برند

هر کس برند نیست وارد نشود !

بیل گیتس

بیل گیتس۱  یکی از دو مالک بزرگ‌ترین بنیاد خیریه خصوصی دنیا است. میزان بشردوستی او بر هیچ‌کس پوشیده نیست. تعهد گیتس به بشردوستی به طرز غیر قابل انکاری، صفت بارز برند اوست و در محتوا، بخش‌های بصری و استراتژی رسانه‌ای او منعکس است.

[ نلسون ماندلا۵  یکی از قهرمانان من است. دیدار ماندلا  و رفتن به پریتوریا۶  برای سخنرانی سالانه که به افتخار او نامگذاری شده است، افتخار بزرگی بود. من خاطرات خود از او را بازگو کردم و درباره بهرهبرداری از پتانسیل جمعیت جوان آفریقا سخن گفتم. ]

برندرسانههای اجتماعی

 رویکرد گیتس به رسانه‌های اجتماعی نشأت‌گرفته از انسان‌دوستی اوست. گیتس لینک‌هایی را به همراه یک حکایت شخصی کوتاه و یک گرافیک سفارشی و رنگارنگ مربوط به محتوای مد نظر منتشر می‌کند.

در مجموع رویکرد گیتس در برندسازی استراتژیک و بصری خود، روی مردم متمرکز است. با استفاده از گرافیک‌، فونت‌، نگاره‌های دست‌ساز، تنوع رنگ و تمرکز بسیار بر محتوای مربوط به مردم، برندسازی شخصی گیتس از «بشردوستی» به طور کامل حمایت می‌کند.

طراحی

با وجود این‌که گیتس صاحب غول تکنولوژی دنیا یعنی مایکروسافت۲  است که در آن طراحی‌های شیک حرف آخر را می‌زند، کارت ویزیت او دارای طراحی صمیمانه‌ی دهه ۷۰ میلادی است. محتوای بصری برندسازی شخصی گیتس، بشردوستی و «مردمی بودن» را همواره از طریق به تصویر کشیدن چهره مردم انعکاس می‌دهد. تمرکز گیتس بر انتشار تصاویر افراد، برند او را به طرز خاصی یک برند خیرخواهانه معرفی می‌کند. همچنین توجه کنید که محتوای تصویری گیتس معمولاً شامل فونت‌های دست‌ساز و استفاده از نگاره‌های رنگارنگ است.

[ معلم کلاس چهارم من به من نشان داد که میتوان پسری شلخته و منفور بود که عاشق کتاب خواندن است. ]

[ درباره اقتصاد ژاپن هیچ کمبود کتابی وجود ندارد. این کتاب بهترین شروع است. ]

[آموزش صحیح  شبیه چیست؟ برای نیت بولینگ۳، به معنی کاشت و پرورش بذر علاقه به یادگیری در دانشآموزانش است . . .

گفت و گویی با نیت بولینگ:
معلم نمونه ایالت واشینگتن۴  در سال ۲۰۱۶ میلادی ]

برند

 مارک زاکربرگ

 مارک زاکربرگ۷ به دلیل توفیق بی‌اندازه فیس‌بوک به اسمی آشنا تبدیل شده است ولی حتی با این درجه از شهرت، آیا موفق شده است برند شخصی خود را که هنوز به شدت گفتاری، خودمانی و خوشایند است، رواج دهد؟

برندرسانههای اجتماعی

صفحه‌ی شخصی مارک زاکربرگ در فیس‌بوک بیش از ۸۰ میلیون دنبال‌کننده دارد. اگر شما همین حالا او را در صفحه‌اش دنبال کنید، جدیدترین فردی‌ خواهید بود که از جریان زندگی و فعالیت‌های او مطلع خواهید شد؛ از سفرهای اخیرش گرفته تا دیدگاه‌های سیاسی و بیماری‌هایی که برای درمانشان تلاش می‌کند.

رویکرد بصری کلی زاکربرگ به محتوا به طور شگرفی ساده، خودمانی و همراه با نگاهی گذرا به زندگی شخصی و حرفه‌ایش است.  برای مثال سری به مطالب اینستاگرام او بزنید.

نکته مهم دیگر این است که زاکربرگ در تمامی تصاویر در «یونفیورم» خود (یک پیراهن ساده‌ی خاکستری) ظاهر می‌شود که به مشخصه ظاهری او تبدیل شده است. زاکربرگ در این باره گفته است که انتخاب لباس یک «تصمیم بی‌اهمیت است که نمی‌خواهد هرروز صبح وقت زیادی صرف آن کند». این مسئله به  مشغله زیاد او به عنوان یک مدیرعامل اشاره دارد.

[ آیا مـــا میتوانیـــم تمــــام بیمـاریهــــا را درطــــول زندگـــی کودکمــــان درمـــــان کنیم؟

وقتــــی دخترمــــان متولد شد، ما درباره امید به آیندهای که او برای ما به ارمغان خواهد آورد، نوشتیم؛ امیدی که بسیاری از ما آن را حس میکنیم. امید به اینکه میتوانیم آیندهای بهتر برای فرزندان و نسلهای بعــدی مهیـا سازیم.

من یک مهندس هستم و فکر میکنم این امید بخشی از چشمانداز مهندسی است. این باور که میتوانی هر سیستمی را بهتر کنی؛ حال این سیستم میخواهد کُد باشد یا سختافزار، مربوط به زیستشناسی باشد یا یک شرکت و… ]

 طراحی

 رویکرد گفتگوی خودمانی زاکربرگ برای برند‌سازی شاید به بهترین شکل در طراحی کارت ویزیتش متجلی باشد؛ در کارت ویزیت معروفش: «عوضی، من مدیرعاملم». برایان ولسو۸  طراح این کارت می‌گوید تاریخچه جمله اصلی این کارت به شوخی‌های دوستانه او و مارک بازمی‌گردد: «من جلسه‌ای با زاکربرگ داشتم که اولین جمله او این بود: «عوضی، من مدیرعاملم.» به خاطر رابطه‌ای که زاکربرگ و من در آن زمان داشتیم، من از این حرف او ناراحت نشدم. به همین سادگی، این عبارت در ذهن من حک شد.»

به طور مشابه، نوشت‌افزار شخصی زاکربرگ نیز دارای طراحی خودمانی و صمیمی است. طراحی هوشیارانه، مدرن و در عین حال شخصی نوشت افزار، مهر و موم نامه‌ها، لوازم‌التحریر و حتی سربرگ نامه‌های زاکربرگ این پیام را می‌رساند که او مدیر عاملی با برند شخصی خودمانی (و باحال) است. رویکرد خودمانی و خوشایندی که زاکربرگ در تقابل با کارمندانش دارد نیز به درستی در این طراحی‌ها نمود پیدا کرده است.

برند

ریچارد برانسون

وقتی عنوان مدیرعامل به گوشمان می‌خورد، بسیاری از ما به یاد کارآفرین شرکت ویرجین۹، سِر ریچارد برانسون۱۰  می‌افتیم. برانسون یکی از هوشمندانه‌ترین، موفق‌ترین، سودآورترین و سرزنده‌ترین برندسازی‌های شخصی را انجام داده است. او این صفات نیک را از طریق گستره‌ای از محتوا و طراحی انگیزه‌بخش و مثبت حفظ می‌کند. اما چگونه؟

برندرسانههای اجتماعی

 برانسون با توصیف خود به عنوان «یک ماجراجو، بشردوست و دردسرسازِ متنفر از تشریفات که به تبدیل  ایده‌ها به واقعیت باور دارد» در صفحه شخصی فیس‌بوکش، برند‌سازی شخصی خود را به صورت تصویری و راهبردی در رسانه‌های اجتماعی تقویت کرده است.

اصلی‌ترین شکل محتوای منتشر شده توسط برانسون در رسانه‌های اجتماعی به صورت قراردادن لینک‌های مربوط به وبلاگ‌ها، مقالات، مصاحبه‌ها و . . . است. او برخی اوقات به همراه این لینک‌ها، تصاویر الهام‌بخشی از خودش را مرتبط با موضوع منتشر می‌کند. این تکنیک نه‌تنها توجه کاربران را به محتوای اصلی او (لینک‌های سایت و مقالات و مصاحبه ها) جلب می‌کند، بلکه او را به عنوان فردی فعال و مرد عمل نشان می‌دهد.

طراحی

 طراحی و ابزار بصری به صیانت از برندسازی حرفه‌ای و انگیزه‌بخش برانسون کمک می‌کنند. برند سازی برانسون به شدت بر روی نوشته‌ها، واژه‌ها و نقل‌قول‌هایش متمرکز است؛ یکی از متداول‌ترین موارد استفاده برانسون از گرافیک، باکس‌های نقل‌قول است. ساده و مینیمال بودن، استفاده مناسب از تایپوگرافی و زیبایی‌شناسی حرفه‌ای باکس‌ها باعث می‌شود تا محتوای بصری برانسون به برند شخصی او وفادار بماند و در عین حال، بدون تقلید مستقیم از برند ویرجین، به شدت با آن مطابقت داشته باشد.

[ با وجود داشتن رویکرد کاری شدیداً انعطافپذیر، همیشه ماه آگوست را به تفریح اختصاص میدهم. ]

[ لازم نیست حتما مرگ را تجربه کرده باشید تا به اهدای عضو فکر کنید. ]

۱.Bill Gates
۲.Microsoft
۳.Nate Bowling
۴.Washington
۵.Nelson Mandela
۶.Pretoria
۷.Mark zuckerberg
۸.Brian Veloso
۹.Virgin
۱۰.Richard Branson

منابع:

Anna Guerrero (2016), CEO Branding Deconstructed: How Gates, Zuckerberg and Branson Construct Their Online Image, www.Inc.com Small Business Ideas and Resources for Entrepreneurs

قیمت

قیمت گذاری کالاهای تند مصرف و چالش‌ های آن

فرض کنید که تولیدکننده یک کالای تندمصرف هستید. محصول شما در قفسه فروشگاه چیده شده است و یک مشتری برای خرید آن جلو می‌آید. به نظر شما او حاضر است چه مقدار برای محصول شما پول پرداخت کند؟ اگر نتوانید جواب درستی برای این سؤال پیدا کنید، چه کالا فروخته بشود و چه نشود، در هر دو صورت ضرر کرده‌اید؛ چون یا مشتری را از دست داده‌اید یا کالا را به قیمتی کمتر از انتظار به او فروخته‌اید. حساسیت موضوع به همین‌جا ختم نمی‌شود. قیمت گذاری کالاهای تندمصرف دو پیچیدگی عمده دارد:

 رفتار مشتریان: کشش تقاضای  کالاهای تندمصرف نسبت به سایر کالاها بیشتر است (گزارش موسسه نیلسن، ۲۰۱۷)؛ یعنی مشتریان به تغییر قیمت‌ها حساس هستند و افزایش یا کاهش قیمت کالا به شدت بر روی فروش تأثیر می‌گذارد. از سوی دیگر خرید این کالاها بخش زیادی از مخارج خانوار را به خود اختصاص می‌دهد (موسسه پی.دابلیو.سی ، ۲۰۱۷)؛ این عوامل باعث می‌شود قیمت در فرآیند خرید کالاهای تندمصرف نقش مهمی داشته باشد و رفتار مصرف‌کنندگان، بیش از سایر مواقع، تحت تأثیر افزایش یا کاهش قیمت قرار گیرد.

شرایط رقابتی بازار: کالاهای تندمصرف معمولاً ارزان‌قیمت هستند و تحت برندهای متنوعی عرضه می‌شوند. رقابتی بودن بازار و حاشیه سود پایین کالا‌ها، آزادی عمل تولیدکننده را در قیمت‌گذاری محدود می‌کند (موسسه نیلسن، ۲۰۱۷). طبیعی ا‌ست که تولیدکننده، در پی تعیین قیمت‌هایی باشد که در عین رقابتی بودن، سودی منطقی را به همراه داشته باشد. این در حالی‌ است که در سال ۲۰۱۷، بر اساس گزارش موسسه نیلسن ۷۲ درصد ترفیعات قیمتی شکست می‌خورد و به طور متوسط از هر سه تصمیمی که مدیران این بخش درباره قیمت اتخاذ می‌کنند، تنها یک تصمیم به نتیجه‌ای مطلوب منجر می‌شود.

قیمت

انواع واکنش خریداران به قیمت

بر اساس گزارش دانشگاه ساسکس انگلستان در سال ۲۰۱۷، خریداران نسبت به قبل حساسیت بسیار بیشتری به قیمت‌ها نشان می‌دهند و بیش از پیش در پی قیمت‌های ارزان هستند. با این حال واکنش خریداران به قیمت‌ها یکسان نیست و هر خریدار بر اساس نیازها، اولویت‌ها، شخصیت و شرایط خود، رویکردی متفاوت نسبت به قیمت کالاها دارد. عرضه‌کنندگان هنگام تعیین قیمت باید به این تفاوت‌ها توجه کنند و برای هر گروه از مصرف‌کنندگان، استراتژی مناسب را به کار گیرند تا دایره مشتریان شرکت گسترش یابد و افراد بیشتری را شامل شود (لانگ، ۲۰۱۶).

خریداران وفادار : این مصرف‌کنندگان که همواره درصد کمی از مشتریان را تشکیل می‌دهند، نسبت به یک برند یا نوع خاصی از کالا وفادارند و معمولاً تحت تأثیر تخفیف‌ها قرار نمی‌گیرند و برای خرید، قیمت را در فرایند تصمیم‌گیری خود دخیل نمی‌کنند. این مشتریان به واسطه وفاداری، ارزشمندترین بخش مشتریان هر کسب‌وکار هستند.

خریداران نیاز-محور : این گروه از مشتریان، خرید را فرایندی برای رفع یک نیاز مشخص می‌دانند و کالایی را انتخاب می‌کنند که به نظرشان، بیشترین تناسب را با نیازشان دارد. بازاریابان برای مدیریت کردن این گروه از مشتریان باید نیازهای آن‌ها را به خوبی بشناسند و در طراحی محصولات به صورت مؤثر، پاسخگوی نیازهای آنان باشند.

خریداران ناگهانی: این گروه از خریداران از نظر بازاریابان، دشوارترین گروه هستند؛ زیرا مشخص نیست چگونه و چه زمانی کالا یا خدماتی را خریداری می‌کنند. این خریداران، قصد و انگیزه‌ای مشخص ندارند و هر کالایی که در لحظه، به نظر آنان جذاب بیاید را خریداری می‌کنند. نکته مهم درباره این گروه آن است که بیشتر از محرک‌های عقلانی و منطقی، تحت تأثیر پیام‌ها و محرک‌های احساسی-هیجانی قرار می‌گیرند و برای جذب آن‌ها باید از ابزارهایی استفاده کرد که احساسات افراد را مخاطب قرار می‌دهد.

جستجوگران تخفیف : همان‌طور که از نام این دسته از خریداران پیداست، همواره به دنبال تخفیف هستند. این افراد هم مانند خریداران وفادار، منبع خوبی برای سودآوری هستند اما در زمان‌هایی که تخفیفی ارائه می‌شود. بهترین اقدام در قبال این بخش از مشتریان، آگاه کردن آن‌ها از تخفیف‌ها و جشنواره‌های فروش و سایر فعالیت‌های مشابه است. ارسال ایمیل‌ها یا پیامک‌های اختصاصی اخبار تخفیف‌ها و جشنواره‌ها، برای این گروه می‌تواند بسیار اثربخش باشد.

ادراک مشتریان از قیمت

ادراکی که مشتریان از قیمت کالاها دارند در بعضی موارد منطقی و قابل توضیح نیست. فروشندگان و تولیدکنندگان باید علاوه بر روش‌های علمی و تجربیات حرفه‌ای، از الگوهای هیجانی و غیرمنطقی ادراک مشتریان آگاه باشند و همچنین تأثیر روانی قیمت و قیمت‌گذاری را بر رفتار خریداران ارزیابی کنند.

یک نمونه بارز از رفتار غیرقابل توضیح مصرف‌کنندگان در مورد قیمت، واکنش نسبت به قیمت‌هایی است که به عدد ۹ ختم می‌شود؛ مانند تعیین قیمت ۴۹۹۹۹ ریال به جای ۵۰۰۰۰ ریال؛ که به آن «قیمت‌گذاری فریبنده » می‌گویند. خریداران هنگام خرید به ارقام سمت راست قیمت، توجه چندانی نمی‌کنند و اولین عدد سمت چپ را مبنای تصمیم‌گیری قرار می‌دهند. به بیان دیگر قیمت یک کالا که ۴۹۹۹۹ ریال تعیین شده است، «کمی بیشتر از چهل هزار ریال» در نظر گرفته می‌شود و نه به صورت «اندکی کمتر از پنجاه هزار ریال»؛ یعنی همان قیمتی که در زبان محاوره، آن را «چهارهزار و خورده‌ای» می‌نامیم (توماس و مورویتز، ۲۰۰۵). پژوهش دیگری هم نشان داد قیمت‌هایی که به عدد ۹ ختم می‌شوند، حتی از قیمت‌هایی که واقعاً از آن کمتر هست نیز، ارزان‌تر تلقی می‌شوند. در این پژوهش، برای یک محصول سه قیمت ۳۴ دلار، ۴۴ دلار و ۳۹ دلار تعیین شد و با وجود این‌که ارزان‌ترین قیمت، ۳۴ دلار است، در کمال شگفتی، بیشترین فروش در قیمت ۳۹ دلار محقق شد (آندرسن و سمیستر، ۲۰۰۳).

«مقایسه» از مهم‌ترین ابزار مشتریان برای درک قیمت یک کالا است. در یک فروشگاه، خریداران قیمت اولین کالایی را که مشاهده می‌کنند به عنوان «قیمت مرجع » در نظر می‌گیرند و قیمت تمام کالاهای مشابه و جایگزین را که پس از آن می‌بینند، با آن قیمت مقایسه می‌کنند (آداوال و مونرو، ۲۰۰۲). عدم امکان مقایسه، تصمیم‌گیری را برای خرید مشکل می‌کند. در پژوهشی که در یک خرده‌فروشی انجام شد، دو نوع آدامس را با ویژگی‌های کاملاً یکسان، یک‌بار با قیمت یکسان و بار دیگر با اندکی تفاوت در قیمت به مشتریان عرضه کردند. نتیجه نشان داد هنگامی‌که قیمت دو کالا یکسان باشد، خریداران تمایل بیشتری به نخریدن و به تعویق انداختن تصمیم دارند اما یک تفاوت اندک در قیمت، خریدار را به سمت خرید ترغیب می‌کند.

افزایش فروش در زمان تخفیف نیز از ساز و کار «مقایسه» تبعیت می‌کند. زمانی که یک کالا با تخفیف عرضه می‌شود، مشتری قیمت جدید را با قیمت قبلی مقایسه می‌کند و این تفاوت موجب می‌شود که مشتری به خرید تمایل پیدا کند. پس مقایسه از مهم‌ترین عوامل درک قیمت یک کالا و تصمیم‌گیری مشتریان برای خرید است.

قیمت

یک استثنا در قیمت‌گذاری

اگرچه مشتریان، قیمت کالاها را با هم مقایسه می‌کنند؛ نتیجه مقایسه همواره منجر به خرید کالای ارزان‌تر نمی‌شود. این موضوع بستگی به طرز فکر مشتریان در مورد نوع کالا دارد.

بعضی از کالاهای تندمصرف، کیفیت محور هستند؛ یعنی خریدار برای کیفیت این کالاها اهمیت قائل است و انتخاب خود را تا حد زیادی بر اساس کیفیت انجام می‌دهد. (مانند کالاهایی که با سلامت مصرف‌کنندگان ارتباط مستقیم دارند. محصولاتی نظیر خمیردندان، قرص‌های ویتامین و برخی از محصولات آرایشی بهداشتی.)

قیمت‌گذاری این کالاها پیچیدگی بیشتری دارد. چرا که در خیلی از موارد، خریدار با کمک قیمت کالا در مورد کیفیت آن قضاوت می‌کند. پس در مورد کالاهایی که کیفیت محور هستند، قیمت پایین‌تر جذابیت نخواهد داشت. تحقیقات نشان می‌دهد که کشش قیمتی این کالاها در زمان تخفیف پایین است و ارائه تخفیف منجر به افزایش فروش نمی‌شود (موسسه نیلسن، ۲۰۱۷). به علاوه قیمت‌های فریبنده‌ای که به عدد ۹ ختم می‌شوند، یک نشانه منفی برای کیفیت به حساب می‌آیند. پس بهتر است در قیمت‌گذاری این نوع کالاها از اعداد رند و بدون خرده استفاده شود (شیندلر، ۲۰۰۳)

اشتباهات رایج در قیمت‌گذاری کالاهای تندمصرف

اجرای برنامه‌های ترفیع فروش و ارائه تخفیف، سالانه میلیاردها دلار از درآمد شرکت‌ها را می‌بلعد اما در بسیاری از موارد، به دلیل اشتباه در برنامه‌ریزی و نحوه اجرا، از کارایی لازم برخوردار نیست و منجر به افزایش فروش نمی‌شود. مواردی که در ادامه به آن‌ها اشاره می‌کنیم، اشتباهاتی بسیار رایج و فراگیر هستند که عمدتاً شرکت‌های فعال در بخش کالاهای تندمصرف، دچار آن می‌شوند.

اشتباهی که معمولاً هزینه زیادی به بار می‌آورد، ارائه تخفیف بر اساس برند است؛ به این معنی که تمام محصولات یک برند با تخفیف عرضه شود. در صورتی ‌که بایستی برای هر کالا به طور مجزا تخفیف داده شود نه به صورت گروهی و بر روی تمام محصولات. تحقیقات نشان می‌دهد که کشش قیمتی یک محصول که در چند اندازه یا مقدار عرضه می‌شود در اندازه‌ها و مقادیر گوناگون، متفاوت است (به عنوان مثال کشش قیمتی نوشابه خانواده با نوشابه‌های یک‌نفره تفاوت دارد)؛ چه رسد به آنکه برای تمام محصولات یک برند، برنامه ترفیعی یکسانی اجرا شود و تمامی آن‌ها با تخفیف یکسانی عرضه شوند. اشتباه دیگر، کاستن از قیمت کالاهای قدیمی هنگام‌ ورود یک کالای جدید به بازار است. والتر و همکارانش (۲۰۱۰) در پژوهش خود دریافتند که پس از رونمایی از یک محصول جدید که قرار است جایگزین محصولی قدیمی باشد، بسیاری از مصرف‌کنندگان نگران می‌شوند که دیگر نتوانند به کالاهای قبلی دسترسی داشته باشند و به همین دلیل حاضرند مبلغ بیشتری برای آن بپردازند و این فرصت مناسبی برای افزایش قیمت کالاهای قدیمی‌تر است؛ در حالی‌که بسیاری از شرکت‌ها به اشتباه، قیمت کالاهای قبلی‌ خود را کاهش می‌دهند.

یک اشتباه رایج دیگر، دادن تخفیف‌های متوالی بر روی یک کالا است. هنگامی‌که کالایی در بیشتر اوقات با تخفیف عرضه شود، مصرف‌کنندگان به قیمت ترفیعی آن عادت و قیمت عادی آن را گران ارزیابی می‌کنند. از این رو خرید خود را به امید کاهش قیمت‌ها تا تخفیف بعدی به تعویق می‌اندازند و این امر باعث کاهش فروش می‌شود (لوی، ۲۰۱۱).

اشتباه دیگر، وادار کردن مشتریان به مقایسه قیمت‌هاست. سایمنسون (۲۰۰۵) در پژوهش خود دریافت که وقتی فروشندگان به طور مستقیم و یا در قالب تبلیغات و شعارها، مشتریان را وادار به مقایسه قیمت‌ها می‌کنند ممکن است بر قصد خرید آن‌ها تأثیر منفی بگذارند و حتی ممکن است آن‌ها را از خرید منصرف کنند. بر این اساس نباید در هنگام ترفیع یا ارائه تخفیف، مشتریان را در جایگاه مقایسه قرار دهیم. بهتر است این کار به صورت غیرمستقیم و بدون تأکید انجام شود و اجازه دهیم خریداران، شخصاً به مقایسه بپردازند. قیمت‌ها همیشه آزمایشی هستند و اگر از جانب مشتریان پذیرفته نشوند به سرعت تغییر می‌کنند. قیمت‌گذاری به همان اندازه که کاری علمی و تخصصی است، امری شهودی و خلاقانه نیز هست و برای قیمت‌گذاری مؤثر، باید خلاقیت و هوش را چاشنی تجربه و دانش کنیم. یکی از مدیران شرکتی بزرگ  در پاسخ به خبرنگاری که از او پرسید: چرا قیمت تمام کالاهای شما به عدد ۸ ختم می‌شوند؟ گفت: «هشت» عدد شانس من است و ظاهری زیبا دارد! لطفاً به دنبال دلیل علمی برای این انتخاب نباشید!

 

۱. Price Elasticity of Demand
۲. PWC (The second largest professional services firm in the world, and one of
the Big Four auditors)
۳. Loyal
۴. Need-Based
۵. Impulsive
۶. Discount hunter
۷. Charming Price
۸. Reference Price
۹. Kit Hicke (co-founder, Ministry of Supply)

:منابع

Bradley J. Ruffle & Ze’ev Shtudiner (2006), 99: are retailers best responding to rational consumers? Experimental evidence, Managerial and Decision Economics
Daniel Long (2016), Types Of Consumers & How To Reach Them, www toughnickel.com
Food, Drink & FMCG sector review (2017), University of Sussex, sussex.ac.uk
Itamar Simonson (2005), In Defense of Consciousness: The Role of Conscious and Unconscious Inputs in Consumer Choice, Graduate School of Business, Stanford
University, www.gsb.stanford.edu ۲۰۱۷ Consumer Packaged Goods Trends (2017), www.strategyand.pwc.com
Svetlana Bogomolova, Zachary Anesbury, Larry Lockshin, Natasha Kapulski, Tim Bogomolov (2017), Exploring the incidence and antecedents of buying an FMCG
brand and UPC for the first time, Journal of Retailing and Consumer Services
Manjo Thomas & Vicki Morwitz (2005), Penny Wise and Pound Foolish: The Left-Digit Effect in Price Cognition, Journal of Consumer Research
Anderson, E.T. & Simester, D.I.(2003), Effects of $9 Price Endings on Retail Sales: Evidence from Field Experiments, Quantitative Marketing and Economics
Jongmin Kim, Nathan Novemsky, Ravi Dhar (2012), Adding Small Differences Can Increase Similarity and Choice, Psychological Science
Rashmi Adaval & Kent Monroe (2002), Automatic Construction and Use of Contextual Information for Product and Price Evaluations, Journal of Consumer Research 7 Costly Promotion Mistakes, (2017), Nielsen Company (global information, data, and measurement company)
Robert M. Schindler (2003), The 99 Price Ending as a Signal of a Low-Price Appeal, Advances in Consumer Research
Keith Levy (2011), Price; Marketing’s Most Delicate «P”, www.Forbes.com
Jayson DeMers (2016), 5 Ways To Increase Sales Using The Psychology Of Pricing, www.Forbes.com
Greg Petro (2014), Why Pricing Power Is The Real Secret To Value Investing, www.Forbes.com

برند

برند‌ی به نام تو : توصیه‌ های تام پیترز برای برندسازی شخصی

این مقاله آغازگر جنبش برندسازی شخصی است. تام پیترز در سال ۱۹۹۷ برای اولین بار در این مقاله مفهوم برند شخصی را مطرح و از استعارهی انسان به عنوان یک برند رونمایی کرد. این مقاله پس از چاپ در مجله فست کمپانی، بلافاصله مورد توجه همگان قرار گرفت و الهامبخش مقالات، کتابها و سخنرانیهای متعددی شد؛ تا جایی که میتوان گفت تاریخ ۲۰ ساله برندسازی شخصی با نام تام پیترز و این مقاله پیوند خورده است. در ادامه خلاصهای از این مقاله معروف و راهکارهای کلیدی تام پیترز برای برندسازی شخصی را خواهید خواند.

اگر نگاهی به اطراف خود بیندازیم، خواهیم دید که برندهای تجاری دنیای ما را احاطه کرده‌اند. وقت آن رسیده است که من و شما از دنیای تجارت، برای زندگی شخصی خود درس بگیریم. فارغ از سن، موقعیت و تجارتی که به آن مشغولیم، همه باید اهمیت برندسازی را درک کنیم. چرا که هر یک از ما مدیر بازاریابی خودمان هستیم و برندی به نام خود داریم. به عنوان یک کارمند، شما به هیچ شرکتی تعلق ندارید. عنوان شغلی‌تان تعریف‌کننده شما نیست و به شرح وظایف شغلی خود محدود نیستید؛ بله شما بازیکن آزاد زمین کسب‌وکارتان هستید؛ بازیکنی که می‌خواهد بهترین فصل خود را سپری کند، بهترین عملکرد را از خود نشان دهد و بهترین امتیازها را به ثبت برساند.

خبر خوب این است که هرکسی این امکان را دارد تا خود را مطرح کند. هرکسی این فرصت را دارد که مهارت جدیدی یاد بگیرد و توانایی‌های خود را پرورش بدهد. هرکسی این شانس را دارد تا بین دیگران برجسته شود و برند شخصی خود را بسازد.

برند

چه چیزی شما را متفاوت می‌کند؟

با شناسایی ویژگی‌های خاصی شروع کنید که شما را از رقیبان (یا همکاران‌تان) متمایز می‌کند. از نظر همکاران یا مشتریان شما، بزرگ‌ترین و مشخص‌ترین نقطه‌ی قوت شما کجاست؟ برجسته‌ترین ویژگی شخصیتی شما چیست؟ این اواخر برای مطرح کردن خود چه کاری انجام داده‌اید؟

به عنوان یک کارمند، موقعیت خود را در ساختار سازمانی شرکت نادیده بگیرید. عنوان شغلی خود را فراموش کنید و از خود بپرسید: چه کاری انجام بدهم تا یک ارزش قابل‌ توجه، قابل اندازه‌گیری، متمایز و شاخص به ارمغان بیاورد؟ شرح وظایف خود را فراموش کنید و از خود بپرسید: چه کاری انجام داده‌ام که به آن افتخار می‌کنم؟ مهم‌تر از همه، پله‌های استاندارد نردبان پیشرفت شغلی خود را که تاکنون پیموده‌اید، فراموش کنید. این نردبان لعنتی را بسوزانید و از خود بپرسید: چه موفقیتی به دست آورده‌ام که بتوانم بی‌پروا به آن افتخار کنم؟ اگر می‌خواهید برند باشید، باید با تمام وجود بر آنچه خلق ارزش می‌کند، آنچه باعث افتخار است و مهم‌تر از همه، آنچه به شما اعتبار می‌بخشد متمرکز شوید.

سکوی پرتاب برند شما چیست؟

یک جمله‌ کلیشه‌ای هست که می‌گوید: «استیک نفروشید؛ صدای جلز و ولزش را بفروشید.» این یک اصل است که هر برند تجاری کاملاً آن را درک می‌کند. شما هم باید بدانید، هر چه قدر که متخصص باشید، باز هم باید برای برند خود بازاریابی کنید و آن را به مشتریان، همکاران و آشنایانتان معرفی کنید. در مسیر دیده شدن و جلب توجه عموم، هیچ محدودیتی برای شما وجود ندارد. هر اقدام حرفه‌ای و مؤثری را که می‌تواند به مطرح شدن شما کمک کند، امتحان کنید.

داشتن یک شغل دوم را امتحان کنید! در پروژه‌ای دیگر در سازمان‌تان سهیم شوید تا خود را به همکاران سایر واحدهای شرکت معرفی کنید و توانایی‌های خود را به نمایش بگذارید یا با همکاری دیگران مهارت‌های جدیدی کسب کنید. اگر وقت دارید، در پروژه‌ای خارج از سازمان خود شرکت کنید تا با افراد جدیدی آشنا شوید. اگر موفق به جلب توجه و رضایت آن‌ها شدید، همین افراد جدید در معرفی شدن شما به عنوان یک فرد ارزشمند مؤثر خواهند بود.

شما می‌توانید در یک دانشکده کوچک، کارگاه آموزشی یا حتی در شرکت خود تدریس را امتحان کنید. با این کار، شما به عنوان یک متخصص شناخته می‌شوید، جایگاه خود را به عنوان یک حرفه‌ای ارتقا می‌بخشید و این احتمال ‌که افراد بیشتری با درخواست‌ها و فرصت‌های مختلفی به شما مراجعه کنند افرایش می‌یابد.

اگر مهارت شما در نوشتن بیشتر از تدریس است، نوشتن یک ستون را برای روزنامه محلی خود امتحان کنید. لازم نیست مطلب شما در صفحه اول روزنامه نیویورک تایمز چاپ شود تا اعتبار کسب کنید. روزنامه‌های محلی، خبرنامه‌های حرفه‌ای و حتی نشریات درون سازمانی، فضای خالی مناسبی برای نوشته‌های شما دارند. با شروع به این کار، سابقه کسب می‌کنید.

اگر شما سخنران خوبی هستید، در یک کنفرانس شرکت کنید یا برای یک ارائه در کارگاه آموزشی داوطلب شوید. دیده شدن یکی از بهترین راه‌های مشهور شدن است. سخت‌ترین قسمت این کار، شروع آن است. اگر در ابتدا بتوانید به عنوان یکی از اعضای پنل گفتگوهای علمی کاربردی در یک کنفرانس حضور داشته باشید، در ادامه راه برای ارائه سخنرانی‌های تک‌نفره هموارتر می‌شود و خیلی زود خواهید دید که فقط چند قدم با سخنرانی در بزرگ‌ترین همایش تخصصی صنعت خود فاصله دارید.

نکته مهم دیگر این است که بدانید در مسیر برندسازی شخصی همه چیز مهم است! هیچ چیزی نباید از قلم بیفتد. تک‌تک اقدامات شما و کارهایی که تصمیم می‌گیرید انجام ندهید، ارزش و شخصیت برند شما را می‌رسانند. از یک تماس تلفنی کوتاه گرفته تا پاسخ به یک ایمیل یا چگونگی شرکت در یک جلسه کاری، همه و همه بخش‌های کوچکی از پیام بزرگ برند شما هستند.

یک جنبه از موضوع، مربوط به محتوای پیام شماست: آنچه می‌گویید و چگونگی گفتن آن. بخش دیگر آن ظاهر پیام شماست: به عنوان مثال آیا حضور شما در اینترنت، تسلط شما را بر فناوری‌های آنلاین اثبات می‌کند؟ آیا در یک جلسه کاری، حضور شما مفید و مؤثر است؟ آیا ظاهر شما در دنیای شلوغ امروزی ‌می‌تواند معرف سلیقه بصری برند شما باشد؟

و اما کلید هر کمپین برندسازی شخصی «بازاریابی دهان‌به‌دهان» است. مجموعه دوستان، همکاران و مشتریان مهم‌ترین ابزار بازاریابی شما هستند. آنچه دیگران در مورد شما می‌گویند، در نهایت همان ارزشی است که بازار برای برند شخصی شما پرداخت می‌کند. به همین دلیل بزرگ‌ترین ترفند برندسازی این است که آگاهانه روابط خود را با دیگران گسترش بدهید.

قدرت واقعی برند شخصی شما چیست؟

اگر می‌خواهید برند شخصی خود را رشد دهید، باید قدرت خودتان را بشناسید و ببینید که چطور می‌توانید بیشترین اثرگذاری را در حوزه تخصصی خود داشته باشید. شما باید تأثیرگذار باشید تا بتوانید قدرت کسب کنید. به دست آوردن و استفاده‌ی هوشمندانه، مسئولانه و مقتدرانه از قدرت برای رشد برند شما ضروری است.

در این مسیر، برخی اقدامات رئیس‌مآبانه ارزش انجامش را دارند؛ به شرطی که باعث نشوند تا شما فردی خودشیفته، خودبزرگ‌بین و خودخواه به نظر بیایید. می‌توانید این اقدامات را به آرامی، با زیرکی و در ابعاد کوچک انجام دهید. آیا گروه شما برای برگزار کردن یک جلسه سازنده دچار مشکل است؟ برای نوشتن دستور جلسه آینده داوطلب شوید. با این‌کار، هم به گروه کمک می‌کنید و هم می‌توانید تصمیم بگیرید که چه چیزی در دستور جلسه باشد. وقتی زمان نوشتن گزارش پایانی یک پروژه فرا می‌رسد، آیا همه اعضای گروه شما از آن فراری هستند؟ مشتاقانه خواهان نوشتن این گزارش باشید زیرا دستی که خودکار را نگاه می‌دارد (یا دکمه‌های کیبورد را می‌فشارد) این فرصت را دارد تا در نگارش یا حداقل شکل دادن به تاریخ شرکت سهیم باشد.

مهم‌تر از همه این‌ها، بدانید که قدرت بیشتر به استنباط دیگران از شما برمی‌گردد. اگر می‌خواهید افراد شما را قدرتمند ببینند، مانند یک رهبر واقعی رفتار کنید. برای رهبر بودن در ساختار سازمانی به اختیارات نیاز ندارید. شما رهبر خود هستید و برند شخصی خودتان را رهبری می‌کنید.

نکته‌ای اساسی در رشد قدرت شما درک این حقیقت است که ما اکنون در دنیای پروژه‌ها زندگی می‌کنیم. امروزه تقریباً تمام کارها در قالب بسته‌هایی کوچک به نام پروژه سازمان‌دهی می‌شوند. چنین دنیایی برای رشد برند شما ایده‌آل است. پروژه‌ها قابل اجرا هستند، اثرگذاری دارند و انجام آن‌ها به شما قدرت خودنمایی می‌بخشد. اگر حداقل ۷۰ درصد زمان خود را صرف ایجاد پروژه‌ها و شرکت در آن‌ها نمی‌کنید، بدانید که دارید در گذشته زندگی می‌کنید. امروزه، شما باید در فضای پروژه فکر کنید، نفس بکشید، عمل نمایید و کار کنید.

دنیای پروژه باعث می‌شود تا ساده‌تر بتوانید قدرت برند خودتان را بسنجید و تبلیغ کنید. پروژه‌های جدید مهارت‌ها و افتخارات شما را افزایش می‌دهد. گاهی انجام کارهای پروژه‌ای برای شما به معنی بیرون رفتن از حریم امن و جسارت امتحان کردن یک تجربه کاملاً جدید است؛ ولی مطمئن باشید که ارزش این ریسک را دارد.

به علاوه شما باید قدرت برند خود را در رزومه منعکس کنید. رزومه برای برند شخصی شما نقش یک بروشور بازاریابی را دارد. به جای یک لیست خسته‌کننده از عنوان‌های شغلی و وظایف کاری شما، رزومه باید مجموعه‌ای از افتخارات، پروژه‌هایی که انجام داده‌اید و توانمندی‌های شما باشد. مرتباً رزومه خود را به‌روزرسانی کنید تا بتوانید عمق و وسعت برند شخصی خود را در آن منعکس کنید.

 وفاداری برای شما به چه معناست؟

 در گذشته این که کارمندان ۴۰ سال از عمر خود را فقط در یک شرکت کار کنند وفاداری نام داشت. این ۴۰ سال بیشتر شبیه یک زندگی محدود با فرصت‌ها و انتخاب‌های یکنواخت و اختیار اندک بود. چیزی که باید زندان سازمانی یا بردگی قراردادی نام بگیرد.

البته امروزه وفاداری مهم‌ترین اصل هر شغلی است؛ ولی نه وفاداری کورکورانه به شرکت، بلکه وفاداری به همکاران، گروه، پروژه، مشتریان و خودتان. این وفاداری بسیار فراتر و باارزش‌تر از وفاداری بی‌خردانه به یک شرکت است.

شاید خودخواهانه به نظر برسد ولی شرکتی که در آن مشغول به کار هستید باید قدر تک‌تک تلاش‌های شما را بداند و تشویق‌تان کند. به هر حال هر کاری که شما در راستای پرورش برند شخصی خودتان انجام می‌دهید برای آن‌ها سودآور خواهد بود. پروژه‌هایی که رهبری می‌کنید، ارتباطاتی که ایجاد می‌کنید، مشتریانی که راضی نگاه می‌دارید و هر افتخاری که کسب می‌کنید برای شرکت هم اعتبار ایجاد می‌کند. تا زمانی که در حال یادگیری، رشد، برقراری ارتباط و رسیدن به اهداف هستید، برای شما و برای شرکت همه‌چیز خوب پیش می‌رود. این منطق برد – برد تا زمانی که شما در آن شرکت هستید، صادق است.

اما شما یک بازیکن آزاد هستید. اولین درس بازیکن آزاد بودن این است که رزومه خود را یک بروشور بازاریابی فرض کنید و به دنبال هر چه پربارتر کردن آن باشید. درس دوم نیز همان است که همه ورزشکاران حرفه‌ای به خوبی از آن اطلاع دارند: شما همواره باید بازار را بررسی کنید و درک درستی از ارزش برند خود داشته باشید. شما نباید فقط وقتی به دنبال کار می‌گردید به مصاحبه‌های شغلی بروید. برای سنجیدن ارزش برندتان حتی شاید لازم نباشد به یک مصاحبه حضوری واقعی بروید؛ مهم این است که برای سنجش بازار و گرفتن بازخورد درباره برند خودتان همیشه فعال باشید. به عنوان مثال می‌توانید از اطرافیان بخواهید (و اصرار کنید) که نظرات سازنده و صادقانه خود را درباره عملکرد، رشد و ارزش شما بیان کنند.

مطمئن باشید وقتی بازیکن آزاد بودن خود را اعلام می‌کنید، موقعیت چانه‌زنی خیلی خوبی دارید. این کار بی‌وفایی به سازمان نیست، بلکه مدیریت مسئولانه برند شماست و برای سازمان هم اعتبار ایجاد می‌کند.

آینده برند شما چیست؟

 امروزه دیگر مشاغل به شکل سابق نیستند. نه نردبانی وجود دارد و نه صعودی. خطی بودن دیگر از مد افتاده است. در حال حاضر یک زندگی کاری مثل یک صفحه‌ی شطرنج است یا حتی یک هزارتو؛ مملو از حرکات روبه‌جلو، عرضی، قطری و حتی در مواردی رو به عقب. یک شغل مجموعه‌ای از پروژه‌هاست که به شما مهارت‌های جدید می‌آموزد، تخصص تازه‌ای را برایتان به ارمغان می‌آورد، قابلیت‌های جدیدی به شما می‌بخشد، گستره‌ی همکاران و دوستان شما را افزایش می‌دهد و شما را به عنوان یک برند معرفی می‌کند.

وقتی می‌خواهید مسیر شغلی خودتان را ترسیم کنید؛ به یاد داشته باشید که آخرین چیزی که شما می‌خواهید این است که مدیر شوید. «مدیریت» یعنی یک شغل بدون ترقی. آنچه شما می‌خواهید، رژیم غذایی ثابتی از پروژه‌های جذاب و چالش‌برانگیز است. وقتی به روند پیشرفت مشاغلی که از پروژه تشکیل می‌شوند نگاه می‌کنید، تشخیص این که در ساختار سازمانی بالا می‌روید نه‌تنها دشوار است؛ بلکه کاملاً بی‌اهمیت محسوب می‌شود. به جای درگیر شدن با مفهوم نردبان شغلی، برند خود را به صورت نیمه‌منظم بازتولید کنید. برای این کار ابتدا لازم است اهداف‌تان را بنویسید. چه چیزی شما را به حرکت وامی‌دارد؟ فراگیری چیزی جدید؟ شناخته شدن به خاطر مهارت‌های فنی؟ تجاری‌سازی ایده‌های جدید؟ تعریف شخصی شما از موفقیت چیست؟ پول؟ قدرت؟ شهرت؟ کمک به دیگران؟ یا انجام کاری که عاشقش هستید؟ با توجه به پاسخی که به این سؤالات می‌دهید، سرسختانه به دنبال فرصت‌های شغلی یا پروژه‌هایی باشید که با اهداف شما سازگار باشند. اهداف خود را هر شش ماه یک‌بار مرور کنید و مطمئن شوید که هنوز به آنچه نوشته‌اید ایمان دارید.

مهم نیست که شغل شما چیست. چهار معیار وجود دارند که باید خود را با آن‌ها بسنجید:

اول: باید یک همگروهی خوب و همکاری مشوق باشید.

دوم: باید در زمینهای که برای دیگران ارزش دارد، یک متخصص باشید.

سوم: باید عمیقاً دوراندیش و آیندهنگر باشید.

چهارم: باید مرد عمل باشید و همیشه نتایج عینی به دست بیاورید.

 به همین سادگی؛ اکنون شما یک برند هستید. برندی به نام خودتان.

راه رسیدن به موفقیت، راه منحصربه‌فردی نیست. همیشه راه‌های زیادی برای ایجاد برند شخصی شما وجود دارد؛ مهم این است هرچه زودتر شروع کنید…

منبع:

Tom Peters (1997) Brand Called You, Fast Company Magazine (One of The Global Leaders in Business Media Industry)

نسل پنجم اینترنت

نسل پنجم اینترنت : نسل جهش یافته

چهارراهی خلوت در همسایگی‌تان را در نظر بگیرید که ناگهان مملو از عابران پیاده می‌شود. تصور کنید این امکان وجود داشته باشد که شما به عنوان یک متخصص بازاریابی بلافاصله از این موضوع مطلع شوید؛ اما چگونه؟ از طریق تیر چراغ‌برق آن حوالی که از نوع هوشمند و بخشی از ابزارهای بازاریابی مبتنی بر موقعیت۱  است. به وسیله‌ی همین فناوری مشخص می‌شود که ترافیک عابران پیاده به خاطر مردمی است که در حال بررسی خانه‌ای فروشی در آن حوالی هستند و این اطلاعات می‌تواند مورد استفاده‌ی شما قرار گیرد. اضافه کردن تیرهای چراغ‌برق هوشمند به مجموعه‌ی «فناوری بازاریابی»۲  شما، امکانی است که نسل پنجم فناوری تلفن همراه، آن را به وجود خواهد آورد. نسل پنجم اینترنت نه‌تنها سرعت اینترنت را بسیار بالاتر می‌برد، بلکه باعث کاهش زمان تأخیر در برقراری ارتباط و مصرف باطری می‌شود.این امیدواری وجود دارد که تا اواخر دهه‌ی آینده (دهه‌ی دوم قرن بیست و یکم) نسل پنجم اینترنت، همان طور که ایده‌های کوچکی مانند امکان امتحان لباس‌ به صورت مجازی را در دسترس قرار می‌دهد، به ایده‌های بزرگی مانند خودروهای بدون راننده، خانه‌ها و شهرهای هوشمند نیز جامه‌ی عمل بپوشاند.

نسل پنجم اینترنت

نسل پنجم اینترنت سرانجام می‌تواند میلیون‌ها مشتری روستایی را با سرعت بالا به بازار و خدمات فروش متصل کند. این نسل اینترنت حتی ممکن است با تجهیز شرکت‌های مخابراتی به اطلاعات کمیاب برای خدمات تبلیغات بازرگانی، انحصار دوقطبی گوگل و فیس‌بوک را نیز در هم شکند.

این احتمال وجود دارد که دستگاه‌های همراه هر کاری را انجام دهند؛ جولی کوپرنول۳  معاون بازاریابی جهانی در شرکت اینتل۴  عقیده دارد: «وقتی گوشی‌های هوشمند را در نظر می‌گیریم، می‌بینیم یک تلفن همراه همه‌چیز را در خود جای داده است. ولی من فکر می‌کنم اوضاع باز هم تغییر خواهد کرد. در آینده دیگر به هیچ وسیله‌ی خاصی عنوان «همراه» را نمی‌دهیم؛ چرا که با فناوری آینده همه‌چیز همراه ما و متصل به ما خواهد بود.»

آنا بیگر۵ مدیرکل بخش موبایل و ویدیو در اداره‌ی تبلیغات تعاملی۶  می‌گوید: «وقتی نسل پنجم اینترنت فراگیر شود، کل زیست‌بوم دستخوش تحول خواهد شد. سؤالات مهمی در مورد این نسل وجود دارد؛ نسل پنجم اینترنت برای صنعت رسانه چه معنایی خواهد داشت؟ برای ناشران چطور؟ برندها برای حق‌ دسترسی به مشتریان چقدر باید هزینه کنند؟… به هر حال می‌دانیم این دسترسی رایگان نخواهد بود.»

وقتی نسل چهارم اینترنت پی‌ریزی می‌شد، هنوز در مورد فناوری‌های پوشیدنی سخنی در میان نبود. بخش بسیار کوچکی از اینترنت اشیا۷ وجود داشت و استفاده از سرویس تاکسی یاب اوبر صرفاً یک روش بسیار زیبا برای نمایش عالی کارها محسوب می‌شد. حالا درست مانند زمان پیش از شروع نسل چهارم، هیچ‌کس نمی‌داند نسل پنجم طلیعه‌ی چه چیزی خواهد بود؟ اما می‌توانید انتظار ابزارهای متصل بسیار شگفت‌آورتر از فناوری‌های پوشیدنی، اتومبیل‌های بدون راننده و بهبود واقعیت افزوده و مجازی را داشته باشید.

اگر نسل چهارم توانست اینترنت اشیا را به سطحی فراتر از حد انتظار برساند (برای مثال یخچال‌های «هوشمند» که فهرست خرید را در تلفن شما به‌روزرسانی می‌کنند) پس می‌توان چشم‌اندازهای دورو‌درازی را برای نسل‌های بعد اینترنت متصور شد.

شرکت تی موبایل۸ به تازگی یک آگهی در مورد آینده‌ی واقعیت افزوده پخش کرده است. در این ویدیو دوچرخه‌سواری را می‌بینیم که صفحه‌ی نمایش هوشمند مجازی دوچرخه‌اش به او در مورد یک تصادف قریب‌الوقوع هشدار می‌دهد؛ ماشین شاسی‌بلندی به سرعت از پشت سر به او نزدیک می‌شود. دوچرخه‌سوار با دریافت این پیام مانع تصادف می‌شود. در بخش دیگر آگهی، فردی بدون آنکه لباس‌های فروشگاه را بپوشد، از طریق ویدیو، به صورت مجازی لباس‌ها را بر تن امتحان می‌کند.

اندرو شرارد۹  مدیر ارشد بازاریابی در شرکت تی موبایل می‌گوید: «اینترنت اشیا  امروز و حتی در آینده به حجم اطلاعات بالایی نیاز ندارد ولی اکثر فناوری‌های پوشیدنی‌ با توجه به نیازهای اطلاعاتی فراوانشان به حجم انتقال داده‌ی بسیار بالایی نیاز دارند.»

نسل چهارم به سادگی نمی‌تواند یک تجربه‌ی بی‌وقفه و بدون تأخیر را ارائه دهد در حالی که فناوری نسل پنجم تلفن همراه می‌تواند حجم عظیمی از داده‌ها را با کمترین اشتباه در مسیر ارسال کند و اجازه می‌دهد ایده‌ی نمایش ویدیویی توسط ابزارهای پوشیدنی‌ بیشتر به واقعیت نزدیک شود.

شرارد در ادامه می‌افزاید: «نسل پنجم اینترنت معادل آن چیزی خواهد بود که موتور جستجوگر برای اینترنت انجام داد. واقعاً فکر می‌کنم اینترنت اشیا با خلاقیتی خارج از حد تصور موجب دگرگونی تمام امور خواهد شد و احساس شگفت‌انگیزی را در ما خواهد برانگیخت».

سوی دیگر سرعت

وقتی در مورد رشد نسل پنجم اینترنت صحبت می‌کنیم، کارشناسان بازاریابی به شکل روزافزونی در مورد پهنای باند و تأخیر صحبت می‌کنند.

شرکت‌های خدمات اینترنتی اغلب بر پهنای باند تأکید می‌کنند. برای مثال «ثبت‌نام کنید و سرعتی برابر با ۱۵۰ مگابیت در ثانیه به دست آورید»؛ اما نیمه‌ی دیگر معادله‌ی سرعت، مسئله‌ی «تأخیر» است. تأخیر، مدت‌زمان لازم برای اتصال دو ابزار به یکدیگر است که نشان می‌دهد چرا با سرعت به اصطلاح بالای نسل چهارم هنوز نیاز به بافرینگ۱۰  وجود دارد. یک شلنگ را تصور کنید که عرض آن پهنای باند و تأخیر طول آن است. اگر شلنگی به‌ طور قابل توجهی کوتاه‌تر و عریض‌تر باشد، با سرعت بیشتری می‌تواند آب را انتقال دهد. مدت‌زمان تأخیر در نسل چهارم ۳۰ تا ۶۰ میلی‌ثانیه است. نسل پنجم می‌خواهد مدت این تأخیر را به ۴ میلی‌ثانیه‌ برساند. اهمیت تأخیر در مورد ماشین‌های بدون راننده بسیار حیاتی است. برای مثال موقعیتی را تصور کنید که یک کودک، ناگهان وارد خیابان می‌شود، ماشین بدون راننده می‌بایست تصمیمی فوری بگیرد و خودرو را متوقف کند؛ این تصمیم فوری نیازمند اتصال سریع و یکپارچه‌ی داده‌ها است.

همچنین تأخیر در تبادل داده و عکس‌العمل دیرهنگام، مانع رشد و کاربری واقعیت افزوده و واقعیت مجازی۱۱  در شکل متعالی خود می‌شود. جف گهب۱۲  مدیر ارشد فناوری در بخش بازاریابی و تبلیغات دیجیتال آژانس وی ام ال۱۳  عقیده دارد: «تأخیر یک محدودیت اساسی است که رفع آن باعث رشد، افزایش کاربرد و انعطاف فناوری می‌شود. اصلی‌ترین کاری که در حال حاضر با استفاده از واقعیت افزوده و واقعیت مجازی قابل انجام است، ایجاد تعامل مستقیم و بی‌واسطه بین افراد در محیط مجازی است. در حال حاضر چالش اصلی این است که نمی‌توان بین دو فرد داده‌های کافی تبادل کرد تا یک مکالمه‌ی معنادار ایجاد شود.»

دیگر جنبه‌ی نسل پنجم اینترنت بی‌سیم ثابت است که می‌تواند بدون نیاز به ابزار کمکی که باید در زمین نصب شوند، سرعت گیگابیتی را به ارمغان آورد. لاول مک‌آدام۱۴  مدیرعامل شرکت ورایزون۱۵  لقب «فیبر بی‌سیم» را به کار می‌برد و تأکید دارد اینترنت بی‌سیم ثابت می‌تواند زمینه‌ساز یک انقلاب در این زمینه باشد. طبق گزارش سال ۲۰۱۶ کمیسیون ارتباطات فدرال، ۳۴ میلیون آمریکایی هنوز به پهنای باند وسیع دسترسی ندارند.

طبق نظر دکتر گهب: «جمعیت محروم زیادی وجود دارد که نمی‌دانند اقتصاد دیجیتال و نسل پنجم از طریق اینترنت بی‌سیم ثابت می‌تواند راهی کاملاً جدید برای همه‌چیز باز کند. نسل پنجم اینترنت یک دنیای کاملاً جدید را روی افراد می‌گشاید که در آن ارتباط میان انسان‌ها به شکل اعجاب‌آوری گسترش پیدا خواهد کرد.»

نسل پنجم اینترنتماشین به ماشین

در کنگره‌ی جهانی موبایل که در هفته‌ی آخر فوریه سال ۲۰۱۷ در بارسلون اسپانیا برگزار شد، شور و شوق عجیبی برای اینترنت نسل پنجم موج می‌زد. در این کنگره تصورات در مورد آنچه فناوری به ارمغان خواهد آورد، حد و مرزی نداشت. از محصولات شرکت اریکسون۱۶  تا راندن اتومبیلی که ۶۰ مایل با راننده‌اش فاصله داشت، همه نمایشی از فناوری‌های نسل پنجم و اهمیت کاهش زمان تأخیر بود.

در این کنگــره نویــل رِی۱۷ مدیــر ارشــد فناوری تی موبایل، در طول جلسه‌ی بحث و بررسی نسل پنجم اینترنت کمی صبر را توصیه کرد: «باور کنید نسل چهارم با مرگ فاصله‌ی زیادی دارد؛ به یک دلیل، نسل پنجم هنوز آماده نیست و هنوز به واقعیت نپیوسته است. من نمی‌توانم یک رادیوی نسل پنجمی تأسیس کنم تا با آن به مشتریانم خدمات دهم؛ اما من با نسل چهارم تجربه‌ی یک شبکه‌ی فوق‌العاده را ارائه خواهم داد… نسل چهارم هنوز جای کار فراوانی دارد… البته این سخنان به منزله‌ی آن نیست که در مورد نسل پنجم و آنچه با خود به همراه خواهد آورد، هیجان‌زده نیستیم؛ بالعکس ما عمیقاً در مورد نسل پنجم هیجان داریم.»

هیجان در مورد نسل پنجم اینترنت به حد کافی بالا است؛ نسلی که قرار نیست روی تلفن‌های هوشمند متمرکز بماند. برخی می‌گویند نسل پنجم «عصر پسا تلفن هوشمند» خواهد بود. راب توپول۱۸  مدیرکل اینترنت نسل پنجم در شرکت اینتل۱۹، عقیده دارد: «…. نکته آن است که اگر به آینده چشم بدوزید، خواهید دید ماشین‌های بیشتر و بیشتری با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.» اما این اتفاق ضرورتاً از طریق یک شبکه نمی‌افتد. با اطلاعاتی که آن‌ها می‌فرستند، نیازی نیست شبکه را مشغول کنند. آن‌ها می‌توانند از طریقی دیگر به یکدیگر مرتبط شوند.

طبق بررسی شرکت اریکسون تا سال ۲۰۲۱ به ‌طور تخمینی ۲۹ میلیارد وسیله‌ی مرتبط در حال کار خواهند بود. بسیاری از این ابزارها سنسورهایی خواهند داشت که به چیزهایی مانند ربات‌ها، سپرهای اتومبیل، پنجره‌ها، لباس‌ها، لوازم برقی، مسواک و … بدون وای‌فای یا بلوتوث متصل می‌شوند. هزینه‌ی این نوع ارتباط و آزادی که با خود می‌آورد، احتمالاً در «نقطه‌ی خرید»۲۰  به محصول اضافه خواهد شد، همانند روشی که آمازون برای هزینه‌ی دانلود یک کتاب در کیندل۲۱  استفاده می‌کند، بدون آنکه برای ارتباط هزینه‌ای پرداخت شود.

آقای توپول اشاره می‌کند: «دیگر بـرای سرویس‌های متفاوتی که دریافت می‌کنید، لازم نیســت پنـــج یا شـــش صورت‌حساب متفاوت دریافت کنید. روشن است که این بحث قطعاً با وجود بسیاری از اپراتورهای شبکه محقق خواهد داشت.»

گسـتـرش شبکـــه‌ی نسل پنجم اینترنت بـــه سرمایه‌گذاری عظیمی نیاز خواهد داشت البته آن‌هایی که این سرمایه‌گذاری را انجام می‌دهند با داده‌های ارزشمندی که از اتصال میلیون‌ها ابزار متفاوت به دست می‌آورند، صاحب قدرت خواهند شد.

به چالش کشیدن انحصار دوقطبی

اتومبیل‌های بدون راننده، خدمات بر اساس موقعیت مکانی را به قله‌های تازه‌ای خواهند رساند. خانم کوپرنول می‌گوید: «نسخه‌ی انسانی خدمات بر اساس موقعیت مکانی، بسیار ضعیف است. با استفاده از فناوری نسل پنجم اینترنت، سرعت دریافت اطلاعات چنان بالا خواهد رفت که به عنوان مثال صاحبان رستوران از سلیقه‌ی غذایی افرادی که از مقابل رستورانشان می‌گذرند، آگاه می‌شوند و بلافاصله برای جذب این مشتریان، پیشنهاد‌های ویژه‌ی غذایی خواهند داد.» اگر مصرف‌کنندگان به درستی با هم مرتبط شوند، کارشناسان بازاریابی خواهند توانست با استفاده از داده‌های مکانی، در این مورد که مشتریان چه کسانی هستند، به کجا می‌روند، چه چیز را دوست دارند و چه می‌خواهند، درکی کاملاً پیشرفته و به‌هنگام داشته باشند.

هدف کارشناسان بازاریابی، سرمایه‌گذاری روی این درک است. البته شاید لازم باشد نخست به تقاضاهای مشتریان پاسخ داده شود. ریچ گست۲۲  رئیس نمایندگی تریبال وردواید۲۳  می‌گوید: «فکر می‌کنم خواهیم دید که آینده به کجا می‌رود. داده‌های بیشتری در حال ثبت است؛ بله شرکت‌هایی مانند ورایزون حتی هوشمندتر هم خواهند شد. تا جایی که مشتریان روی چگونگی کاربرد آن داده‌ها و چیزی که در تبادل با کارشناسان بازاریابی و تولیدکنندگان لازم است، آگاهی و کنترل بسیار بیشتری به دست خواهند آورد.»

ریچ گست ادامه می‌دهد: « به گمان من در آینده‌ بازاریابی بسیار سخت‌تر می‌شود زیرا
«نقاط تماس»۲۴ بیشتر خواهد شد. مشتریان کنترل بیشتری بر آنچه ما انجام می‌دهیم، خواهند داشت که البته این امر کار ما را پرچالش و باارزش‌تر خواهد کرد.»

نسل پنجم اینترنتتکامل فناوری همراه

دههی ۸۰ میلادی

مارتین کوپر۲۵  به خاطر ایجاد نخستین تماس تلفن همراه در دهه‌ی ۱۹۷۰، وقتی مهندس شرکت موتورولا۲۶بود، اعتبار گسترده‌ای کسب کرد؛ اما تا سال ۱۹۸۳ که امریتک۲۷ شبکه‌ی نسل اول امریکا را ایجاد کرد و به مشترکان اجازه داد روی آن تماس‌های صوتی برقرار کنند، شبکه‌ای وجود نداشت. در نسل اول تلفن‌ها سخت و پرهزینه بودند و آنتن‌دهی ضعیفی داشتند.

دههی ۹۰

نسل دوم فناوری تلفن همراه با اجزای ارزان‌تر و کوچک‌تر، مصرف‌کنندگان را در سطحی انبوه تغذیه کرد و برای نخستین بار تلفن‌ها به قدری کوچک شدند که در جیب و کیف پول جای می‌گرفتند. وقتی نسل دوم از راه رسید، در ایالات‌متحده از هر ۱۰۰ آمریکایی حدود ۲ نفر تلفن همراه داشتند. تا سال ۲۰۰۰ که نزدیک پایان چرخه‌ی عمر نسل دوم بود، این رقم به ۳۹ نفر در هر ۱۰۰ نفر رسید. در آن زمان تقاضا برای کوچک‌ترین مدل‌ها به بیشترین میزان خود رسید. روندی که بعدها معکوس شد؛ وقتی مشتریان آینده، درخواست صفحه‌ی ‌نمایش‌ بزرگ برای تماشای ویدیو کردند. فناوری همچنین آینده‌ای غیرمنتظره را نوید می‌داد: امکان ارسال پیامک.

دههی ۲۰۰۰

تمرکز نسل سوم روی داده‌ها است که سرانجام به مزیت بزرگ اپل۲۸  و گوشی آن آیفون۲۹  با صفحه‌ی نمایش لمسی تبدیل شد. این ابداع دیدگاه‌ها را در این مورد که تلفن‌های همراه چه چیز می‌توانند باشند، تغییر داد. مشتریان به سرعت گوشی‌های صفحه کلیددار را فراموش کردند؛ با اشتیاق فراوان سراغ دانلود اپلیکیشن‌ها برای جهت‌یابی و شبکه‌های اجتماعی رفتند و قادر به تجربه‌ی مرورگرهای وب در تلفن همراه شدند. از آن‌جایی که گوشی‌های آیفون (و پس از آن ابزارهای اندرویدی) عکس می‌گرفتند و موزیک و بازی اجرا می‌کردند، مشتریان مانند سابق مجبور نبودند دستگاه‌های متعددی را با خود حمل کنند.

دههی ۲۰۱۰

نسل چهارم با تأکید بر ویدیو، این باور دیرین را رد می‌کند که هیچ‌کس نمی‌خواهد محتوای تصویری را به مدت طولانی روی تلفن همراه تماشا کند. امروزه اینکه فردی همه‌ی قسمت‌های سریال «برکینگ بد»۳۰ را روی تلفن همراه خود تماشا کند، امری غیرعادی نیست. سرعت بالای این نسل با آسان‌تر کردن به اشتراک‌گذاری ویدیو و تصاویر، تغییراتی در شبکه‌های اجتماعی داده است که این امر خدمات غیرمنتظره‌ای مانند اوبر۳۱  و اسنپ‌چت۳۲  را امکان‌پذیر ساخته است.

انجمن بین‌المللی تبلیغات

انجمن بین‌المللی تبلیغات یک مؤسسه‌ی راهبردی در زمینه‌ی ارتباطات، بازاریابی و تبلیغات است. این نهاد بین‌المللی در سال ۱۹۳۸ میلادی در شهر نیویورک آغاز به کار کرد و در حال حاضر (۲۰۱۷) در سراسر دنیا فعالیت دارد.

واقعیت مجازی

واقعیت مجازی : رویا با چشمان باز

واقعیت مجازیواقعیت مجازی۱  یکی از فناوری‌هایی است که ابتدا با هدف سرگرمی ساخته شد اما به تدریج برای موضوعات متنوعی کاربرد پیدا کرد. این فناوری فضاهای ۳۶۰ درجه را شبیه‌سازی می‌کند؛ به گونه‌ای که کاربران احساس می‌کنند در آن فضا حضور فیزیکی دارند. واقعیت مجازی می‌تواند یک روش خلاقانه و مناسب برای بازاریاب‌ها و تبلیغ‌کنندگان باشد تا محصولات خود را به بهترین شکل ممکن معرفی کنند. حتی ممکن است با استفاده از امکانات خاص و جدیدی که واقعیت مجازی ارائه می‌کند، روش‌های سنتی تولید ویدیوهای تبلیغاتی به تدریج منسوخ شوند چرا که این فناوری کمک می‌کند افراد ارتباط نزدیک‌تری با موضوع برقرار کرده و آن را بهتر احساس کنند. فرض کنید یک شرکت خودروسازی بخواهد برای تبلیغ محصول جدید خود، از واقعیت مجازی کمک بگیرد. این شرکت با استفاده از این روش می‌تواند بدون نیاز به حضور فیزیکی خریدار، با تصاویری خلاقانه و ۳۶۰ درجه جزئیات خودرو را از تمامی زاویه‌ها به نمایش بگذارد و حس یک بازدید واقعی را به خریدار القا کند.

واقعیت مجازی یا واقعیت افزوده

گاهی افراد واقعیت مجازی را با واقعیت افزوده۲ اشتباه می‌گیرند، در حالی که این دو مفاهیمی جداگانه هستند. در ساده‌ترین تعریف می‌توان گفت در واقعیت مجازی شما با استفاده از ابزارهای دیجیتال، در دنیایی قدم می‌زنید که به طور حقیقی وجود ندارد ولی در واقعیت افزوده شما درگیر محیط‌ کاملاً حقیقی هستید با این تفاوت که اجزایی به محیط‌ اضافه شده که واقعی نیست و حالت گرافیکی دارد. بازی پوکمن‌گو یک مثال عینی از واقعیت افزوده است که در آن شما بازی را در محیط‌های واقعی اطراف خود انجام می‌دهید ولی عناصر گرافیکی به آن افزوده ‌شده‌ است. همین موضوع باعث شد تا این بازی در مدتی بسیار کوتاه طرفداران بسیاری پیدا کند چرا که افراد تجربه‌ای متفاوت را پیش روی خود می‌دیدند که پیش ‌از این وجود نداشته است.

خلاقیت با واقعیت مجازی

یکی از ارکان هر شرکت تبلیغاتی داشتن خلاقیت در روش‌های تبلیغات و معرفی محصولات است که این موضوع از طریق واقعیت مجازی به راحتی امکان‌پذیر خواهد بود. اهمیت واقعیت مجازی باعث شده است تا شرکت‌های تبلیغاتی با تشکیل تیم‌هایی حرفه‌ای صرفاً بر روی این موضوع تمرکز کنند و با شناخت کامل پتانسیل‌های این فناوری، روش‌های نوین و خلاقانه‌ای را در پروژه‌های تبلیغاتی خود استفاده کنند. برای اینکه یک ابزار تبلیغاتی بتواند تأثیرگذار باشد، باید این قابلیت را داشته باشد که احساسات افراد را درگیر کرده و آن‌ها را با خود همراه کند. در همین رابطه مارلی کاپلان۳ ، مدیر  نوآوری شرکت کنتیک۴ معتقد است که افراد با تماشای صحنه‌های ماجراجویانه و پرهیجان جذب می‌شوند و در واقعیت مجازی بهترین شرایط برای خلق صحنه‌ها فراهم است.

واقعیت مجازی

آزادی در حرکت

واقعیت مجازی باعث می‌شود افراد خود تصمیم بگیرند که چه چیزی را ببینند و یا از آن دوری کنند و این کار از طریق چرخاندن سر و یا بدن (که ابزارهای دیجیتال به آن متصل است) امکان‌پذیر می‌شود. ایجاد احساس آزادی در مخاطب موضوع هیجان‌انگیزی است و باعث می‌شود مخاطب بیشتر درگیر موضوع شده و با آن ارتباط برقرار کند؛ این دقیقاً همان چیزی است که شرکت‌های تبلیغاتی در جستجوی آن هستند.

از طرفی لازم است که تولیدکنندگان تبلیغات در تولید محتوای واقعیت مجازی، آزادی و حق انتخاب مخاطب را در نظر بگیرند. برخلاف گذشته، در کلیپ واقعیت مجازی دوربین‌ها تمام جهات و زوایا را پوشش می‌دهند و افراد می‌توانند با آزادی به هر طرف حرکت کنند. تولیدکنندگان تصاویر مربوط به واقعیت مجازی باید تمام جنبه‌هایی که ممکن است مخاطب بخواهد به سمت آن کشش پیدا کند را در نظر بگیرند و برای وضعیت‌های مختلف سناریو تعریف کنند. کارگردان‌های واقعیت مجازی در آینده به احتمال زیاد بیشتر به دنبال این خواهند بود که مخاطب آزادی بیشتری در انتخاب‌هایش داشته باشد .

تهدیدها و فرصت‌ها

در حال حاضر واقعیت مجازی و فناوری‌های مربوط به آن رشد قابل ملاحظه‌ای پیدا کرده‌اند. سخت‌افزارهای این فناوری هر روز ارزان‌تر شده و بیشتر در دسترس قرار ‌می‌گیرد که همین امر به رواج آن کمک شایانی کرده است. با این وجود مگان مک‌کری۵ مدیر دیجیتاس‌البی۶ در رابطه با آن سوی سکه‌ی این فناوری معتقد است: «یافتن افرادی که حاضرند وقت بگذارند و ویدیوی واقعیت مجازی را تماشا کنند کار بزرگی است. در واقع پیدا کردن این افراد و متقاعد کردن آن‌ها برای اینکه حاضر شوند فایل را تماشا و تجربه کنند، ممکن است وقت‌گیر باشد». در حال حاضر بازار هدف تجهیزات فناوری واقعیت مجازی، عاشقان بازی‌های کامپیوتری هستند که حاضرند برای احساس بیشتر در بازی هزاران دلار هزینه کنند. البته تلفن‌های هوشمند که به پهنای باند مناسب دسترسی دارند نیز می‌توانند به عنوان ابزاری
ارزان قیمت برای ارائه‌ی واقعیت مجازی عمل کنند. در سال ۲۰۱۶ میزان فروش تجهیزات و سخت افزارهای مربوط به واقعیت مجازی به مرز یک میلیارد دلار رسیده که نسبت به سال پیش از آن افزایش داشته است. باید در نظر گرفت با وجود موانع زیاد در مسیر رشد واقعیت مجازی، این پدیده همواره در حال رشد است که این موضوع برای بازی‌سازان مفید بوده اما برای بازاریابان چالش بزرگی محسوب می‌شود. تصور کنید که شما به عنوان مخاطب یک ویدیوی تبلیغاتی، به هر دلیلی تجربه‌ی خوبی از واقعیت مجازی نداشته‌اید و نسبت به آن قضیه دید چندان مثبتی ندارید بنابراین درگیر کردن و تشویق شما برای وقت گذاشتن روی واقعیت مجازی، کار بسیار دشواری خواهد بود.

واقعیت مجازی و گردشگری

با توجه به امکاناتی که واقعیت مجازی در اختیار افراد قرار می‌دهد، یکی از ابزارهای در دسترس و ارزان قیمت برای استفاده از واقعیت مجازی، تلفن‌ هوشمند است. برخی مراکز گردشگری با استفاده از این موضوع، ویدیوهایی از هتل‌ها و مناطق گردشگری تهیه می‌کنند و بر روی وب‌سایت خود قرار می‌دهند. افراد از این طریق می‌توانند یک تور مسافرتی مجازی را تجربه کنند؛ اتاق‌ها را از هر زاویه‌ای که دوست دارند ببینند؛ در محیط اطراف هتل به گشت‌وگذاری مجازی بپردازند و حتی به زیر آب رفته و در سواحل آن منطقه غواصی کنند. بعد از این تجربه، گردشگر با اطلاعات و آگاهی بیشتری می‌تواند اقدام به خرید بلیط و انتخاب مسیر کند. شرکت هتل‌های هیلتون به شکل موفقی از این موضوع استفاده کرده است و زیبایی‌های مناطق گردشگری را از طریق ویدیوهای ۳۶۰ درجه در اختیار علاقه‌مندانی قرار می‌دهد که تمایل دارند به این مناطق سفر کنند.

موفق‌ترین‌ها

شرکت‌های مختلفی با استفاده از امکانات واقعیت مجازی کمپین‌هایی را راه‌اندازی کرده‌اند که برخی از آن‌ها موفقیت‌ چشمگیری داشته و توسط هزاران نفر دیده‌ شده‌اند. در ادامه با تعدادی از این کمپین‌ها آشنا می‌شویم که توانسته‌اند از این فناوری در جهت معرفی خود و بازاریابی محصولاتشان استفاده کنند.

کوکاکولا۷

شرکت کوکاکولا  در آستانه‌ی کریسمس سال ۲۰۱۶ میلادی، با ایده‌ای جذاب باعث شد تا افراد همانند بابانوئل سوار بر سورتمه به هر جایی در لهستان سفر کرده و از زاویه دید یک بابانوئل به شهرها و روستای مختلف این کشور سرک بکشند. هزاران نفر از این کارکوکاکولا استقبال کردند و با قرار گرفتن در صف‌های طولانی به دنبال تجربه‌ی پرواز با سورتمه‌ی بابانوئل بودند. کوکاکولا در بخش‌های مختلف از این فایل تصویری با نشان دادن نام خود راهی جدید و تأثیرگذار برای تبلیغاتش یافت و با استفاده از کنجکاوی افراد در رابطه با تجربه‌ی حس  بابانوئل بودن، تأثیری ماندگار ایجاد کرد.

 

 

واقعیت مجازیولوو۸

میان شرکت‌های بزرگ خودروسازی رقابت زیادی وجود دارد و این شرکت‌ها نیاز دارند تا به روش‌های مختلف تجربه‌ی رانندگی با خودروهایشان را در اختیار افراد قرار دهند. شرکت ولوو به عنوان یک خودروساز معروف اروپایی، در تبلیغات خودروی جدید  شاسی‌بلندش با نام سی‌ایکس ناینتی۹   دست به نوآوری‌هایی زده است. ولوو با استفاده از واقعیت مجازی به افراد این امکان را داده است تا بتوانند رانندگی با این محصول جدید را تجربه کنند. رانندگی و عبور از مناطق صعب‌العبور تأثیر زیادی در معرفی این شاسی‌بلند جدید داشته است و استقبال صدها هزار نفر را در پی داشته است.

واقعیت مجازی

مرل۱۰ 

شرکت مرل برای معرفی کفش‌های کوهنوردی جدیدش اقدام به ساخت یک فایل تصویری واقعیت مجازی کرده است. افراد برای آزمایش، این کفش‌های جدید کوهنوردی را پوشیده و با گذاشتن هدست مخصوص واقعیت مجازی، قدم در مسیرهایی به ظاهر خطرناک و ماجراجویانه می‌گذارند و از پل‌های معلق و کوه‌ها عبور می‌کنند. برای اینکه افراد تجربه‌ی بهتری داشته باشند در محیط طناب‌ها و مسیرهایی به صورت واقعی طراحی شده است که باعث می‌شود افراد بیشتر تحت تأثیر تصاویر گرافیکی واقعیت مجازی قرار بگیرند. این تجربه در معرفی کفش‌های جدید بسیار موفق عمل کرده و مورد توجه هزاران نفر قرار گرفته است.

سامسونگ۱۱

شرکت سامسونگ در زمینه‌ی واقعیت مجازی اقدام به معرفی یک عینک مخصوص کرده است. با استفاده از این عینک، مادران و کودکان به دنیای قصه‌ها سفر می‌کنند، آن‌ها عینک سامسونگ را به چشم می‌زنند و به دنیای جذاب و زیبایی از داستان‌های قبل خواب می‌روند. این عینک باعث می‌شود والدین و فرزندانشان تجربه‌ای متفاوت از کنار هم بودن در دنیای رنگ‌ها و قصه‌ها را تجربه کنند. سامسونگ در این پروژه از تصاویر انیمیشنی استفاده کرده است که همراه با داستان‌های جذاب رشد خلاقیت در کودک را افزایش می‌دهد.

۱.Virtual Reality
۲.Augmented Reality
۳.Marley Kaplan
۴.Kinetic
۵.Megan McCurry
۶.DigitasLBi
۷.Coca-Cola
۸.Volvo
۹.CX90
۱۰.Merrell
۱۱.Samsung

منبع:

Steven M. LaValle, VIRTUAL REALITY, Cambridge University Press, 2017
Marley Kaplan, Is Virtual the New Reality? IAB.com (Interactive Advertising Bureau Official Website),September 2016

ادویک

کاغذ تبلیغات : مجله ادویک

تاریخچه و فعالیت

ادویک مجله ای تجاری و هفتگی است که برای اولین بار در سال ۱۹۸۷ در ایالات‌متحده امریکا منتشر شد. این مجله در روند فعالیت خود به انتشار مقالات متفاوتی در زمینه  خلاقیت، روابط بین مشتری و آژانس های تبلیغاتی، بررسی تبلیغات در جهان و شرکت های جدید تبلیغاتی پرداخته و از این طریق مخاطبان زیادی را جذب کرده است. در طول زمان، ادویک تغییرات قابل توجهی را نیز از سر گذرانده است که هرکدام از آن ها به نوبه خود در پیشرفت این مجله نقش قابل ملاحظه ای داشته‌اند.

ادویک هم‌اکنون نیز در راستای تولید و تهیه اخبار و محتواهای تخصصی در حوزه  بازاریابی حرفه ای، رسانه و تبلیغات فعالیت می کند، اما با توجه به تغییر روند ارتباطی و ظهور ابزارهای نوین تکنولوژی، این محتواها در قالب های متنوع تر و از طریق درگاه ها و فرمت های متفاوت تری۲ در اختیار مخاطبان قرار می گیرند. موضوعاتی که ادویک به بررسی و تحلیل آن ها می پردازد دربرگیرنده طیف وسیعی از موضوعات مانند شبکه۳، ماهواره، ویدیو، ورزش، موبایل، تلکام ۴، بازی، داده۵، شرکت ها۶، بازاریابی، سیاست، خودرو و… می شود و این گستردگی موضوعی موجب افزایش مخاطبان شده است.

ادویک تلاش می کند تا تمامی جنبه های ارتباطات مدرن کسب‌وکار را پوشش  دهد. منظور از ارتباطات مدرن، ارتباطی است که به واسطه تکنولوژی و ابزارهای آن ممکن می شود و محدود به ارتباط از نوع سنتی و شفاهی آن نیست. ادویک مسیر خود در این زمینه را با تمرکز بر پدیده هایی مانند تبلیغات، خرید رسانه ای، ساخت برند، تولید محتوا، شبکه های اجتماعی و استراتژی های دیجیتال دنبال کرده است.

ادویک

ادویک شامل شش نسخه هفتگی محلی است که هرکدام به انتشار اخبار تبلیغات در مناطق شش‌گانه امریکا (نیوانگلند، ناحیه شرقی، شمال شرقی، غرب میانه، شمال غربی و غرب۷ ) اختصاص دارند. این مجموعه همچنین به منتشر کردن اخبار تبلیغات در سطح جهانی نیز می‌پردازد.

شبکه وبلاگ

در ۱۵ ژانویه ۲۰۱۵ ادویک، شبکه بلاگ ادویک۱۲  را طراحی و راه‌اندازی کرد. این شبکه دربرگیرنده تعداد زیادی وبلاگ‌های بنگاه به بنگاه۱۳  می‌شود. این بلاگ ها به صورت ویژه  بر موضوعاتی با محوریت صنعت رسانه‌های جمعی تمرکز دارند. این شبکه وبلاگ‌ها عبارتند از:

ایجنسی اسپای۱۴  روی آژانس های تبلیغاتی تمرکز دارد.

فیش بال واشنگتن دیسی۱۵  به موضوعات مربوط به رسانه و سیاست می پردازد.

فیش بال نیویورک۱۶  به صورت اختصاصی بر رسانه شهر نیویورک متمرکز است.

گلی کت۱۷  بر روی انتشارات۱۸ تمرکز کرده است.

پی آر نیوزر۱۹  بر مبحث روابط عمومی استوار است.

لاست ریموت۲۰  بر رسانه تلویزیون محوریت دارد.

تی وی نیوزر۲۱  مهم ترین بلاگ شبکه بلاگ  ادویک است که به طور اختصاصی روی رسانه خبری ایالت متحده و صنعت برودکاست۲۲  فعالیت دارد. این وب‌سایت اولین بار با عنوان کیبل نیوزر۲۳  و توسط دانشجوی قدیمی دانشگاه توسون۲۴  به نام برایان استلتر۲۵  در ژانویه ۲۰۰۴ راه‌اندازی شد.

وی کسی بود که این وب‌سایت را تا جولای ۲۰۰۷ مدیریت کرد، سپس این وب‌سایت به عنوان مدیا ریپورتر ۲۶ به نیویورک تایمز۲۷  پیوست.

در حال حاضر کریس آرینس۲۸  مدیر تحریریه این بلاگ است. نیویورک تایمز این وب‌سایت را به عنوان منبعی که می تواند مورد توجه رسانه های تخصصی، تولیدکنندگان و انتشاردهندگان قرار بگیرد، معرفی کرد. چراکه این وب‌سایت به صورت خلاصه در مورد تمامی حوزه‌های تخصصیِ صنعت اطلاعاتی را در اختیار علاقه مندان قرار می دهد. برین ویلیامز۲۹  سخنگوی سابق ان بی سی۳۰  این وب‌سایت را این گونه شرح می دهد: «در دسترس ترین منبع برای اطلاع از این‌که چه چیز در صنعت رخ می دهد.»

پرخوانندهترین مطالب ادویک در سال ۲۰۱۶

 یک نوشیدنی و شوخی با یک طرفدار دو آتشه فوتبال 

 این مطلب در مورد یک ویدیوی تبلیغاتی  بود که در سال گذشته توجه مخاطبان زیادی را به خود جلب کرد. داستان این ویدیو به صورت زنده و به شکل یک شوخی طراحی شده بود. پسری با نام سیمونه که یک طرفدار پر و پاقرص فوتبال است در این ویدیو دست مایه‌ی شوخی یک برند نوشیدنی قرار می‌گیرد. سیمونه که همیشه فوتبال را به اتفاق سه تن از دوست های صمیمی خود تماشا می‌کرد، یک بلیط یک نفره برای بازی لیگ قهرمانان اروپا از سوی این برند نوشیدنی دریافت می‌کند. او به دوستانش اطلاع نمی د هد و به تنهایی به استادیوم می رود. در استادیوم ناگهان به طور زنده از صفحه نمایشگر تصویر دوستان او پخش می شود که وی را خطاب قرار می‌دهند و از این‌که بدون اطلاع آن‌ها به تماشای بازی رفته است، گله می کنند. در نهایت سیمونه توسط یک راهنما به اتاقی در استادیوم هدایت می شود و در آنجا دوستان خود را می‌بیند. هدیه این شرکت به این جمع دوستانه تماشای زنده بازی در قسمت وی آی پی استادیوم بود.

لوگوی جدید اینستاگرام مسخره است، می توانیم لوگوی قبلی را پس بگیریم، لطفاً؟!

 تغییر لوگوی اینستاگرام و عکس‌العمل های متفاوتی که نسبت به آن نشان داده شد، از اتفاقات خاصی بود که در سال گذشته بحث‌های زیادی را برانگیخت. از طرفی گرایش به سادگی۳۱  که از متداول‌ترین روندهای طراحی لوگو در عصر حاضر است، همیشه مورد پسند مخاطبان واقع نمی‌شود. از سوی دیگر افراد با لوگوهای قدیمی خاطره دارند و نسبت به تغییر مقاومت می‌کنند. همچنین طراحان لوگوی جدید اینستاگرام از منظر زیبایی‌شناختی، حفظ هویت بصری برند اینستاگرام و شناخت سلیقه بصری مخاطبان موفق نبودند و این اتفاق می‌تواند یکی از شکست‌های مثال‌زدنی در تاریخ طراحی گرافیک باشد. اگرچه مدیران اینستاگرام از لوگوی جدید کوتاه نیامدند، این لوگو تا مدت‌ها محل بحث بوده و از سوی مخاطبان با رغبت پذیرفته نشد.

یک ویدیوی خانوادگی با ماسک چوباکای فیلم جنگ ستارگان از شرکت کوهل۳۲ 

در این ویدیو مادر ۳۷ ساله ای حضور دارد که ماسک چوباکا را امتحان می کند، می‌خندد و از خود فیلم می گیرد. این ویدیو در فیس‌بوک و با عنوان «این شادمانی های ساده در زندگی هست» منتشر شد. این ویدیو بسیار شهرت یافت و فوربس۳۳  اعلام کرد ماسک چوباکا از طریق هر خرده فروش آنلاینی نیز به فروش می رسد. در جواب به این ویدیو، شرکت کوهل (جایی که ماسک از آن خریداری شده بود) ۲۵۰۰ دلار به علاوه اسباب‌بازی جنگ ستارگان و ۱۰۰۰ امتیاز هدیه به این مادر ۳۷ ساله۳۴  پاداش داد.

با توجه به آنچه ذکر شد، می‌توان دریافت که ادویک به عنوان یک منبع پیشرو در تولید اخبار، محتوا و اطلاعات در حوزه های بازاریابی، رسانه و تبلیغات تخصصی محسوب می‌شود و با همین رویکرد به گسترش و بسط دامنه فعالیت های خود ادامه می‌دهد. به طوری که هم‌اکنون به عنوان منبعی شناخته می شود که خلاقان، خریداران رسانه ها، تولیدکنندگان محتـوا، آژانس ها و شرکت ها و هرشخصی که می خواهد در مورد آخرین رویدادهای رسانه های دیجیتال مطلع باقی بماند، از آن بهره می برند. ادویک همواره با واکنش هوشمندانه به تغییرات مداوم محیط پیرامون، تغییر شکل تقاضاها و دریافت های مخاطبان برای حفظ و ارتقای موقعیت خود قدم برداشته است.

۱.Adweek
۲.مجله هفتگی، نرمافزار آی پد، خبرهای روزانه )در قالب بولتن
با محوریت تخصصی صنعت(، شبکه اجتماعی و برگزاری رویدادها
۳.Network
۴.Telecom
۵.Data
۶.Agency
۷.New England, The east, Southeast,
Midwest, Southwest and West
۸.American society of Microbiology
۹.Affliated: The Parent Company of
Globe Newspaper Company
۱۰.Boston Globe
۱۱.Advertising Age
۱۲.Adweek Blog Network
۱۳.Business to business
۱۴.Agency Spy
۱۵.Fishbowl DC
۱۶.Fishbowl NY
۱۷.Galley Cat
۱۸.Publishing
۱۹.PR Newser
۲۰.Lost Remote
۲۱.TV Newser
۲۲.Brodcast
۲۳.Cable Newser
۲۴.Towson University
۲۵.Brian Stelter
۲۶.Media Reporter
۲۷.The Newyork Times
۲۸.Chris Ariens
۲۹.Brian Williams
۳۰.NBC
۳۱.Minimalism
۳۲.Kohl: is an ancient eye cosmetic,
traditionally made by grinding
stibnite
۳۳.Forbes: American business
magazine
۳۴.Candace Payne

منبع: 

M.Daniells, Loma. (1993).”Business Information sources”. University of California Press. P495
pppenheim, Micheal. Mulcahy Diamond Wendy, (1392). “Marketing Information: A Strategic Guide for Business and Finance Libraries”. Routledge. P164
loomberg Official Website: www.bloomberg.com (2015)
Promethusgm Official Website (Global Media and New York City-based B2B media company): www.promethusgm.com (2017)
www.worldheritage.org, The World Heritage Encyclopedia is the largest and most comprehensive Encyclopedia ever compiled. The combination of articles, dictionary, eBooks, journals, and primary source documents, offers a most unique resource for students and researchers.
www.revolvy.com, (Revolvy is a website which test your knowledge while educating your mind with hundreds of articles and videos)

جایزه جهانی برندسازی

جایزه جهانی برندسازی

جایزه جهانی برندسازی مهم‌ترین جایزه مؤسسه‌ی جهانی برندسازی (دابلیو.بی.اف)  است. هرسال جوایز اصلی به برخی از بهترین برندهای جهان اهدا می‌شود که در زمینه برندسازی تلاش و موفقیت‌های چشمگیر داشته‌اند. با توجه به این‌ که از میان هزاران برند نامزد جایزه، تنها معدودی از آن‌ها انتخاب و برنده می‌شوند، دریافت این جایزه اعتبار فراوانی را نصیب صاحبان برند می‌کند.

درباره مؤسسه‌ی جهانی برندسازی

مؤسسه‌ی جهانی برندسازی یک سازمان غیرانتفاعی ، ثبت‌شده و جهانی است که در شهر لندن واقع شده است. دابلیو.بی.اف دامنه‌ی وسیعی از برنامه‌ها شامل تحقیق، توسعه، آموزش، شبکه‌سازی و ارائه‌ی خدمات را تولید، مدیریت و پشتیبانی می‌کند. فعالیت‌های اصلی مؤسسه‌ی جهانی برندسازی به شرح زیر است:

توسعه و اجرای دامنه وسیعی از برنامه‌ها شامل کنفرانس، سمینار، سخنرانی، مناظره و کارگاه.

تحقیق، توسعه و اجرای استانداردها، ابزار و برنامه‌های مربوط به برندسازی.

توسعه و اجرای برنامه‌های مربوط به جایزه برند.

داوری و رأی‌گیری

جایزه جهانی برندسازی در سه بخش جهانی، ملی و منطقه‌ای اهدا می‌شود. روند داوری و رأی‌گیری جایزه جهانی برندسازی منحصربه‌فرد است. امتیازها به سه بخش تقسیم شده‌اند که هر بخش درصدی از امتیاز کل در ارزیابی یک برند را تشکیل می‌دهد.

 

  1. ارزشگذاری برند

در این بخش که سهم سی درصدی در امتیاز کلی دارد، ارزشیابی مالی  یک برند توسط بخش تحقیقات مؤسسه‌ی جهانی برندسازی انجام می‌شود.

برای شرکت‌های سهامی عام، داده‌ها از منابع منتشرشده جمع‌آوری می‌شوند ولی برای شرکت‌های خصوصی، داده‌های حسابرسی مالی توسط خود شرکت‌ها ارائه می‌شوند یا از طریق منابع عمومیِ دردسترس به دست می‌آیند.

  1. رأیگیری عمومی آنلاین

مؤسسه‌ی جهانی برندسازی از یک پلتفرم آنلاین جهت نامزدی برندها و رأی‌گیری استفاده می‌کند که مخصوص پژوهش آنلاین طراحی شده است. اگرچه استفاده از این پلتفرم ممکن است به عنوان عوام‌گرایی یا رأی مردمی تلقی شود، امتیازهای این روش فقط بخشی از روند داوری هستند. در نتیجه، محبوبیت یک برند به تنهایی نمی‌تواند به برنده شدن آن منجر شود. این بخش سهم سی درصدی در امتیاز کلی دارد.

  1. پژوهش بازار مصرف

این بخش سهمی ۴۰ درصدی از امتیاز کل دارد. بخش تحقیقات مؤسسه‌ی جهانی برندسازی، مصاحبه‌های تلفنی تک‌نفره‌ای را در تمام کشورهای حاضر در مسابقه ترتیب می‌دهد. نتایج این تحقیق در امتیاز پژوهش بازار به صورت جهانی و ملی دخیل خواهد بود.

محل برگزاری :  کاخ کنزینگتون 

کاخ کنزینگتون در لندن، محل اقامت خانواده سلطنتی و از لحاظ تاریخی حائز اهمیت است. از سال ۲۰۱۵ میلادی، این کاخ به عنوان محل برگزاری مراسم جایزه جهانی برندسازی انتخاب شده است و مراسم بعدی در ماه اکتبر سال ۲۰۱۷ میلادی در این محل برگزار خواهد شد.

جایزه جهانی برندسازی

برندگان دوره ۲۰۱۷-۲۰۱۶

بیش از ۲۸۰۰ برند از ۳۵ کشور برای جایزه دوره ۲۰۱۷-۲۰۱۶ در چندین رشته نامزد شدند و بیش از ۱۲۰ هزار مصرف‌کننده از سراسر جهان در رأی‌گیری شرکت کردند. در نهایت به ۲۱۰ برند از ۳۰ کشور مختلف جایزه اهدا شد. در ادامه برندگان جایزه جهانی در هر رشته آمده است:

جایزه جهانی برندسازی

 

تندیس

 تندیس این مراسم در موزه‌ی برند، بسته‌بندی و تبلیغات در لندن در معرض دید عموم قرار دارد. تندیس‌های مراسم جایزه جهانی برندسازی در استراتفورد  لندن (زادگاه ویلیام شکسپیر) تولید می‌شوند. این تندیس‌های سفارشی از جنس طلای ۲۴ عیار هستند که یک صفحه مدور از جنس طلا بالای آن‌ها طراحی و نشان تجاری ثبت‌شده‌ی این مراسم (برند سال) روی آن‌ها حک شده است.

 

۱.World branding awards
۲.World Branding Forum
۳.سازمانهای غیرانتفاعی یا سازمانهای ناسودبَر
سازمانهایی قانونی و رسمی هستند که هدف اصلی آنها
پشتیبانی از یک مورد یا موضوع خصوصی یا همگانی، بدون
داشتن مقاصد تجاری است.
۴.financial valuation
۵.Kensington Palace.
۶.Stratford-upon-Avon / نام شهری در جنوب بخش
واریک در انگلستان است.

منبع: 

Official Website of World Branding Forum: www.Brandingforum.org (2017)

حقایق مجازی : نشست تبلیغات دیجیتال

در چند سال اخیر علم بازاریابی در ایران دستخوش تحولات و پیشرفت فراوانی شده‌ است و پدیده نوین تبلیغات دیجیتال توانسته در این میان جایگاه مهمی به دست آورد.

آشکار و پنهان بسته ها به روایت شهرزاد اسفرجانی

شاید صدای این نبرد به گوش نرسد اما در قفسه‌های هر فروشگاهی، جنگی تمام عیار میان برندهای مختلفی که در کنار هم چیده شده‌اند، در جریان است.