عنوان هدیه روی وب‌سایت قرار می گیرد و به عنوان طرح جشنواره، هدیه سال نو و… از مخاطبان خواسته می‌شود که با پر کردن یک فرم، آن‌ها را دریافت نمایند. ویژگی برجسته این روش‌ آن است که نمونه کالا به درخواست خود افراد برای آن‌ها ارسال می‌شود. پس فقط به دست کسانی می‌رسد که مخاطب واقعی آن کالا هستند. از طرفی اطلاعات تماس مخاطب در دسترس تولیدکننده باقی می‌ماند و برای ادامه ارتباط با او قابل استفاده است.
  6. هدیه در ازای خرید۶: در این روش وقتی مشتری محصولی را خریداری می کند، نمونه یک محصول دیگر به عنوان هدیه در اختیار وی قرار می گیرد؛ مانند برند سفورا۷ که به ازای هر خرید آنلاین مشتری، سه نمونه محصول را به عنوان هدیه برای آن ها ارسال می کرد، حتی این امکان را به مشتری می داد که هدیه مورد نظر را از میان نمونه ها انتخاب کند. این نوع از سمپلینگ تأثیری دوسویه دارد. از طرفی دریافت هدیه در زمان خرید، حس خوشایندی در مشتری ایجاد می‌کند و موجب افزایش رضایت او از خرید می‌شود و از طرفی دیگر اگر این هدیه نمونه محصول باشد، احتمال بازگشت مشتری برای خرید کالای نمونه را نیز ایجاد می‌کند؛ به خصوص که فروش به مشتری فعلی، ساده‌تر از پیدا کردن مشتریان جدید و جلب اعتماد آن‌هاست.
  7. هدیه در ازای اقدام۸: در این روش اگر مشتری عمل مطرح شده از طرف برند را انجام بدهد، به وی هدیه ای تعلق می گیرد که در واقع نمونه ای از یک محصول است. این روش انعطاف‌پذیری بالایی داشته و به شکل‌های متنوعی قابل اجراست. همچنین این روش اثر دوجانبه دارد به طوری که هم اقدام طراحی شده از سوی شرکت و هم دریافت نمونه کالا در راستای اهداف بازاریابی برند است. به عنوان مثال بسیاری از برندها، کمپین هایی را در شبکه‌های اجتماعی راه اندازی می-کنند که به واسطه آن  اگر کاربران، هشتگ یا عبارت خاصی را به اشتراک بگذارند، نمونه  رایگان محصول برای آن‌ها ارسال می‌شود. این کار علاوه بر آشنایی افراد با نمونه کالا، حضور برند را در شبکه‌های اجتماعی پررنگ‌تر می‌کند. همچنین اطلاعات تماس مخاطب را نیز در دسترس شرکت قرار می‌دهد.

مراحل اجرای یک پروژه سمپلینگ

 سمپلینگ

  1. هدف خود را از سمپلینگ مشخص کنید. (معرفی یک محصول جدید، جایگاه‌یابی برای محصولات قدیمی، جلب مشتریان جدید، افزایش فروش به مشتریان فعلی و…) به علاوه معیارهای دستیابی به هدف را تعیین کنید. (رشد فروش، سنجش آگاهی از برند و…)
  2. مخاطب هدف سمپلینگ را به طور واضحی تعریف کنید. نیازها و انتظارات او را بشناسید و بررسی کنید که از چه راهی می‌توان به او دسترسی پیدا کرد.
  3. روش‌های مختلف سمپلینگ را ارزیابی کنید تا بتوانید مناسب‌ترین روش را (طبق شرایط مخاطب هدف و بودجه موجود) انتخاب کنید.
  4. با در نظر گرفتن مراحل قبل، برنامه اجرایی پروژه سمپلینگ را تدوین کنید.
  5. یک سمپلینگ مختصر آزمایشی اجرا کنید تا کاستی‌های برنامه اجرایی در عمل مشخص شود.
  6. کارکنانی که درگیر پروژه سمپلینگ هستند را آموزش بدهید. (در رابطه با محصول، برند و چگونگی ارتباط با مخاطب) اگر قصد برون‌سپاری پروژه را دارید، به کارکنان شرکت پیمانکار در مورد محصول و برند اطلاعات کاملی بدهید و اطمینان حاصل کنید که این افراد می‌توانند نماینده خوبی برای برند شما باشند.
  7. در فرآیند اجرای پروژه، به دنبال حداکثر کردن شناخت خود از مخاطب باشید و نظرات ایشان را ثبت کنید. به علاوه سعی کنید اطلاعات تماس مخاطبان را به دست بیاورید. (می‌توان پرسشنامه یا فرم‌هایی برای این منظور طراحی کرد.)
  8. پس از پایان پروژه میزان دستیابی به هدف را اندازه گیری کنید.
  9. از نظرات و اطلاعاتی که از مخاطب به دست آورده‌اید، حداکثر استفاده را ببرید. تحلیل این اطلاعات برای بهبود محصول، طراحی پروژه‌های سمپلینگ آینده، طراحی تبلیغات و سایر اهداف بازاریابی قابل استفاده است. همچنین در صورتی که اطلاعات تماس مخاطبان را به دست آورده‌اید، ارتباط خود را با ایشان حفظ کنید.

سمپلینگآسیبشناسی سمپلینگ حضوری

 متداول‌ترین روش سمپلینگ در ایران، سمپلینگ حضوری است. این روش با تمام هزینه‌ها و زحماتی که ایجاد می‌کند، نسبت به سایر روش‌های سمپلینگ یک مزیت برجسته دارد و آن امکان گفتگوی مستقیم و گرفتن بازخورد از مصرف‌کنندگان است؛ اما معمولاً  این فرصت به هدر می‌رود و اطلاعاتی که در حین گفتگو با مشتری به دست می‌آید؛ به درستی جمع‌آوری نمی‌شود. کمتر دیده شده است که کارمندان غرفه سمپلینگ نظرات مخاطب را یادداشت کنند یا پرسشنامه‌ای (هر چند کوچک) به او بدهند. به خصوص که اغلب غرفه‌داران، کارمند ثابت شرکت تولیدکننده نیستند (حتی کل پروژه سمپلینگ برون‌سپاری شده است) و گزارش کیفی از بازخوردهای مخاطب به تولیدکننده ارائه نمی‌شود. در نتیجه فاصله تولیدکننده با مشتری بیشتر می‌شود و فرصت شناخت مخاطب و دریافت نظرات او از دست می‌رود.

از طرفی کارمندان غرفه سمپلینگ از بین جوانان جذاب و خوش‌برخورد انتخاب می‌شوند. اما این افراد نه‌تنها تصویر درستی از برند در ذهن مشتری نمی‌سازند، بلکه گاهی با ظاهر و رفتار خود ذهن مخاطب را به کلی از موضوع سمپلینگ منحرف می‌کنند و محصول و برند را به حاشیه می‌رانند.

همچنین گاهی دیده می‌شود که نمونه ارائه شده با محصول اصلی مطابقت صددرصدی ندارد و افزودنی‌هایی به آن اضافه شده است و یا اینکه استانداردی برای اندازه نمونه در نظر گرفته نشده و نمونه‌ای که در غرفه ارائه می‌شود کوچک‌تر از آن است که تجربه درستی از مصرف محصول را برای مخاطب ایجاد کند.

به طور کلی سمپلینگ حضوری در ایران برای اکثر برندهای تندمصرف به اولین و آخرین روش سمپلینگ تبدیل شده است و کمتر خلاقیتی در اجرای آن مشاهده می‌شود. جا دارد تولیدکنندگان از مزایای سایر روش‌های سمپلینگ غافل نمانند و در ارائه نمونه محصول، نوآوری بیشتری داشته باشند.

به عنوان مثال در سال گذشته برند آدامس دن‌اکسیر با همکاری دیجی‌کالا از روش سمپلینگ بسته‌ای استفاده کرد و نمونه‌ آدامس‌های انرژی‌زای دن‌اکسیر به همراه بروشور مشخصات محصول، درون بسته‌های ارسالی دیجی‌کالا قرار گرفتند. اگرچه ظاهراً این دو برند با یکدیگر تناسب چندانی نداشتند اما مخاطب هدف هر دو افرادی جوان، به‌روز، ماجراجو و اهل تجربیات جدید بودند و این نکته هوشمندانه همکاری این دو برند محسوب می‌شد. در نتیجه پروژه سمپلینگ به بهترین شکل بر بازار هدف متمرکز شد و دستاورد موفقی را به ارمغان آورد. همچنین از مخاطبان درخواست شده بود تا نظر خود را از طریق پیامک برای دن‌اکسیر ارسال کنند. این کار فرصت ارزشمندی برای تعامل و شناخت مخاطب فراهم کرد و باعث شد این برند از پروژه سمپلینگ حداکثر استفاده را ببرد.

۱. Rebranding
۲. In-person
۳. Bundling
۴. Direct Marketing
۵. Gift with Purchase
۶. Sephora
۷. Gift with Action

منابع:

mbanews.ir . .نازنین ک ینژاد ( ۱۳۹۵ )، دن اکسیر در بزرگ ترین سمپلینگ آدامس، خبرگزاری ا مبی ای نیوز
Dr. Prafulla Arjun Pawar, Dipali Shastri, Umesh Ramchandra Raut (2016), “In-store sampling and impulsive buying behavior: An empirical approach”, International
Journal of Applied Research
Guide to Product Sampling in the Digital World, WHITEPAPER FROM THE REDPEPPER LAB
Why Sampling? (2006), “A whitepaper on why product sampling should be included as part of a brands marketing plans”, Sampling Effectiveness Advisors

وفاداری به برند

وفاداری به برند : بررسی برندهای تندمصرف

موضوع وفاداری برای برندهای تندمصرف اهمیت ویژهای دارد. کالاهای تندمصرف در کوتاهمدت بارها خریداری میشوند و مشتری هر بار میتواند برند جدیدی را امتحان کند. تنوع بالای محصولات عرضه شده، دست مشتری را در انتخاب باز میگذارد و کوچکترین تغییری در قیمت یا کیفیت کالا، تصمیم خرید مشتری را تغییر خواهد داد. از طرفی کالاهای تندمصرف نیاز فوری مصرفکننده را برطرف میکنند و اگر کالای مورد نظر در دسترس نباشد، مشتری ناچار میشود برند دیگری را انتخاب کند. پس طبق ماهیت محصول و شرایط بازار کالاهای تندمصرف، وفاداری به برند یک موضوع چندوجهی و حیاتی است که برندهای تندمصرف بایستی برای ایجاد و حفظ آن سرمایهگذاری کنند.

واکاوی مفهوم وفاداری به برند

 وفاداری یعنی داشتن یک تعهد عمیق برای حفظ و خرید مجدد کالا از یک برند، علی‌رغم تأثیرات موقعیتی و تلاش‌های بازاریابی رقبا. (اولیور، ۱۹۹۹) وفاداری به برند طی چهار مرحله اتفاق می‌افتد:

وفاداری شناختی۱: اطلاع از کیفیت و ویژگیهای برند و مزیت آن نسبت به سایر برندها. در این مرحله، فرد بر اساس تصویری که از برند در ذهن خود دارد، نسبت به آن وفادار می‌شود. این تصویر در اثر تجربه مصرف محصول و یا کسب اطلاعات از تبلیغات، مصرف‌کنندگان و… به وجود می‌آید. این مرحله از وفاداری بسیار سطحی و ناپایدار است.

وفاداری احساسی۲: داشتن حس تعلق و گرایش به برند. زمانی که مصرف‌کننده از یک برند رضایت داشته باشد، این نوع از وفاداری به وجود می‌آید. وفاداری احساسی، ترکیبی از شناخت و احساسات است که در ذهن مصرف‌کننده باقی می‌ماند. اگرچه بعد شناختی این نوع از وفاداری ممکن است با کسب اطلاعات جدید به سادگی تغییر کند، اما بعد عاطفی و احساس تعلق خاطر به یک برند به سادگی تغییرپذیر نیست.

وفاداری کنشی۳: تمایل و قصد خرید برند. این مرحله از وفاداری پس از آن به وجود می‌آید که مصرف‌کننده از تجربه یک برند به صورت پیوسته و مکرر، احساس خوشایندی در خود می‌یابد. وفاداری کنشی بیانگر نوعی از تعهد یا قصد خرید مجدد از محصولات یک برند است.

وفاداری رفتاری۴: انجام عمل خرید و تکرار آن. در این مرحله از وفاداری، تمایلی که برای خرید در مصرف‌کننده ایجاد شده بود، به یک انگیزه قوی‌ و عملی برای رفتار تبدیل می‌شود. در نتیجه، فرد آماده است تا بر موانع خرید و مصرف کالا غلبه کند و در نهایت به برند مورد علاقه خود برسد. وفاداری رفتاری بر بعد عملی خرید و رفع موانع تأکید دارد. فرد در شرایط مختلف بر خرید محصول مصمم است و برنامه‌های بازاریابی رقبا نیز تأثیری بر او نمی‌گذارد. (اولیور، ۱۹۹۹)

درجات وفاداری به برند

وفاداری به برند

 دیوید آکر، مصرف‌کنندگان را بر مبنای میزان وفاداری به ۵ دسته تقسیم کرده و در هرمی به نام هرم وفاداری به نمایش گذاشته است.

مصرفکننده متعهد۵: این مصرف‌کننده تمام نیازهای مرتبط خود را از یک برند خاص تهیه می‌کند و به لحاظ عاطفی کاملاً نسبت به یک برند متعصب است. این گروه، تقریباً نسبت به تغییر قیمت کالا هیچ حساسیتی ندارند.

مصرفکننده علاقهمند۶: مصرف‌کننده‌ای است که خریدهای مرتبط خود را بدون حساسیت به قیمت از یک برند خاص تهیه می‌کند. با این حال اگرچه از نظر عاطفی به آن برند علاقه دارد، اما این علاقه‌مندی کاملاً متعهدانه نیست و ممکن است با حضور برندهای قدرتمند دیگر کم‌رنگ شود.

مصرفکننده راضی۷: این گروه از مصرف‌کنندگان نیز عمده نیازهای خود را از یک برند تهیه می‌کنند. دلیل این دسته، رضایت خاطر از کیفیت محصولات و کارآمدی آن‌ها است. مصرف‌کننده راضی نیز همانند دو دسته بالا نسبت به تغییر قیمت کالاهای برند مورد اعتماد خود حساسیت چندانی از خود نشان نمی‌دهد.

مصرفکننده عادتی۸: این دسته، به لحاظ رفتاری به خرید محصولات یک برند عادت کرده‌اند و دلیلی برای تغییر در برند کالاهای خریداری شده خود ندارند. البته ممکن است با تغییر در کیفیت، قیمت یا روزآمد بودن محصولات برند رقیب، انتخاب خود را تغییر دهند.

مصرفکننده ناوفادار۹: شاخص اصلی و تعیین‌کننده در تصمیم‌گیری این دسته، قیمت کالاهای برندهای مختلف است. مصرف‌کننده ناوفادار هیچ‌گونه پیوند عاطفی با یک برند برقرار نمی‌سازد. (دیوید آکر، ۱۹۹۱)

 

عوامل مؤثر بر ایجاد وفاداری به برند

وفاداری به برند 

  1. نام برند

ایجاد وفاداری در میان مشتریان نه یک استراتژی است و نه یک تاکتیک، بلکه می‌توان آن را غایت و معنای ارزش ویژه برند دانست و ارزش ویژه برند همان وفاداری نسبت به برند است. (تراویس، ۲۰۰۰) برندهای مشهور، برای وفادار کردن مشتریان کار ساده‌تری دارند. نام و تصویر این برندهای معتبر در نزد مصرف‌کنندگان سبب جذب آن‌‌ها می‌شود و خرید مکرر را در پی خواهد داشت. در نتیجه از هزینه‌های مورد نیاز برای تغییر رفتار خرید مصرف‌کننده کاسته خواهد شد. (کادوگان و فاستر، ۲۰۰۰)

  1. کیفیت محصول

تعریف کیفیت در گذر زمان تغییر کرده است. در گذشته کیفیت به مجموعه‌ای از ویژگی‌های فیزیکی کالا دلالت داشت؛ اما تعریف جدید، یک چارچوب ادراکی دارد و کیفیت را میزان انطباق محصول با انتظارات مشتری می‌داند. در این تعریف، کیفیت با خواسته‌های مشتری سنجیده می‌شود و درکی که مشتری از کالا دارد، ملاک سنجش کیفیت قرار می‌گیرد. طبق این تعریف بایستی تولیدکنندگان ابتدا خواسته‌ها و انتظارات مشتریان را به درستی بشناسند و سپس ویژگی‌های کالا را طبق آن طراحی کنند. در نتیجه درک انتظارات مشتری، راهکار ایجاد کیفیت و حفظ وفاداری مشتریان است. (ابراهیمی و همکاران، ۱۳۷۵)

  1. قیمت

مصرف‌کنندگانی که واقعاً به یک محصول پرمصرف وفادار هستند، به سادگی با تغییرات قیمت تحت تأثیر قرار نمی‌گیرند؛ زیرا ریسک ادراک شده در خرید دیگر برندها از نظر آنان زیاد است و ترجیح می‌دهند که حتی با قیمت‌های بالا به مصرف کالاهای یک برند وفادار بمانند. (یون و کیم، ۲۰۰۰) از طرف دیگر، وفاداری سبب می‌شود مصرف‌کننده به مقایسه قیمت‌ کالاهای موجود در بازار نپردازد. با این وجود نباید فراموش کرد که قیمت یک محصول با چرخه مصرف زودهنگام، احتمالاً مهم‌ترین فاکتور مورد نظر مصرف‌کنندگان طبقه متوسط است. (کادوگان و فاستر، ۲۰۰۰) این گروه از مصرف‌کنندگان پیش از اقدام به خرید، قیمت پرداختی بابت هر کالا را بر اساس معیار هزینه و ارزشی که در نزد خود دارند، ارزیابی می‌کنند. (کلر، ۲۰۰۳) پس اگر در ابتدای فرایند وفادارسازی مشتریان یا در تلاش برای وفاداری تعداد بیشتری از مصرف‌کنندگان هستیم، حتماً باید قیمت کالاها را به نحو رقابتی تعیین کنیم.

  1. توزیع

کالاهای تندمصرف نیازهای روزانه و فوری افراد را برطرف می‌کنند. به همین خاطر اگر برند مورد نظر مشتری برای خرید در دسترس نباشد، مشتری مجبور به انتخاب برند دیگری خواهد شد. در مورد کالاهای تندمصرف، توزیع گسترده و مناسب، شرط لازم وفاداری به برند است. طراحی یک شبکه توزیع گسترده و منظم، برای تأمین موجودی کالای خرده‌فروشی‌ها و در دسترس بودن دائمی برای مشتری، نقش حیاتی در حفظ وفاداری به برند دارد.

  1. تبلیغات

به وسیله تبلیغات می‌توان روی اعتقادات، تصور و گرایش مصرف‌کنندگان اثر قدرتمندی را بر جای گذاشت و رفتار خرید آنان را در جهت دلخواه تقویت کرد. مشتریان حتی پس از خرید کالا، تبلیغات آن را دنبال و برای تأیید انتخاب خود به آن رجوع می‌کنند. در نتیجه تبلیغات نه‌تنها باعث جلب توجه اولیه و مشوق خرید است، در یادآوری برند و ماندگاری آن در ذهن و سبد خرید مشتری تأثیر جدی دارد. همچنین تحقیقات نشان داده است که تبلیغ می‌تواند اعتماد به برند۱۰ و تمایل به برند۱۱ را به سطح بالاتر یعنی‌‌ وفاداری به برند ارتقا ببخشد. (پراجاپاتی و همکاران، ۲۰۱۷)

  1. برقراری ارتباط و تعامل با مشتری

از آنجا که در بازار کالاهای تندمصرف، فاصله تولید‌کننده و مشتری زیاد است، کمتر تعامل مستقیمی بین دو طرف صورت می‌گیرد؛ این در حالی است ارتباط با مشتریان نقش مؤثری در جلب وفاداری ایشان دارد. حضور برند در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، این ارتباط را در سطح گسترده‌ای امکان‌پذیر می‌کند و بستری را می‌سازد تا علاوه بر اطلاع‌رسانی به مشتریان، فرصت بیشتری برای ارتباط دوطرفه و برقراری رابطه عاطفی با مصرف‌کننده به وجود بیاید. همچنین تولیدکنندگان برای تعامل هر چه بیشتر و عمیق‌تر با مشتری، راهکارهایی مانند سیستم مدیریت ارتباط با مشتری۱۳ و باشگاه مشتریان۱۴ را به کار می‌گیرند. (در این شماره از ماهنامه، یک مقاله مجزا به باشگاه مشتریان اختصاص یافته است.)

  1. برنامههای وفاداری۱۵

برنامه‌ وفاداری، مجموعه‌ای از ابزارهای ترفیع فروش است که به منظور تشویق مشتریان به خرید مجدد و افزایش حجم خرید طراحی می‌شود. روش‌ها و فرآیندهای برنامه وفاداری عبارتند از: امتیازدهی به مشتریان بر مبنای مقدار و دفعات خرید، اهدای جوایز متنوع در سطوح امتیازی مشخص، ارائه کارت تخفیف به مشتریان برای خریدهای بعدی و… اجرای برنامه‌ وفاداری باعث می‌شود حجم و تکرار خرید مشتری افزایش یابد و همچنین اطلاعات تاریخی خریدهای مشتری جمع‌آوری شود. این اطلاعات برای شناخت عادات خرید و گروه‌بندی مشتریان قابل استفاده است. در ادامه می‌توان برنامه وفاداری را با اطلاعات کسب‌شده از مشتریان بهبود بخشید و ساختار آن را متناسب با عادات خرید و واکنش‌های مشتریان بازطراحی کرد.

  1. مشارکت دادن مصرفکنندگان

یکی از روش‌های ویژه برای وفادار کردن مصرف‌کننده، سهیم کردن او در فرایند طراحی و تولید محصول جدید است. بدین منظور تولیدکنندگان مصرف‌کننده را در مراحل مختلف ایده‌پردازی، طراحی و آزمایش محصولات جدید مشارکت می‌دهند. این روش علاوه بر تطابق محصول با نظرات و نیازهای مصرف‌کننده، احساسات و افکار او را به طور عمیقی با برند پیوند می‌زند و از این طریق مصرف‌کننده برند و محصول را متعلق به خود می‌داند.

فرضیه مرگ وفاداری به برند

 امروزه جمعی از صاحب‌نظران معتقدند که وفاداری به برند امری متعلق به گذشته است. آنان وفاداری را به معنای یکسان ماندن در طول زمان و عدم جستجو برای چیزهای جدید می‌دانند. (کاتلین کوزک، ۲۰۱۶) از نظر آنان ویژگی‌های جمعیت‌شناختی و فرهنگی جوامع به شدت در حال تغییر هستند. از سوی دیگر بسیاری از برندها امروزه به جای اندیشیدن به راه‌های برآوردن یک نیاز، در پی ایجاد جریان درآمد بوده و به خلق نیازهای جدید می‌اندیشند. (گلن لیوپیس، ۲۰۱۴) در نتیجه جریانی از تغییر دائمی به وجود می‌آید که در آن ارتباط دائمی و معنی‌دار با مشتری به منظور برآوردن یک نیاز، کم‌کم رنگ می‌بازد.

این محققان معتقدند که کاهش وفاداری مصرف‌کنندگان به برندهای کالاهای تندمصرف نشان‌دهنده آن است که دیگر همچون گذشته تغییر برند مورد اعتماد در نزد مشتریان، ناشی از شکست یک برند در برآوردن تعهدات خود نیست، بلکه در شکست آن برند در افزودن ویژگی‌های جذاب و جدید به محصول خود ریشه دارد.

در پاسخ به این فرضیه باید گفت اگرچه وفاداری به برند کاهش یافته و تحولات دائمی در فناوری، خلق نیازهای جدید و ویژگی‌های فرهنگی و جمعیت‌شناختی نیز به آن دامن زده‌اند، اما نه ماهیت وفاداری است که شکل آن دست‌خوش دگرگونی شده است. به عبارت دیگر، امروزه وفاداری به برند به خصوص برندهای کالاهای تندمصرف، تابع تجربه مصرف‌کنندگان در برقراری ارتباط با یک برند و توانایی برند در تطابق با کیفیت‌گرایی و تنوع‌طلبی مشتریان است. برندی که دائماً خود را به‌روز نگه دارد و ارزش‌های جدیدی را به مصرف‌کنندگان خود ارائه ‌دهد، قادر خواهد بود تا اعتبار گذشته را در محصولات جدید خود نیز تسری دهد.

۱. Cognitive Loyalty
۲. Affective Loyalty
۳. Conative Loyalty
۴. Action Loyalty
۵. Committed to The Brand
۶. Likes The Brand
۷. Satisfied Consumer
۸. Habitual Consumers
۹. Switchers
۱۰. Brand Trust
۱۱. Brand Affect
۱۲. Brand Loyalty
۱۳. CRM (Customer Relationship Management)
۱۴. Customer Club
۱۵. Loyalty Program

:منابع

عبدالحمید ابراهیمی، داور ونوس، احمد روستا ( ۱۳۷۵ )، مدیریت بازاریابی، انتشارات سمت
Richard L. Oliver (1999). Whence Consumer Loyalty?, Journal of Marketing, Vol. 63, Fundamental Issues and Directions for Marketing
Cadogan, J. W. and Foster, B. D. (2000) Relationship selling and Customer loyalty: an empirical investigation, Marketing Intelligence and Planning, 18 (4), pp. 185-199
Travis, Deryl. (2000). Emotional Branding: How Successful Brands Gain the Irrational Edge, Crown Publishing Group.
Yoon , Sung‐Joon and Kim, Joo‐Ho. (2000) An empirical validation of a loyalty model based on expectation disconfirmation, Journal of Consumer Marketing.
Kevin Lane Keller. (2003), Building, Measuring, and Managing Brand Equity, Strategic Brand Management
Mohammad Javad TaghiPourian and Mahsa Mashayekh Bakhsh (2015), Loyalty: From Single-Stage Loyalty to Four-Stage Loyalty, Vol. 1, International Journal of
New Technology and Research (IJNTR)
Suranj B. Prajapati, Kaoil R. Chandoriya, Neetu S. Yadav, & Manish Verma. (2017). A Study of Brand Image, Brand Trust, Brand Affect On Brand Extension Attitude,
Brand Loyalty Towards FMCG: A Mediating Role of Advertising. International Interdisciplinary Conference on Science Technology Engineering Management
Pharmacy and Humanities.
Nataly Fedchenko (2016), Is it worth focusing on Brand Loyalty for FMCG products?, www.linkedin.com
Glenn Llopis (2014), Consumers Are No Longer Brand Loyal, www.forbes.com
Kathleen Kusek (2016), The Death Of Brand Loyalty: Cultural Shifts Mean It’s Gone Forever, www.forbes.com